تبليغاتX
مهندسی صناﻳﻊ دانشگاه ﭘﻴﺎم نور تبرﻳﺯ

مهندسی صناﻳﻊ دانشگاه ﭘﻴﺎم نور تبرﻳﺯ

وبلاگ دانشجویی مهندسی صناﻳﻊ دانشگاه ﭘﻴﺎم نور تبرﻳﺯ

تست پیشواز والنتاین

تست روانشناسی عشقولانه

 شايد خيلي از اين تست ها زده باشيد و هر بار هم يك شخصيت متفاوت از دفعه ي قبل بدست آورده باشيد؛ اما اين تست خيلي نزديك به آنچه هستيد شما را نشان خواهد داد مگر اينكه شخصي غير قابل پيش بيني باشيد. اگر جنبه اش رو نداري كسي مجبور به خواندنت نكرده! پس،از گذاشتن كامنت هاي بي ربط خودداري كنيد.

سناریوهای زیر تلاش می‌کنند که دیدگاه شما نسبت به عشق را توضیح دهند. خود تست رو در ادامه ی مطلب مشاهده کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  هجدهم بهمن 1387ساعت   توسط عباس صمدی  | 

مثبت اندیشی...

« روزي زني از خواب بيدار مي شود، در آينه نگاه مي كند و متوجه مي شود كه فقط سه تار مو در سرش مانده! بخود مي گويد: فكر مي كنم امروز بهتر باشد موهايم را ببافم!!

همين كار را مي كند و آن روز را به خوشي مي گذراند.

روز بعد از خواب بيدار مي شود و خودش را در آينه نگاه مي كند و مي بيند كه فقط دو تار مو در سرش مانده. بخود مي گويد: امروز فرقم را از وسط باز مي كنم.

همين كار را مي كند و روز را با خوشي سپري مي كند.

روز بعد بيدار مي شود و مي بيند كه فقط تنها يك مو در سر دارد. بخود مي گويد: امروز موهايم را از پشت جمع مي كنم.

همين كار را مي كند و روز را با شادي سپري مي كند.

روز بعد بيدار مي شود و ميبيند كه حتي يك تار مو در سرش باقي نمانده!! بخود مي گويد: امروز مجبور نيستم كه موهاي خود را درست كنم!!!!!»

 

چقدر دنيا زيباست وقتي كه به داشته هامون به جاي نداشته هامون فكر كنيم و عمده نيروي خود رو به جاي تلف كردن در حسرت نداشته ها صرف رسيدن به آنها كنيم! سخته اما دست يافتني است....

 

+ نوشته شده در  سوم بهمن 1387ساعت   توسط عباس صمدی  | 

بدون شرح!

Chineese good

 

 

+ نوشته شده در  بیست و هفتم دی 1387ساعت   توسط عباس صمدی  | 

صنایع دانشجوش سرش کلاه نمیره چه برسه به استادش!!

 

امتحان پایان ترم :

 

چهار دانشجوي مديريت که به خودشان اعتماد کامل داشتند یک هفته قبل از امتحان پایان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر دیگر حسابی به خوشگذرانی پرداختند.

اما وقتی به شهر خود برگشتند متوجه شدند که در مورد تاریخ امتحان اشتباه کرده اند و به جای سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراین تصمیم گرفتند استاد خود را پیدا کنند وعلت جا ماندن از امتحان را برای او توضیح دهند.

آنها به استاد كه به اصطلاح صنايع خونده بود گفتند:«ما به شهر دیگری رفته بودیم که در راه برگشت لاستیک خودرومان پنچر شد و از آنجایی که زاپاس نداشتیم تا مدت زمان طولانی نتوانستیم کسی را گیر بیاوریم و از او کمک بگیریم، به همین دلیل دوشنبه دیر وقت به خانه رسیدیم.»

استاد فکری کرد و پذیرفت که آنها روز بعد امتحان بدهند.

چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه(طرح ريزي واحد هاي صنعتي، سلول بندي!) فرستاد و به هر یک ورقه امتحانی را داد و از آنها خواست که شروع کنند...

آنها به اولین مسأله نگاه کردند که 5 نمره داشت. سوال خیلی آسان بود و به راحتی به آن پاسخ دادند، سپس ورقه را برگرداندند تا به سوالی که 95 نمره داشت پاسخ بدهند.

سوال این بود: کدام لاستیک پنچر شده بود؟!

 

دعای خیر پدر:

 

مرد جوانی، از دانشکده فارغ التحصیل شد. ماهها بود که ماشین اسپرت زیبایی، پشت شیشه های یک نمایشگاه به سختی توجهش را جلب کرده بود و از ته دل آرزو می کرد که روزی صاحب آن ماشین شود. مرد جوان، از پدرش خواسته بود که برای هدیه فارغ التحصیلی، آن

ماشین را برایش بخرد. او می دانست که پدر توانایی خرید آن را دارد. بالاخره روز فارغ التحصیلی فرارسید و پدرش او را به اتاق مطالعه خصوصی اش فرا خواند و به او گفت: من از داشتن پسر خوبی مثل تو بی نهایت مغرور و شاد هستم و تو را بیش از هر کس دیگری در دنیا دوست دارم. سپس یک جعبه به دست او داد. پسر، کنجکاو ولی ناامید، جعبه را گشود و در آن یک انجیل زیبا، که روی آن نام او طلاکوب شده بود، یافت. با عصبانیت فریادی بر سر پدر کشید و گفت: با تمام مال و دارایی که داری، یک انجیل به من میدهی؟ کتاب مقدس را روی میز گذاشت و پدر را ترک کرد. سالها گذشت و مرد جوان در کار وتجارت موفق شد. خانه زیبایی داشت و خانواده ای فوق العاده. یک روز به این فکر افتاد که پدرش، حتماً خیلی پیر شده و باید سری به او بزند. از روز فارغ التحصیلی دیگر او را ندیده بود. اما قبل از اینکه اقدامی بکند، تلگرامی به دستش رسید که خبر فوت پدر در آن بود و حاکی از این بود که پدر، تمام اموال خود را به او بخشیده است.

بنابراین لازم بود فوراً خود را به خانه برساند و به امور رسیدگی نماید. هنگامی که به خانه پدر رسید، در قلبش احساس غم و پشیمانی کرد. اوراق و کاغذهای مهم پدر را گشت و آنها را بررسی نمود و در آنجا، همان انجیل قدیمی را باز یافت. در حالیکه اشک می ریخت انجیل را باز کرد و صفحات آن را ورق زد و کلید یک ماشین را پشت جلد آن پیدا کرد. در کنار آن، یک برچسب با نام همان نمایشگاه که ماشین مورد نظر او را داشت، وجود داشت. روی برچسب تاریخ روز فارغ التحصیلی اش بود و روی آن نوشته شده بود: تمام مبلغ پرداخت شده است. چند بار در زندگی دعای خیر فرشتگان و جواب مناجاتهایمان را از دست داده ایم فقط برای اینکه به آن صورتی که انتظار داریم رخ نداده اند؟

 

+ نوشته شده در  نوزدهم دی 1387ساعت   توسط عباس صمدی  | 

صنایع در هوا هم پیروز می شود!

