تبليغاتX
مهندسی صناﻳﻊ دانشگاه ﭘﻴﺎم نور تبرﻳﺯ

مهندسی صناﻳﻊ دانشگاه ﭘﻴﺎم نور تبرﻳﺯ

وبلاگ دانشجویی مهندسی صناﻳﻊ دانشگاه ﭘﻴﺎم نور تبرﻳﺯ

چنند عکس بعد از اتمام بازی تراکتور با فولاد

+ نوشته شده در  چهارم مهر 1388ساعت   توسط مسعود باغبان  | 

سلام به همه دوستهای مهندسمون

 

 بشنو از ني چون حکايت مي‌کند / شيعه را در خون روايت مي‌کند

 


ني حديث آفرينش باز گفت / باز گفت اما به شرح راز گفت

 


دست حق تا خشت آدم را نهاد / بر دهانش نام خاتم را نهاد

 


نام احمد نام جمله انبياست / چون‌که صد آمد نود هم پيش ماست

 


از مناره پنج نوبت پرخروش/ نام احمد با علي آيد به گوش

 


روز و شب گويم به آواي جلي / اکفياني يا محمد يا علي

(آقاسی)

 

تسلیت میگم روز رحلت خاتم رسل محمد مصطفی(ص) و شهادت نوه ی بزرگوارشون امام حسن مجتبی

 

رسول اکرم صل الله علیه و آله:

ای مردم جز این نیست که خداست و شیطان ، حق است و باطل ، هدایت است و ضلالت ، رشد است و گمراهی ، دنیاست و آخرت ، خوبی هاست و بدی ها ، پس همه خوبی ها از آن خداست و همه زشتی ها از آن شیطان ملعون است.

 

آیا شما را از چیزی خبر ندهم که اگر به آن عمل کنید شیطان از شما دور شود ٬ چندان که مشرق ار مغرب دور است؟

عرض کردند چرا.

 فرمودند : روزه ٬ روی شیطان را سیاه می کند. صدقه ٬ پشت او را می شکند و دوست داشتن برای خدا و یاری در کار نیک ٬ ریشه او را می کند و استغفار٬ شاهرگش را می زند.

 

الشیطان یعدکم الفقر و یامرکم بالفحشاء و الله یعدکم مغفره منه و فضلا والله ﯜسع علیم.

بقره(آیه 268)

 

امیدوارم که نگید که بعد مدت ها اومده که درس دینی بهمون بده، خواستم وبلاگ ما هم 28 صفر یه پیام تسلیتی داشته باشه و یک حدیث که تنها یک قطره از دریای علم نبوی هست. البته مطمئنادوستایی بودن که میخواستن راجع به امروز مطلب بزارن و من پیش دستی کردم وبازهم  صد البته که مطمئنم شماها اونقدر جلویین که ما آخرهای صف گمیم.

یک جوون 21 ساله به دین اسلام و پیرو مذهب شیعه به کتاب قرآن معتقد به ظهور مهدی و هزاران اعتقاد با ارزش دیگه.ولی بعضا فکر میکنم چه یدک کش خوبی ام... چرا اونطور که باید نمیشناسم دینم رو ،پیامبرم رو، کتابم رو، چرا بعضا تو قانع کردن خودم میمونم چه برسه وقتی که حرفهای مخالف میشنوم و با اینکه دینم اونقدر محکمه ولی من در دفاع ازش سستی میکنم.  

فقط امیدوارم روز به روز اطمینانمون نسبت به دین و تعهداتمون بیشتر بشه و ارزش راهی که به آسانی پیش رومون قرارگرفته رو بدونیم     وبدونیم که این راه تنها مسیر میان بر، برای رسیدن به خداست.

با امید موفقیت روز افزونتان

 

+ نوشته شده در  ششم اسفند 1387ساعت   توسط نعیمه سلیمی  | 

تست پیشواز والنتاین

تست روانشناسی عشقولانه

 شايد خيلي از اين تست ها زده باشيد و هر بار هم يك شخصيت متفاوت از دفعه ي قبل بدست آورده باشيد؛ اما اين تست خيلي نزديك به آنچه هستيد شما را نشان خواهد داد مگر اينكه شخصي غير قابل پيش بيني باشيد. اگر جنبه اش رو نداري كسي مجبور به خواندنت نكرده! پس،از گذاشتن كامنت هاي بي ربط خودداري كنيد.

