تعهد
واژههايي هستند که بار معناييشان بالاست؛ مخصوصا"آنکه توسط کسي بيانشوند که صاحب مقامي بالا در ذهن انسان باشد. سازمانها، در رابطهي خود با ساير سازمانها بادقت تمام نحوهي ارتباط و نوع گفتمان را رعايت ميکنند. آنها با بهرهگيري از مشاوران حقوقي، کلمه کلمهي نگارشهايشان را با ساير سازمانها زير نظر دارند، اما مديران همين سازمانها، در رابطه با کارکنانشان اهميت لغات را فراموش ميکنند. اينان فراموش ميکنند که بزرگترين سرمايهي هرسازماني، تعهد و دانش همکاراني است که سالها همراه ايشان زحمتکشيدهاند. فراموش ميکنند که لغات، هريک باري دارند و نبايد به آساني و باچشماني بسته کلمات را بر زبان جاري سازند. چگونگي رفتار سازمانها با افراداشان است که ميزان تعهد در آنها را رقم ميزند.تعهد افراد به سخنانشان است که اعتبار برايشان بهارمغان ميآورد. هستند افرادي که به زيبايي سخن ميگويند اما، در مقام عمل توان انجام آنچه ميگويند را ندارند. ما انسانها علاقهداريم سخنان را از زبان کساني بشنويم که به آنها اعتمادداريم. قلبهايمان پذيراي محبت است و آنرا ادراک ميکند. مديريت بر قلبها، به جاي مديريت بر اجسام، نيروي بينظير براي مديران به ارمغان ميآورد. مديراني که بر قلبها حکومت ميکنند، همهچيز را در اختيار ميگيرند. آنها با درک مشکلات کارکنانشان، در زمان درست توقع بجايي از آنها دارند. مدير معتبر در ذهن کارکنان، از احترام بالايي برخوردار است و سخنانش از قلب گوش ميشود.
منبع:دید مهندسی