 

مهندس صنايع و برنامه‌نويس :

یک برنامه‌نویس و یک مهندس صنايع در یک مسافرت طولانى هوایى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند. برنامه‌نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟ مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید. برنامه‌نویس دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است. من از شما یک سوال می‌پرسم و اگر شما جوابش را نمی‌دانستید ۵ دلار به من بدهید. بعد شما از من یک سوال می‌کنید و اگر من جوابش را نمی‌دانستم من ۵ دلار به شما می‌دهم. مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خوابش ببرد. این بار، برنامه‌نویس پیشنهاد دیگرى داد. گفت: خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ٥٠ دلار به شما می‌دهم. این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با برنامه‌نویس بازى کند.

برنامه‌نویس نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تا ماه چقدر است؟» مهندس بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد. حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت: «آن چیست که وقتى از تپه بالا می‌رود ۳ پا دارد و وقتى پائین می‌آید ۴ پا؟»

برنامه‌نویس نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد. آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد. باز هم چیز بدرد بخورى پیدا نکرد. سپس براى تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت و با یکى دو نفر هم گپ (chat) زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند. بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و ٥٠ دلار به او داد. مهندس مودبانه ٥٠ دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد.

برنامه‌نویس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟»

مهندس دوباره بدون اینکه کلمه‌اى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامه‌نویس داد و رویش را برگرداند و خوابید!!!

 

+ نوشته شده در  بیست و هفتم آبان 1387ساعت   توسط عباس صمدی  | 

کار تیمی

+ نوشته شده در  بیست و پنجم شهریور 1387ساعت   توسط عباس صمدی  | 

چند اندرز...

            پدر بزرگ، درباره چه می‌نویسید؟

 

            -درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می‌نویسم، مدادی است که با آن

            می‌نویسم. می‌خواهم وقتی بزرگ شدی، مثل این مداد بشوی.

 

            پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید:

 

            -اما این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیده‌ام!

 

            پدربزرگ گفت: بستگی دارد چطور به آن نگاه کنی، در این مداد پنج صفت هست

            که اگر به دستشان بیاوری، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می‌رسی.

 

            صفت اول: می‌توانی کارهای بزرگ کنی، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی

            وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می‌کند. اسم این دست خداست، او همیشه

            باید تو را در مسیر اراده‌اش حرکت دهد.

 

            صفت دوم: باید گاهی از آنچه می‌نویسی دست بکشی و از مدادتراش استفاده

            کنی. این باعث می‌شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیزتر

            می‌شود (و اثری که از خود به جا می‌گذارد ظریف‌تر و باریک‌تر) پس بدان

            که باید رنج‌هایی را تحمل کنی، چرا که این رنج باعث می‌‌شود انسان

            بهتری شوی.

 

            صفت سوم: مداد همیشه اجازه می‌دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک‌کن

            استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست، در واقع برای

            اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری، مهم است.

 

            صفت چهارم: چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل

            چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.

 

            و سر انجام پنجمین صفت مداد: همیشه اثری از خود به جا می‌گذارد. پس

            بدان هر کار در زندگی‌ات می‌کنی، ردی به جا می‌گذارد و سعی کن نسبت به

            هر کار می‌کنی، هشیار باشی وبدانی چه می‌کنی..

+ نوشته شده در  ششم شهریور 1387ساعت   توسط عباس صمدی  | 

سر ممیز کوچک

ارزیابی عملکرد ...

            پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرنی را به سمت تلفن هل داد.

            بر روی کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن

            شماره ای هفت رقمی. مسئول دارو خانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش

            داد.پسرک پرسید، خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن ها را به من

            بسپارید؟ زن پاسخ داد، کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد. پسرک

            گفت: خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهم داد. زن

            در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است. پسرک بیشتر اصرار کرد

            و پیشنهاد داد، خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو

            می کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید

            داشت. مجددا زن پاسخش منفی بود. پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت،

            گوشی را گذاشت.مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش

            رفت و گفت: پسر...از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی

            داری دوست دارم کاری بهت بدم پسر کوچک جواب داد:

 

            نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می سنجیدم، من همون کسی هستم که

            برای این خانوم کار می کنه.

+ نوشته شده در  بیست و هفتم مرداد 1387ساعت   توسط عباس صمدی  | 

تعاریف مشاغل

          

  تعریف مشاغل مختلف :

 

            سیاستمدار: کسی است که می تواند به شما بگوید به جهنم بروید

            منتها به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری کنید.

 

            مشاور: کسی است که ساعت شما را از دستتان باز می کند

            و بعد به شما می گوید ساعت چند است.

 

            حسابدار: کسی است که قیمت هر چیز را می داند

            ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند.

 

            بانکدار: کسی است هنگامی که هوا آفتابی است چترش را به شما قرض می دهد

            و درست تا باران شروع می شود آن را می خواهد.

 

            اقتصاددان: کسی است که فردا خواهد فهمید

            چرا چیزهایی که دیروز پیش بینی کرده بود امروز اتفاق نیفتاد.

 

            روزنامه نگار: کسی است که %50 از وقتش به نگفتن چیزهایی که می داند می

            گذرد و %50 بقیه وقتش به صحبت کردن در مورد چیزهایی که نمی داند.

 

            ریاضیدان: مرد کوری است که در یک اتاق تاریک

            بدنبال گربه سیاهیه می گردد که آنجا نیست.

 

            هنرمند مدرن: کسی است که رنگ را بر روی بوم می پاشد

            و با پارچه ای آن را بهم می زند و سپس پارچه را می فروشد.

 

            فیلسوف: کسی است که برای عده ای که خوابند حرف می زند.

 

            روانشناس: کسی است که از شما پول می گیرد تا سوالاتی را بپرسد

            که همسرتان مجانی از شما می پرسد.

 

            جامعه شناس: کسی است که وقتی ماشین خوشگلی از خیابان رد می شود

            و همه مردم به آن نگاه می کنند، او به مردم نگاه می کند.

 

            برنامه نویس: کسی است که مشکلی که از وجودش بی خبر بودید

            را به روشی که نمی فهمید حل می کند.

             و:

             مهندس صنایع: کسی است که به ریش همه ی اینها می خندد!

 

 

+ نوشته شده در  بیست و چهارم مرداد 1387ساعت   توسط عباس صمدی  | 

يادواره مهندسي

 يادواره مهندسي

 

                  بسي رنج بردم در اين سال سي / كه مدرك بگيرم زبد شانسي

 

            نشد، دادم از كف همه زندگي / نهادم به سر افسر بندگي

 

            نبودم اوائل چنين ناتوان / ببودم به سر موي و بودم جوان

 

            نه تن خسته و ناتوان بودمي / نه اينگونه نامهربان بودمي

 

            نه اهريمني طينتي داشتم / نه بر خوي بد عادتي داشتم

 

            كنون بشنويد اينكه بيچاره من / چنان گشته‌ام اينچنين اهرمن

 

            بود شرح احوال من بس دراز / ولي قطره آن گويم از بحر، باز

 

            به هوش و خرد شهره بودم به شهر / نبودي چو من درسخواني به دهر

 

            به كنكور در رزم كنكوريان / زدم تستها را يكي در ميان

 

            به كف آمدم رتبه‌اي زير صد / نيارد چو من رتبه كس تا ابد

 

            خيالم كه ديگر مهندس شدم / نبودم خبر زينكه مفلس شدم

 

            به خود وعده‌اي نيك دادم همي / كه چون در خط درس افتادمي

 

            بيابم اگر صد هزاران كتاب / زنم از خوراك و ميرم ز خواب

 