سناریوهای زیر تلاش می‌کنند که دیدگاه شما نسبت به عشق را توضیح دهند. خود تست رو در ادامه ی مطلب مشاهده کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  هجدهم بهمن 1387ساعت   توسط عباس صمدی  | 

یا ثارالله

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین

                                                       روی دل با کاروان کربلا دارد حسین

از حریم کعبه جدّش به اشکی شست دست

                                                  مروه پشت سرنهاد اما صفا دارد حسین

میبرد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم

                                                بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین

اشک خونین گربیا بنشین بچشم شهریار

                                               کاندرین گوشه عزائی بی ریا دارد حسین

                                                                                 

بدینوسیله فرارسیدن ماه محبوب محرم الحرام را به همه دانشجویان گرامی دانشگاه پیام نور تسلیت عرض میگوییم، با آرزوی سلامتی و مؤفقیت در امتحانات آخر ترم. سلامت باشید   

                                                                                                       یا ثارالله

 

 

+ نوشته شده در  چهارم دی 1387ساعت   توسط وحید پورعباس  | 

دو شعر طنز(چهارشنبه سوری)

انگـــــــاری غلغله ی محشـره چارشنبه سوری

گوشم از بمب و ترقّـــــــه کره چارشنبه سوری

 از اراذل خیابونـــــــــــا همگی محشــــــــر خـر

 لات ولوت بازار و خــر تو خـــره چارشنبه سوری

گاهی دعوا میشه و اونچه میشــــــــه ردّ وبدل

فُحشای فابریک و خوار مادره چارشنبه سوری

"آی..نفس کش!" میگن و چاقو و ساطورمیکشن

 گفتمان قمــــه و خنجـــــــــــره چارشنبه سوری

 وای به حالش اگـــــــــــــه راننده ی مــادر مرده

از خیابونی بخــــــــــــواد بگذره چارشنبه سوری

 شیشه هاش خرد و سپـــر کنده، اتاقش داغون

چــــارتا چــــــــرخ اتولش پنچره چارشنبه سوری

 رســم خیلی خوبیه اگـــــــــــــــه خرابش نکنیم

 هی نگـــــو باعث شور وشــره چارشنبه سوری

 دست هــــــم رو میگیرن از روی آتیش می پرن

الفت بین زن و شوهـــــــــــره چارشنبه سوری

 ننه صغری به آق اسمـــال پسرش، میگه: ننه!

واســه مـن فشفشه یادت نره چارشنبه سوری

 روزای دیگـه نمی تونه ز جــــــــــاش جم بخوره

 جلـــــدی از روی آتیش می پره چارشنبه سوری

تو نـــــــود سالگی بسته چـادرو دور کمـــــــــر

واســــه قاشق زنی پشت دره چارشنبه سوری

 شب همه اهل محلّـه می ریزن تو کوچـــــه ها

شــــادی دسته جمعی بهتـره چارشنبه سوری

 شعر از"بوالفضول الشعرا"

 

چهارشنبه سوری(سهراب)

شور و حالی دارد/ عشق و شوقی خواهد/ و منم می خواهم کمی بازی بکنم/ کاش می شد بخرم / ولی اکنون که دگر مالی نیست /شب عید نزدیک است / پدرم هم بی پول / چاره ای باید جست / بهتر این نیست که دست ساز باشد؟ / قیمتش ارزان تر / سر صدایش بیشتر / شور و حالش افضل ...

چسب، کاغذ، باروت / سیخ کبریتی که در این نزدیکی است / و همه چیز حاضر / من تلاش خود را خواهم کرد / بیشتر از درس و کتاب / زود تر از باد بهار / فکر کنم حاضر شد / بهتر است که امتحانش بکنم / کبریت را باید برد / جور دیگر باید زد ... من نمی دانم که چرا می گویند / این مواد پر سوز است / نکند فکر کردی / من در این شعر بلایی سر خود می آرم / ولی دیدی که من سالم سالم هستم / شب روشن نزدیک است / همه عالم آتش / چه عجب جنگی بکنم من امشب ...

تق و تق ترقه / بوم و بوم نارنجک / فیس و فیس دینامیت / حال نوبت با من / بکشم این ضامن / دور خواهم شد از این بمب قوی / و دلی سیر بخندم بر افراد / این ترقه روشن / حال باید پرتابش بکنم / بین آن جمعیت / ...

چشم هایی معصوم / چهره ای چون مهتاب / دخترک را می گویم / که در آن جمعیت / شاد بود و خندان / قرنیه اش پاره / دیدگان دخترک پر خون است / دیدگان مادرش هم چون باران / کاش ماموری بود / که در آن نزدیکی / می گرفت این ها را / دکترش می گوید / عملی در پیش است / چشم ها را باید شست / جور دیگر باید دید ...