            چنانش بخوانم به روزانه شب / كه خود گردم از كار خود در عجب

 

            وليكن چو پايم بدينجا رسيد / نبيند دو چشمت كه چشمم چه ديد

 

            به هنگامه ثبت نامم دمار / برآمد به يك روزه هفتاد بار

 

            به «آموزش»اش چون گذارم فتاد / رخ سرخ من رو به زردي نهاد

 

            چو دادندمي صد هزاران ورق / به رخساره زردم آمد عرق

 

            چنان بي كس و خسته ماندم به صف / كه رست از كف كفش مخلص علف

 

            پس از آن چو ديگر به صف ماندگان / به يك نمره گشتم من از بنديان

 

            بماند، پس نمره‌اي گم شدم / جدا از خود و شهر و مردم شدم

 

            به خود گفتم اين زندگي بهتر است / ره دانشم راه پر گوهر است

 

            گذشتم از آن فكر پيشينه‌ام / كه من ديگر آن شخص پيشين نه ام

 

            به من چه كه ديگر كسان چون كنند / به من چه، چه در كار گردون كنند

 

            به من چه فلاني دل آزرده است / به من چه خر مش رجب مرده است

 

            گذشتم از آن فكر پيشينه‌ام / كه من ديگر آن شخص پيشين نه ام

 

            كه دانش چراغ ره آدم است / كليد در گنج اين عالم است

 

            چو فرصت غنيمت شمارم كنون / مرا علم و دانش شود رهنمون

 

            پس از آن به مكتب نهادم چو پا / ز يك درب چوبي بسي بي صدا

 

            به رزم اندر آمد يكي اوستاد / بگفتا شكاري به دام اوفتاد

 

            بچرخيد و گرديد و غريد و گفت / در اين پهنه يكدم نشايد كه خفت

 

            كه من دكترا از فلان كشورم / يل سر سپاه فلان كشورم

 

            كنون گفته باشم به آغاز درس / ز كس گر نترسي، ز مخلص بترس

 

            بگفتم كه درست بسي ساده است / كدامين خر ز درست افتاده است؟

 

            بگفتا كه درسم بسي مشكل است / خيالات تو اي جوان باطل است

 

            چنانت بكوبم به گرز گران / كه پولاد كوبند آهنگران

 

            پس از آن سخنها و آن سرگذشت / دوماهي چو از آن سخن‌ها گذشت

 

            رياضي يكم نمره بر شيشه زد / هزاران غمم تيشه بر ريشه زد

 

            علومي چو بر بنده لشكر كشيد / سپاه معارف به دادم رسيد

 

            يكي بيست بگرفتم از ريشه‌ها / نشد كارگر زخم آن تيشه‌ها

 

            پس از آن معارف ز من قهر كرد / دهانم ز تلخي چنان زهر كرد

 

            به تالار و در گرمي ماه تير / بيامد ز در اوستادي چو شير

 

            بگفتا كه در رزم نام آوران / بدان،‌ خوان اول بود امتحان

 

            فراهم شد از جمع ما لشگري / يكي پهلوان‌تر از آن ديگري

 

            اتودها كشيده همه از نيام / كه بايد نمودن به دشمن قيام

 

            چو آمد فرود آن يل از پشت زين / ببست افسار رخش خود بر زمين

 

            كشيد از نيامش سوالات را / بگفتا كه حل كن محالات را

 

            سپه را به يك غرش آرام كرد / يلان را چنان اسب خود رام كرد

 

            بگفتا كه درسم بسي ساده است؟! / كدامين كس از درسم افتاده است؟!

 

            كنون گر تواني برو بچه‌جان / به فني زبندم تو خود را رهان

 

            نشستم چنان سنگ بر صندلي / به خود گفتمي اينكه ول معطلي

 

            برو فكر ديگر بكن اين جوان / مگر ترم ديگر شوي پهلوان

 

            شدم بر خر نحس شيطان سوار / دو صد حيله را چون نمودم قطار

 

            به يك روزه صدها گواهي بكف / به ظاهر پريشان و در دل شعف

 

            بگفتم كه من موقع امتحان / ببودم به بستر بسي ناتوان

 

            كه رحمي كن اي پهلوان رهنما / بيا بر من اكنون تو راهي نما

 

            كنون تا نيفتم به حال نزار / برونم كش از پهنه كارزار

 

            دو ترمي در اين نابرابر نبرد / دگر از چه آرم سرت را به درد

 

            هزاران كلك را زدم بيش و كم / كه شايد برون آيم از پنچ و خم

 

            رهي پرفراز و خم اندر خم است / در اين ره هزاران چو من رستم است

 

            يكيشان به رخش و يكي مرده رخش / يكي با درفش و يكي بي درفش

 

            هر اينك در انديشه كارزار / مگر آخر آيد غم روزگار

+ نوشته شده در  سیزدهم مرداد 1387ساعت   توسط عباس صمدی  | 

ملا نصرالدين و مهندسی صنایع:

 متن حكايت
ملا نصرالدين هر روز در بازار گدايي مي‌كرد و مردم با نيرنگي٬ حماقت او را دست مي‌انداختند. دو سكه به او نشان مي‌دادند كه يكي شان طلا بود و يكي از نقره. اما ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب مي‌كرد. اين داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهي زن و مرد مي‌آمدند و دو سكه به او نشان مي دادند و ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب مي‌كرد. تا اينكه مرد مهرباني از راه رسيد و از اينكه ملا نصرالدين را آنطور دست مي‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سكه به تو نشان دادند٬ سكه طلا را بردار. اينطوري هم پول بيشتري گيرت مي‌آيد و هم ديگر دستت نمي‌اندازند. ملا نصرالدين پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سكه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نمي‌دهند تا ثابت كنند كه من احمق تر از آن‌هايم. شما نمي‌دانيد تا حالا با اين كلك چقدر پول گير آورده‌ام.

 

   

شرح حكايت 1 (دیدگاه بازاریابی استراتژیک)
ملا نصرالدين با بهره‌گيري از استراتژي تركيبي بازاريابي، قيمت كم‌تر و ترويج، كسب و كار «گدايي» خود را رونق مي‌بخشد.

او از يك طرف هزينه كمتري به مردم تحميل مي‌كند و از طرف ديگر مردم را تشويق مي‌كند كه به او پول بدهند .
«اگر كاري كه مي كني٬ هوشمندانه باشد٬ هيچ اشكالي ندارد كه تو را احمق بدانند.»

------------ --------- --------- --------- --------- --
شرح حکایت 2 (دیدگاه سیستمی اجتماعی)
ملا نصرالدین درک درستی از باورهای اجتماعی مردم داشته است.

 او به خوبی می دانسته که گداها از نظر مردم آدم های احمقی هستند. او می دانسته که مردم، گدایی – یعنی از دست رنج دیگران نان خوردن را دوست ندارند و تحقیر می کنند. در واقع ملانصرالدین با تایید باور مردم به شیوه خود، فرصت دریافت پولی را بدست می آورده است.

 

«اگر بتوانی باورهای مردم را تایید کنی آنها احتمالا به تو کمک خواهند کرد.»

 

 

+ نوشته شده در  پنجم مرداد 1387ساعت   توسط عباس صمدی  | 

بحث کهنه

سلام بر همه ی مهندسین محترم. این پست برای بحث قدیمی ارزش صنایع در ایران و بازار کار آن می باشد که به طور تصادفی با آن برخورد کردم. هم خود مطلب و هم نظراتی که به آن داده بودند به نظرم جالب اومد و گفتم شما نیز آن را مطالعه کنید و نظر خود رو راجع به صحت یا عدم درستی آن در خود سایتی که این مطلب در آن قرار دارد بدهید. بحث قابل تاملی است که من به شخص بطور ناچار با قسمتی از آن موافقم. شما نیز کمی راجع به آن بیاندیشید...

منبع مطلب در آخر پست نوشته شده است:

4) یک نکته هم مهم است. مهندسان صنایع در ایران عمدتا کار مهندسی صنایعی نمی کنند و در حوزه کار مدیریت وارد شده اند. بین مهندسی صنایع و مدیریت مرزهای مشخصی وجود دارد. اولا مهندسان صنایع عمدتا باید به مسایل مدیریت عملیات (مثل برنامه ریزی تولید) بپردازند. ثانیا ابزارهای مهندسان صنایع عمدتا ریاضی و کمی و ابزارهای مدیریت عمدتا کیفی و رفتاری است. به نظر می رسد چون کار کردن در حوزه اول سخت است مهندسان صنایع کارهای سهل و ممتنعی مثل برنامه ریزی استراتژیک، سازماندهی و سیستم های اطلاعات را ترجیح می دهند و علاقه ای به کارهای تحقیق در عملیاتی و آماری که قلب تخصصی مهندسی صنایع است ندارند.

بقیه را در ادامه ی مطلب بخوانید....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  نوزدهم اسفند 1386ساعت   توسط عباس صمدی  | 

نرم افزارهای شبیه سازی

                   سلامی چو بوی خوش آشنایی         بر آن مردم دیده ی روشنایی.....

سلام بر همگی. این مدت سر همه شلوغ بوده و در گیر امتحانات پایان ترم و سر این وبلاگ بیچاره هم خلوت. امید وارم همگی نتایج خوبی بگیرید و مثل گذشته سر این بیچاره هم شلوغ بشه.

اگه یادتون باشه استاد جعفری سر کلاس آمار احتمال مهندسی اسم چند تا نرم افزار رو برد و کمی هم راجع به آنها توضیح داد. از این میان روی نرم افزار های شبه سازی که گرایش خودش بود بیشتر تاکید کرد. من هم از این میان نرم افزارARENA رو انتخاب کردم و خواستم شما هم کمی با اون آشنایی پیدا کنید. دیگه کم کم باید به فکر نرم افزار ها هم افتاد...

ARENA

نرم افزار ARENA بسته نرم افزاري براي شبيه سازي سيستم هاي گسسته پيشامد است كه توسط شركت Systems Modeling به بازار عرضه شده است . ARENS نرم افزاري كامل براي انجام مطالعات شبيه سازي است و تمام قدم هاي يك مطالعه شبيه سازي را پشتيباني مي كند . ARENA انعطاف پذيري زبان شبيه سازي Siman و قابليت هاي مدل سازي شي گرا را همزمان ارايه مي كند و در عين حال از آساني كاربردي محيط Microsoft Windows استفاده مي كند .

ARENA براي انيميشن و مدل سازي گرافيكي مسايل شبيه سازي بسيار مناسب است . اين برنامه به كاربر اجازه مي دهد كه اشيا مدل سازي به نام كاژول ايجاد كند كه اين ماژول ها سنگ بناي تهيه مدل هستند . تمام اجزا يك فرايند شامل منطق ، داده ، انيميشن و جمع آوري آمار مي توانند
ماژول هايي براي مشخص كردن فرايندي باشند كه موجوديت ها از آنها مي گذرند . 

ARENA با ارايه الگوهايي امكان ساخت انيميشن مناسب براي مسايل شبيه سازي را به سادگي فراهم مي كند . الگوها دسته اي از ماژول ها مي باشند كه موجوديت ها ، پردازش ها و واژگان نوع خاصي از مسايل را در بر مي گيرند . در اين نرم افزار الگوهايي براي مهندسي مجدد فرايندهاي تجاري ، مراكز تلفن ، ساخت و توليد با سرعت بالا ، ساخت نيمه هادي ها و بسياري كاربردهاي ديگر به عنوان نمونه تهيه شده است .

ARENA داراي يك تحليل گر ورودي و يك تحليل گر خروجي مي باشد . كاربر مي تواند با استفاده از تحليل گر ورودي داده هاي خام را مشاهده كند . تحليل گر خروجي نيز براي مشاهده و تجزيه و تحليل داده هاي شبيه سازي مي باشد . همچنين ARENA ، ويژوال بيسسيك شركت مايكروسافت را پشتيباني مي كند و به كاربر اجازه مي دهد تا از اطلاعات نرم افزارهاي كاربردي ديگر مانند Excel استفاده كند يا خروجي هاي Arena را به اين نرم افزارها منتقل كند.

                                                                               بر گرفته از وبلاگ : ie4u

+ نوشته شده در  بیست و ششم بهمن 1386ساعت   توسط عباس صمدی  | 

مروری بر آرگونومی


ارگونومي بعنوان رشته اي از علوم كه با بدست آوردن بهترين ارتباط ميان كارگران و محيط كاري شان ، مرتبط است تعريف ميشود . ارگونومي با ارزيابي قابليتها و محدوديتهاي انسان (بيومكانيك و آنتروپومتري ) ، استرسهاي كاري و محيطي (فيزيولوژي كار و روانشناسي صنعتي ) ، نيروهاي استاتيك و ديناميك روي بدن انسان (بيومكانيك )، احتياط (روانشناسي صنعتي ) ، خستگي (فيزيولوژي كار و روانشناسي صنعتي )، طراحي و آموزش و طراحي ايستگاه كاري و ابزارها (آنتروپومتري و مهندسي )، سر و كار دارد. بنابراين ارگونومي از خيلي از علوم و مهندسي تشكيل يافته است
ارگونومي شغلي تلاش ميكند تا با بازبيني سيستم هاي كاري ، آنها را در جهت كاهش استرسهاي حرفه اي تغيير دهد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  هفتم آذر 1386ساعت   توسط عباس صمدی  | 

نمودار پارتو

* نمودار پارتو                                                                
شايد در واحد صنعتی خودتان به اين نتيجه رسيده باشيد که يکی دو علت بيش از علت های ديگر باعث ايجاد ضايعات و دوباره کاری ها می شود. اگر چنين است آيا تا به حال درصد علت های مختلف را بدست آورده ايد؟ آيا تا به حال نمودار پارتو رسم کرده ايد؟ آيا تا به حال.... پس با ما باشيد!!!
نمودار پارتو، نمودار ميله ای است که علل مشکلات به وجود آمده را با فراوانی آن مقايسه می کند. نام اين نمودار از نام ويلفرد پارتو ، دانشمند علوم اجتماعی گرفته شده است. وی معتقد است در بعضی جوامع، اکثريت ثروت در اختيار درصد کمی از مردم است.