"چهارشنبه سوری به همتون خوش بگذره."

 

+ نوشته شده در  بیست و هشتم اسفند 1386ساعت   توسط نعیمه سلیمی  | 

روز ۲۹ بهمن روز سپندار مذگان، روز عشق

 

روز ۲۹ بهمن روز سپندار مذگان، روز عشق شاد باد!!!

 

وقتي به شروع و چگونگي وقوعش فكر مي كنم، بنظرم همه چيز گيج و پيچيده مي آيد! اما ظاهرا اين گيجي چندان هم عجيب ودور از انتظار نيست،چون عبارت "ضربه فرهنگي" را چنين تعريف كرده اند: "تغييراتي در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گيجي، سردرگمي و هيجان مي شود."
اين ضربه چنان نرم و آهسته بر پيكر ملت ما فرود آمد كه جز گيجي و بي هويتي پي آمد آن چيزي نفهميديم!
شايد افراد زيادي را ببينيد كه كلمات
Hi و Hello را با لهجه غليظ American
اش تلفظ مي كنند. اما تعداد افرادي كه از واژه درود استفاده مي كنند، بسيار نادر است!
همينطور كلمه
Thanks بيش از سپاسگزارم و Good bye
بسيار راحت تر از «بدرود» در دهان ها مي چرخد. ما حتي به اين هم بسنده نكرده ايم!
اين روزها مردم برگزاري جشن ها و مناسبت هاي خارجي را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر مي دانند.
سفره هفت سين نمي چينند، اما در آراستن درخت كريسمس اهتمام مي ورزند!
جشن شب يلدا كه به بهانه بلند شدن روز، براي شكرگزاري از بركات و نعمات خداوندي برگزار مي شده است را نمي شناسند، اما همراه و همزمان با بيگانگان روز شكرگزاري برپا مي كنند!
همه چيز را در مورد
Valentine و فلسفه نامگذاريش مي دانند، اما حتي اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است

چند سالي ست حوالي26 بهمن ماه (14 فوريه) كه مي شود هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم Valentine به گوش مي خورد. از هر بچه مدرسه اي كه در مورد والنتاين سوال كني مي داند كه "در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم. كلوديوس عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند.كلوديوس به قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشيشي به نام والنتيوس(والنتاين)،مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد.كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند. والنتاين در زندان عاشق دختر زندانبان مي شود .سرانجام كشيش به جرم جاري كردن عقد عشاق،با قلبي عاشق اعدام مي شود...بنابراين او را به عنوان فدايي وشهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نهاد و سمبلي مي شود براي عشق!"
اما كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است!

جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 3 روز پس از والنتاين فرنگي! اين روز "سپندار مذگان" يا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) كه نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاكي" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب مي گرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند

سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند.
ملت ايران از جمله ملت هايي است كه زندگي اش با جشن و شادماني پيوند فراواني داشته است، به مناسبت هاي گوناگون جشن مي گرفتند و با سرور و شادماني روزگار مي گذرانده اند. اين جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و كلا جهان بيني ايرانيان باستان است. از آنجايي كه ما با فرهنگ باستاني خود ناآشناييم شكوه و زيبايي اين فرهنگ با ما بيگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمريكاييها هستند كه به خود جهان بيني دچار مي باشند. آنها دنيا را تنها از ديدگاه و زاويه خاص خود نگاه مي كنند. مردماني كه چنين ديدگاهي دارند، متوجه نمي شوند كه ملت هاي ديگر شيوه هاي زندگي و فرهنگ هاي متفاوتي دارند. آمريكاييها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان مي دانند. آنها بر اين باورند كه عادات، رسوم و ارزش هاي فرهنگي شان برتر از سايرين است. اين موضوع در بررسي عملكرد آنان بخوبي مشهود است.

روي نظرات شما كليلك كنيد

 

+ نوشته شده در  بیست و نهم بهمن 1386ساعت   توسط احد کفاش خوش  | 

تبریک

 

آنچه هستي هديه ي خداوند به توست و آنچه مي شوي هديه ي تو به خدا

پس بي نظير باش!

 

همه ی عمر دیر میفهمیم.......تو لحظه ها و دقیقه های اخر........وقتی عمر همه چیز داره تموم میشه........

مثل وقت هایی که ......