مهندسان کيفيت نيز بر اين باورند که مشاهده نقص ها از توزيع پارتو مشابهی پيروی می کند. به عبارت ديگر درصد زيادی از نقص ها و مشکلات ناشی از درصد کمی از علل و عوامل اصلی می باشد ولی تعداد کمی از اين علل اهميت داشته و بارفع آن ها می توان بخش اعظمی از مشکلات را حل نمود. قاعده پارتو با قانون 20-80 شناخته شده است. نتيجه می گيريم که 80% مشکلات ناشی از 20% منابع ناشناخته (بالقوه) هستند. نمودار پارتو برای به تصوير کشيدن و توضيح دادن مشکلات و عيوب به کار می رود، همچنين می تواند در تضمين عوامل تصادفی يک مشکل به خصوص ، و تصميم گيری محل قرار گرفتن بيشترين نيرو برای به دست آوردن بيشترين نتيجه به کار رود. بايد توجه داشت که نمودار پارتو به طور خودکار مهم ترين عيب را مشخص نمی کند بلکه فقط آن هايی را که بيشتر از بقيه مشاهده شده اند، تعيین می کند. نمودار پارتو يک نمودار ميله ای را با يک نمودار خطی تجمعی ترکيب می کند، خط تجمعی در نمودار پارتو بيانگر سهم کل علت ها می باشد، نمودار ميله ای مقادير را به صورت نزولی از سمت چپ به راست نشان می دهد که ارتفاع هر ميله نشان دهنده نوسان يا تأثير مشکلات است. خط تجمعی هم درصد هر ميله را از درصد کل ميله ها نشان می دهد، به عبارت ديگر مشخص می کند که هر ميله چند درصد از مجموع ميله ها را داراست.

در مورد نمودار پارتو همين جمله بس که «نمودار پارتو اولين قدم برای بهبود کيفيت در شرايط مورد نظر است».

+ نوشته شده در  چهارم آذر 1386ساعت   توسط عباس صمدی  | 

حسن کچل

 

بچه ها تا حالا قصه ی حسن کچل رو شنیدید؟ شنیدید البته نه بطور کامل. اشتباه نکن، همون حسنی ای که به مکتب نمی رفت اگه می رفت جمعه می رفت رو میگم. آره خودشه.

یه روز از روزهای خدا کنج خونه نشسته بود. بی حال و سست. مثل همیشه تنبل. مثل همیشه بیکار. دیگه ترفند های مادرش هم برای به بیرون کشیدنش از خونه فایده ای نداشت.

همون جور که نشسته بود یک دفعه با خودش گفت: پسر آخه تا کی می خوای الاف کنج خونه باشی. پاشو یه فکری به حال خودت بکن. کل ایران فهمیده که تو تنبلی. با خودش گفت: پسر بابات که از صبح تا شب جون میکنه وضعش اینه و حقوق بخور نمیر هم به زحمت گیرش میاد وای به حال آینده ی تو که نه کاری بلدی و نه سواددرست و حسابی داری!

یک لحظه صدای پدرش تو گوشش پیچید که میگفت: بچه درس بخون. بخون تا مثل من نشی. بخون تا آقای خودت باشی. تو درس ت رو بخون من ازت هیچی نمی خوام...

به خودش گفت باید درس بخونه. خودشو به آب و آتیش زد. جمعه ها که سهل بود بقیه ی روزها و شبها رو خوند تا رسید به کنکور! بیچاره بابای حسن. بیچاره نمی دونست که اون نصیحتی که چند وقت پیش نه از آگاهی بلکه به تقلید از کدخدا به پسرش کرده بود اینجا اینجوری یقش رو بگیره! چون مثل کد خدا پولی نداشت که حسنی رو به کلاس و ... بفرسته. خلاصه. حسنی می خواست به دانشگاه بره. هر جوری که شده. می گفت به من ربطی نداره باید برم دانشگاه. بیچاره نه اونقدر باباش پول داشت تا به دانشگاه پولی بره و نه درست و حسابی درس خونده بود تا به دانشگاه دولتی بره! خلاصه. زد و وارد یکی از همین دانشگاه ها که تلفیقی از این دو بود رفت.

بازم برگشت به همون دوران. حسنی شد و کنج خونه؛ البته با این تفاوت که بعد 4 ماه بایستی ده بیست کتاب قطور رو پاس کنه! بازم جمعه ها به مکتب می رفت؛ با این تفاوت که الان دست خودش نبود و مکتب فقط جمعه ها واسش کلاس داشت!! به هر طریقی با زحمت زیاد لیسانس رو سر 4 سال گرفت. با خوشحالی هرچه تمام بر گشت خونه. این بار خواست با ترفند مادر ، خودش رو غافل گیر کنه. از تو حیاط سیب ها رو چید( این بار مسیر سیب ها به طرف خونه بود نه بیرون!) تا رسید به دانش نامش. مادر سیب ها رو دنبال کرد و رسیبد به مدرک حسنی ما؛ آقا خوشحال نشد که هیچ بلکه با لحن اندوه ناکی گفت: این همه مدک جون کندی تا لیسانس بگیری؟ برو پسر کدخدا رو ببین. هم بازیت رو میگم. چوپان دروغ گو رو.، همون چوپون تو این مدت فوق لیسانس گرفته و تو هم... واقعا که... برو ببین مدرکش رو نگرفته کار میکنه. تونل ورودی ده رو داره اون میسازه و بعد از ظهر ها هم میره پی چوپونیش. دو شغله است. تو بی دست و پا هم حتی یکی پیدا نکردی!

حسنی ما هم ناراحت به کنجی خزید.داشت به حرفهای مادرش فکر می کرد. راست هم میگفت.آخه چطور زود تر ازاین... تازه داره کار هم میکنه!! اونهم دو تااااااا

بعد مدتی تو ده بلوایی افتاد. داد و هوار دهقان فداکار(عموی حسنی) دم در کد خدا بلند شد. داد و هوار راه انداخته بود که تونل ریزش کرده و اگه اون نبود مردم کشته شده بودند. کد خدا بهش گفت: ای کاش تو هم تو قطار بودی و الان جلوی من اینجوری زبون درازی نمی کردی!! یا شاید اون کتکی رو که خوردی واست کم بود؟ حالا خوبه پسر من این تونل رو ساخت می خواستی بدین دست برادر زاده ی بی خیالت؟ دهقان فداکار حرفی برای گفتن نداشت. شاید هم خودش چیزی نگفت.

به هر حال. حسنی که به دانشگاه عادت کرده بود نتونست تو خونه بشینه و مدام دنبال این استاد و آن استاد میگشت و گدایی پرژه می کرد! آخر سر هم یکی از استاد ها سرش رو شیره مالید و چندر غاز پول کف دستش گذاشت و گفت این هم سهم تو از این طرح مشترک!!

آخر سر تو دانشگاه با کبری آشنا گشت. کبری بهش گفت که تصمیم بزرگی گرفته و می خواد انصراف بده و بره دنبال کار. حسنی و کبری ازدواج کردند. زندگی شیرین بود. کبری به مدرک حسنی تو در و هم سایه میبالید و حسنی هم با حقوق کبری زندگی را گذروند.

بالا رفتیم ماست بود ، قصه ی ما راست بود

پایین اومدیم دوغ بود، قصه ی ما دروغ بود!!

قصه ی ما به سر رسید، بی خیال این کلاغ بیچاره شین. چیکار دارین به خونش رسید یا نه. به ما چه!!

+ نوشته شده در  سوم آذر 1386ساعت   توسط عباس صمدی  | 

کاربرد مهندسی صنایع در زندگی

 5  سوال که سر خیلی ها (آقایون عجول!) رو به باد داده! اما خیلی ها هم با کمی تامل جان سالم به در برده اند(مهندسی صنایع خونده بودن یا شاید با یک مهندس صنایع در رابطه بوده اند!) در ادامه ی مطلب این 5 سوال و چند جواب پیشنهادی برای آنها آورده شده که شما نیز می توانید راههایی به آنها اضافه کنید اما مواظب باشید که جزو دسته ی اول قرار نگیرید!! لازم به ذکر است که این مطلب مربوط به مبحث مدیریت بحران می باشد!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوم آذر 1386ساعت   توسط عباس صمدی  | 

سوتک.

 

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد؟

 

نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم

 

چه خواهد ساخت؟

 

ولی بسیار مشتاقم،

 

که از خاک گلویم سوتکی سازد.

 

گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش

 

و او یکریز و پی در پی،

 

دم گرم خوشش را بر گلویم سخت بفشارد،

 

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد.

 

بدین سان بشکند در من،

 

                                 سکوت مرگبارم را...

 

بر گرفته از دفترهای سبز: دکتر علی شریعتی

 

 

+ نوشته شده در  سیزدهم آبان 1386ساعت   توسط عباس صمدی  | 

آزمایش

یک آزمایش خلاق:

 

یه روز یه دانشمند یه آزمایش جالب انجام داد ... اون یه

 

اکواریم شیشه ای ساخت و اونو با یا دیوار شیشه ای دو قسمت کرد

 

تو یه قسمت یه ماهی بزرگتر انداخت و در قسمت دیگه یه ماهی

 

کوچیکتر که غذای مورد علاقه ی ماهی بزرگه بود

 .

ماهی کوچیکه تنها غذای ماهی بزرگه بود و دانشمند به اون

 

غذای دیگه ای نمی داد ... او برای خوردن ماهی کوچیکه

 

بارها و بارها به طرفش حمله می کرد اما هر بار به یه

 

دیوار نامرئی می خورد . همون دیوار شیشه ای که

 

اونو از غذای مورد علاقش جدا می کرد

 .

بالا خره بعد از مدتی از حمله به ماهی کوچیک منصرف شد .

 

او باور کرده بود که رفتن به اونطرف اکواریوم و خوردن

 

ماهی کوچیکه کار غیر ممکنیه

 

دانشمند شیشه ی وسط رو بر داشت و راه ماهی بزرگه رو باز

 

کرد اما ماهی بزرگه هرگز به سمت ماهی کوچیکه حمله نکرد .

 

اون هرگز قدم به سمت دیگر اکواریوم نذاشت

 .

میدونید چرا ؟

 

اون دیوار شیشه ای دیگه وجود نداشت اما ماهی بزرگه تو ذهنش

 

یه دیوار شیشه ای ساخته بود . یه دیوار که شکستنش از

 

شکستن هر دیوار واقعی سخت تر بود

 .

اون دیوار باور خودش بود . باورش به محدودیت .

 

باورش به وجود دیوار

 

ما هم اگه خوب تو اعتقادات خودمون جستجو کنیم کلی

 

دیوار شیشه ای پیدا می کنیم که نتیجه ی مشاهدات و تجربیاتمونه.

 

و خیلی هاشون هم اون بیرون نیستن و فقط تو ذهن خود ما وجود دارن!

 

برگرفته از وبلاگ برو بچ صنایع تکنولوژی دانشگاه تبریز

 


 

 

+ نوشته شده در  چهارم آبان 1386ساعت   توسط عباس صمدی  | 

ضرایب ارشد

بچه ها این مطلب رو تو یکی از وبلاگ های مهندسی صنایع(فکر کنم وبلاگ دانشگاه بوعلی سینای همدان باشد) دیدم که گروه صنایعشان یکی از گروه های تراز اول کشورمی باشد(با توجه به آماری که بچه های آنجا قبلا به من داده اند). به هر حال فکر کردم مطالعه ی این مطلب و آگاهی از درصد های دروس ارشد چنانکه برای من جای سوال بود ، برای شما نیز چنین باشد. چون آدرس وبلاگشان را در خاطر ندارم تا ذکر منبع کنم؛پیشاپیش از صاحب مطلب نیز عذرخواهی می کنم.

به هر حال می پردازیم به خود مطلب:

آنچه دربخش عمده نوشتارزير بدان پرداخته شده است، بررسي وضعيت علمي افرادي مي باشد كه در آزمون كارشناسي ارشد 85 رشته مهندسي صنايع ـ مهندسي صنايع رتبه هاي ممتازي كسب نموده اند و با توجه به ظرفيت پذيرش دوره هاي روزانه امسال كه در حدود 90 نفر اعلام شده است ، در مهرماه 1385 تحصيلات خود را در مقطع كارشناسي ارشد آغاز خواهند نمود.

در ابتدا چندين نمونه از كارنامه هاي اين افراد ارايه مي شود:

رتبه

زبان

تحقيق در عمليات 1

آمار و احتمال مهندسي

طرحريزي واحدهاي صنعتي

كنترل موجودي 1

معدل اعمال شده

43

24.44

81.11

58.88

40

46.66

17.01

65

30

78.88

51.11

41.11

48.88

؟

توضيح : متاسفانه تصوير كارنامه هاي رتبه هاي 43 و 65 در زمان تهيه اين مقاله موجود نبوده است.

با توجه به كارنامه هاي ارايه شده ، توجه خوانندگان محترم را به نكات زيرجلب مي كنم:

1- هرساله برتعداد شركت كنندگان آزمون كارشناسي ارشد افزوده مي شود و اين افزايش در مورد رشته هاي پرطرفداري مثل مهندسي صنايع به وضوح چشمگيرتر است. عواملي مانند جذابيت مباحث درسي و وجود بازاركار نسبتا مناسب باعث شده اند كه در سالهاي اخير حتي دانشجويان رشته هاي ديگرنيزبه ادامه تحصيل در گرايشهاي مختلف مهندسي صنايع ترغيب شوند. در آزمون سال 85 در كد رشته 1259 (مهندسي صنايع – صنايع) فقط در تهران 1718 نفر مرد و663 نفر زن متقاضي شركت در اين آزمون شدند و امتحان اين رشته هم در صبح روز شنبه مورخ13/12/85 در دانشگاههاي شريف وامير كبير با حضور اكثريت قريب به اتفاق داوطلبان برگزار شد. نگاهي به تعداد داوطلبان مويد اين مطلب است كه موفقيت در اين آزمون نيازمند عزم جدي و آمادگي علمي بسيار زياد فرد داوطلب مي باشد. آن چنانكه وضعيت علمي صاحبان كارنامه هاي ارايه شده در بالا نيز اين مطلب را تصديق مي كند.

2- بهترين معيار براي سنجش موقعيت علمي شما در مقايسه با افرادي كه كارنامه آنها در بالا ارايه شد نمره كل آزمون مي باشد كه پس از تراز كردن نمره خام هر درس و بر اساس 80 درصد نمره آزمون و 20 درصد تاثير معدل محاسبه شده است. بنابراين از توجه صرف به نمرات دروس كه به صورت درصدي ارايه شده است پرهيز كنيد. چرا كه مثلا در آزمون 85 سطح سوالات درس تحقيق در عمليات نسبت به سالهاي قبل اندكي پايين تر بوده است و همين مساله ميانگين نمرات كسب شده توسط داوطلبان را در اين درس بالا برده است. اما چون در محاسبه نمره كل از عمليات تراز كردن استفاده مي شود ، تاثير سختي يا آساني سوالات هر درس در رتبه بندي علمي شركت كنندگان بسيار ناچيز خواهد بود.