 زندگی تو لحظه های از دست دادن شیرین میشه !

یه لحظه آفتاب تو هوای سرد غنیمت میشه !

خدا تو موقع سختیها تنها پناهت میشه !

یه قطره نور توی دریای تاریکی واست همه ی دنیا میشه !

یه عزیز وقتی که از دست رفت برات همه کس میشه !

پاییز وقتی که تموم شد به نظرت قشنگ و قشنگ تر میشه !

 

               Image and video hosting by TinyPic 

پاییز به نفس نفس افتاده.....

هیچ کس مطمئن نیست که فردا رومی بینه یا نه......

امروز تمام چیزها و آدمهای دور و برت رو خوب ببین........

زندگی خیلی طولانی نیست.......

 

 

عيد قربان وعید غدیر و شب يلدا مبارك

                                 

 

+ نوشته شده در  سی ام آذر 1386ساعت   توسط الهام منبری  | 

دانشجو در ملل مختلف!

ژاپن: بشدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد.

مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند.

هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که

سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی(ACTION) پیش می آید و

سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود.

عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس میخواند.

چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم

قیمت جنس اصلی می فروشد.

اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را

گذرانده! مادرزادی اقتصاد دان به دنیا می آید.

گینه بی صاحاب!!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای

درس بخواند.

کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول

عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند.

پاکستان: او بشدت درس می خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در

بیاید.

اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد.

انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می

شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند.

ایران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد!

سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند!

عاشق عبارت آقا خسته نباشید است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای

دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با

اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته

جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده؛ که چرا صاحبخانه ها جان به

عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! او چت می کند! خیابان متر می کند ودر یک

کلام عشق و حال می کند! نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است...


پاییز خواهد آمد...باد خاطره ی شیرین دانشجویی را برایت ورق خواهد زد!و تو در اوج لبخندها به گذشته

حسادت می کنی!

 

دانشجو روزت مبارک...

 

+ نوشته شده در  شانزدهم آذر 1386ساعت   توسط پروانه مسعود فر  | 

اندر احوالات نمایشگاه کتاب

اگه تصمیم دارید یه سری به نمایشگاه کتاب بزنید این توصیه ها در طی تجربیاتی تایید شدن و عمل کردن به آنها بسیار مفید است.

اگر آه در بساط ندارید باز هم یک سری به نمایشگاه بزنید. نمایشگاه گفتن فروشگاه که نگفتن.

پاچه های پدرتان را به نحو مبسوطی بخارانید.این کار برای جلوگیری از کسری بودجه ضروری است.

حتما به سالنهای غیر درسی هم سر بزنید.ضرر نمکنین.

خواهشاً به خاطر افه گذاشتن کتابهای قلمبه سلمبه نخرید. که بعداً تو دستتون باد می کنه. به عبارت دیگه سوادتون رو تو یه کفه بذارین و کتابتون رو هم تو یه کفه دیگه.

سعی کنین قبل از اینکه از غرفه دار با کلاسی که روبروتون وایستاده قیمت رو بپرسین یه نیم نگاهی به قیمت کتاب بندازین البته کار دید زدن به قیمتو خیلی ماهرانه انجام بدید. مثلا با یک قیافه ی خیلی فرهیخته به پشت جلد نگاه کنین که وانمود بشه دارین اسم ناشر و دیگر ملزمات رو میخونید.

در گرفتن بروشور های رنگارنگم زیاد دستو پاتونو گم نکنین . چون مجبورین اونا رو تا خونه خر کش کنین.  

از غرفه هایی که کمتر از ۹۰٪ تخفیف میدن خرید نکنین.فقط حدوداً یه ربعی وقتشونو بگیرین تا آدم بشن.

موقع اومدنم ناز نکنین سعی کنین هر قراضه ای مثل اتوبوس بنز زمان قاجار هم گیرتون اومد سوارش بشین که تو اون جمعیت همه پیاده همین اتوبوس ثواب الگانس رو میده.چون اینجا کسی متوجه کلاس گذاشتن شما نمیشه.

خسته نباشید.

حالا بعد از یه روز پر تکاپو این شمایید و تلی از کتاب.میتونید با نگاه کردن به قطر کتابهایی که به کتابخونتون زیاد شده حسابی کف کنید و منتظر باشید تا سال دیگه و یه نمایشگاه کتاب دیگه..

+ نوشته شده در  بیست و پنجم مهر 1386ساعت   توسط فایزه پیروان  |