3- يكي از تفاوتهاي آزمون امسال با سالهاي قبل افزايش وقت امتحان از 180دقيقه به 210 دقيقه بوده است. نگارنده 2عامل را در اخذ چنين تصميمي از سوي برگزاركنندگان موثر مي داند. اول آنكه زمان 180 دقيقه اي در سالهاي قبل باعث شده بود كه داوطلبان فرصت خود را معطوف به پاسخگويي به سوالات 4 درس از 5 درس اين آزمون كنند و يك درس را ـ كه معمولا درس زبان عمومي و تخصصي بود ـ به حالت سفيد و بدون پاسخ باقي گذارند. اين مساله يكي از ايرادات عمده آزمون در سالهاي قبل بود كه از وقت ناكافي امتحان ناشي مي شد. اما افزوده شدن 30 دقيقه به زمان آزمون در سال گذشته، افزايش ميانگين درس زبان را به دنبال داشته است. كما اينكه در كارنامه رتبه 27 آزمون سال 83 درصد درس زبان صفر درج شده بود ، حال آنكه شما در كارنامه رتبه 29 سال 85 نمره درس زبان را 28.88 درصد مي بينيد.

دومين عامل افزايش زمان آزمون كه بديهي به نظر مي رسد، ممنوع شدن استفاده از ماشين حساب از سوي سازمان سنجش مي باشد.

4- براي نويسنده اين مطلب ، جاي بسي خوشحالي و افتخار است كه در ادامه موفقيت هاي سالهاي اخير ، در ميان افراد ممتاز كنكور85 هم نفراتي (هر چند معدود) از فارغ التحصيلان و دانشجويان دپارتمان مهندسي صنايع دانشگاه بوعلي سينا حضور دارند. كسب چنين نتايج فوق العاده اي توسط اين دوستان علاوه بر اينكه نشاندهنده شايستگي و تلاش در خور تحسين آنها مي باشد ، مويد اين مطلب است كه با صرف فعل خواستن توسط خود دانشجويان و توجه بيشتر اساتيد محترم در ارايه قوي تر مطالب درسي مي توان انتظار داشت كه در سالهاي آينده تعداد قبولي هاي گروه صنايع دانشگاه بوعلي در اين گرايش و همچنين گرايش ديگر مهندسي صنايع ( كدرشته 1260) بيشتر ازمتوسط 1 تا 2 قبولي در دوره هاي روزانه( چنانكه در سالهاي اخير متداول بوده است) باشد.

البته امسال خوشبختانه ظرفيت پذيرش دوره روزانه به يكباره از عدد 56 به عدد 90 رسيد كه ان شاالله اين مطلب نيز انگيزه هاي شما دوستان عزيز را براي موفقيت در اين آزمون تقويت خواهد كرد. از طرفي بر طبق اطلاعات بنده ، امسال فقط در كد رشته 1259 حدود 13 نفر از فارغ التحصيلان ودانشجويان دانشگاه بوعلي سينا مجاز به انتخاب رشته شده اند كه در مقايسه با نتايج سال 84 پيشرفت اميدواركننده اي را نشان مي دهد.

5- هدف اصلي بنده از طرح اين مقاله ، كمك به آن دسته از اعضاي محترم فعلي و آينده اين كلوب بوده است كه قصد شركت در امتحان ارشد كد رشته 1259 را دارند. به خصوص دوستان عزيز ورودي 81 و 82 كه بيش از سايرين در سال جاري با اين قضيه درگير هستند. توجه داشته باشيد كه اطلاعات بنده فقط در حد اعداد و ارقام مي باشد و در مورد موضوعاتي مثل منابع درسي مناسب ، نحوه صحيح مطالعه و.... بايد به دوستان خود كه در اين آزمون رتبه هاي ممتازي را كسب نموده اند مراجعه كنيد.

6- كليه اعداد مندرج در اين مقاله مستقيما از منبع سازمان سنجش آموزش كشور توسط نويسنده (باصرف وقت و هزينه زياد) اخذ شده است و لذا در صحت آنها هيچگونه ترديدي وجود ندارد. در مورد كارنامه هاي ارايه شده بايد عرض كنم كه اينجانب به دليل عدم دسترسي به صاحبان آنها و در نتيجه نداشتن اجازه از ايشان از عنوان كردن نام اين افراد معذور هستم.

7- در مورد كد رشته 1260 (مهندسي سيستمهاي اقتصادي اجتماعي و مديريت سيستم و بهره وري) هم در آينده سخن خواهيم گفت و از نطرات ارزشمند دانشجويان اين گرايش كه عضو اين كلوب هم هستند استفاده خواهيم كرد. فعلا در مورد اين گرايش به جدول زير بسنده مي كنيم.

جدول تعداد شركت كنندگان كد رشته 1260 آزمون كارشناسي ارشد 85 در تاريخ 11/12/85 در تهران

 

تعداد داوطلبان

محل برگزاري

آقايان

2323

دانشگاه شهيد بهشتي

خانمها

1396

دانشكده علوم اقتصادي دانشگاه علامه طباطبايي

228

دانشگاه صنعتي اميركبير

تهیه کننده : مسعود مهدي زاده

+ نوشته شده در  بیست و هفتم مهر 1386ساعت   توسط عباس صمدی  | 

شرحی در مورد دانشکده ی مهندسی!

اول گلایه!:

بچه ها میخوام یه کمی در مورد حال و هوای این روز های وبلاگ حرف بزنم. کلا یه جوری شده که انگار خاک مرده رویش پاشیدن و از شور و شوق افتاده. هیچ نشاط و اثری از فعالیتی صمیمی نیست! نمی دونم علتش چی هست اما میدونم این مدتی که من اینجا نبودم هم بدین مموال بوده است! یعنی تو این مدت طولانی کسی زحمتی به خودش نداده تا یه تکونی به این وبلاگ پر شور سابق بده!!لطفا نگین سرمون شلوغ هست و در گیر ترم جدید هستیم.چون بعد یک ماه هنوز از هر کتاب دو الی سه صفحه هم نخوندیم!!. البته یکی دو نفری بودند که فعالیت کنند اما آنها هم با دیدن چنین همکاری از سایر افراد دلسرد شده اند اما نه نا امید. ماشاءالله آنقدر تو لیست نظرات نظر هم هست که نمیشه خوند! خب شاید بگین خودت چیکار کردی؟ اما به خدا دست من از اینترنت کوتاه بود و دسترسی نداشتم وگرنه من هم مثل چند نفر یه کارایی می کردم. اما امید وارم سایر اعضا مثل سابق بدون هیچ دغدغه ی فکری از عقوبت گذاشتن مطلب(نکته ی کنکوری!!) باز هم ادامه بدهند. اگر دقت کرده باشید موقع ثبت یک مطلب در وبلاگ یک پنجره با عنوان :«مرتبط با موضوع» گذاشته شده که می توان در آن پنجره موضوع" حرف دل" یا " مطلب اجتماعی" یا " دانشگاه و دانشجو" و.... را انتخاب کرد! این یعنی شما مجوز گذاشتن هر مطلبی در چهارچوب خودش را دارید و هیچ محدودیتی برای فعالیت شما نیست. فکر کنم بعد از گذشتن بیش از یک سال به این نتیجه رسیده باشیم که برای یک وبلاگ دانشجویی از هر مطلبی نیاز هست. امید وارم مقصود مطلب من رو گرفته باشید و به حاشیه نروید. خلاصه در این پست به معرفی دانشکده ی مهندسی دانشگاه پیام نور می پردازیم که از سایت خود دانشگاه نشات گرفته و شاید اکثرا مطالعه کرده باشید اما شاید هم کسانی باشند که برای آنها تازگی داشته و مفید باشد. امیدوارم همگی در کنار هم اهداف صنایع را پیش بریم و با تاسیس انجمن هم گامی نو در این راه برداشته باشیم:

 

دوم خود مطلب:

 دانشکده مهندسی دانشگاه پیام نور:

 

دانشکده مهندسی دانشگاه پیام نور در سال 1384 با هدف ایجاد رشته‌های مهندسی با کاربری بالا در ایجاد اشتغال و بکارگیری علوم نوین مهندسی تاسیس شده است.

دانشگاه پیام نور از سال 1385 اقدام به توسعه رشته‌های تحصیلی و ایجاد امکان تحصیلات عالی در مناطق مختلف کشور، در راستای توسعه نظام آموزشی دانشگاه نموده است. ویژگی اصلی تخصص‌های مهندسی جدیدالتاسیس در دانشگاه پیام نور، ماهیت بین رشته‌ای آنها است و از آنجا که بر اساس ماده 49 برنامه چهارم توسعه، بازنگری در رشته‌های دانشگاهی بر مبنای نیازهای اجتماعی، بازار کار و تحولات علمی در راستای توسعه علوم میان رشته‌ای در ماموریت‌ها و ساختار دانشگاه‌ها و موسسات آموزش عالی به‌صورت یک ضرورت مطرح شده، دانشگاه پیام‌نور نیز به‌عنوان یک نهاد علمی آموزشی، توجه خود را به این امر معطوف ساخته است. لذا رشته‌های جدیدالتاسیس به‌عنوان تخصص‌های بین رشته‌ای با کاربری بالا در ایجاد اشتغال و رفع نیاز بخش‌های صنعتی و خدماتی کشور ایجاد شده است.

این امر به رشد و توسعه مناطق بومی کمک شایانی خواهد نمود. چراکه با توجه به محدودیت ظرفیت پذیرش دانشجو در دانشگاه‌های سراسری به ‌ویژه در شهرستان‌ها و افزایش روزافزون نیاز صنایع به متخصصین حوزه‌های فنی در کشور و نیز خلا ناشی از کمبود متخصص از سوی دیگر، امکان بهره‌مندی از خدمات آموزش از راه دور در مناطق فوق از سوی دانشگاه پیام نور ایجاد گردیده است. لذا فرصت‌های تحصیلی بیشتری برای متقاضیان فراهم و زمینه جهت تخصصی شدن و بهره‌گیری از علوم نوین در بخش‌های صنعتی و خدماتی مناطق مختلف کشور مساعد خواهد شد.

 

رشته‌های تحصیلی:

دانشکده مهندسی دانشگاه پیام نور در حال حاضر در رشته‌های مهندسی صنایع (کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا) و مهندسی مدیریت پروژه (کارشناسی) دانشجو می‌پذیرد. تعداد دانشجویان این دانشکده تاکنون معادل 3010 نفر بوده است. این دانشکده در سال جاری در رشته مهندسی مدیریت اجرایی(کارشناسی) دانشجو می گیرد. رشته فناوری نانو و مهندسی عوامل انسانی در مقطع کارشناسی ارشد نیز در دست راه اندازی می باشد.

 

مواد درسی :

دوره‌های کارشناسی مهندسی مطابق آئین‌نامه آموزشی مقطع کارشناسی، مصوب شورایعالی برنامه‌ریزی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری برگزار می‌گردد. این دوره‌ها به‌صورت 2 بخش آموزشی 2 ساله درنظرگرفته شده‌اند که2 سال اول مشترک میان کلیه رشته‌های مهندسی دانشگاه پیام نور می‌باشد.

تعداد کل واحدهای درسی در مقطع کارشناسی مهندسی معادل 140 واحد و به‌صورت ذیل درنظر گرفته شده است:

- عمومی             21 واحد

-پایه               26واحد

- مهارتی              8  واحد

- تكمیلی          22 واحد

- تخصصی و اختیاری 63 واحد 

 

نحوه پذیرش و تحصیل در دوره:

پذیرش دانشجو در رشته‌های کارشناسی و کارشناسی ارشد مهندسی دانشگاه پیام نور از طریق آزمون سراسری است و توسط سازمان سنجش آموزش کشور و همچنین از طریق دوره‌های فراگیر صورت می‌گیرد.

 

+ نوشته شده در  بیست و هفتم مهر 1386ساعت   توسط عباس صمدی  | 

زمینه ی کاری صنایع

 

 در این پست مقصود بر این است که زمینه های کاری مهندسی صنایع را به صورت مفصل تر و واضح تر برای علاقه مندان بیان کنیم(که البته قبلا دوستان آنرا چندین بار بصورت اجمالی بیان کرده اند) ودر پایان نیز درامد مهندس صنایع را (البته در خارج از کشور) مورد بررسی قرار دهیم .

.

1_مدیریت تولید Manufacturing management:

 

از انجایی که اعتبار هر کشور صنعتی به توانایی ان کشور در تولید موثر بستگی دارد در کشورهای صنعتی به این گرایش توجه بسیاری می شود.مهندسان تولید در راستای کسب مزیت هایی در رقابت های جهانی ازمهندسی شیمی مهندسی مکانیک و اقتصاد همراه با مهندسی صنایع بهره می گیرند تا مسایل طراحی توسعه و اجرای عملیات سیستمهای تولیدی پیشرفته را به طور موثر حل کنند.

 

2_مدیریت مهندسی Engineering management:

 

در چند دهه اخیر این زمینه پیشرفت زیادی داشته است . دلیل این پیشرفت را در سه سطح می توان دید. درسطح ملی تلاش برای رهبری تکنولوژیکی که از کمبود مواد اولیه  بهره وری پایین و افزایش رقابت بین المللی ناشی می شود توسعه تکنولوژی های جدید و مدیریت سیستم های تکنولوژی را ایجاب میکند.

در سطح صنعت مدیریت بدون مهندسی با مشکل روبرو شده است ونقش مهم مهارت های مهندسی واطلاعات در مدیریت سیستم های مهندسی مشهود است.در سطح فردی مهندسانی که در نتیجه ی موفقیتهای فنی شان به مدیریت کشیده می شوند هر چقدر هم ازنظر فنی قوی باشند برای رویارویی با پیچیدگی های مسيولیت مدیرت اماده نیستند.

 

3_سیستم های تولیدی Production systems :

 

این زمینه بر روی طراحی وکنترل تولید توزیع  وسیستم های خدماتی تاکید دارد و شامل طراحی کارخانه طراحی حمل ونقل برنامه ریزی تولید کنترل موجودی وبرنامه ریزی وکنترل تولیدی وتوزیع می باشد.

 

4_مهندسی مالی Financial engineering:

 

مهندسی مالی برای کسانی که مایل به کار بانکداری  مدیریت مالی و امور مشاوه ای مالی هستند طراحی شده است.اموزش در این زمینه شامل فرایندهای احتمالی  بهینه سازی محاسبات وبازارهای مالی وکاربرد انها می باشد.

 

5_مهندسی کیفیت Quality engineering:

 

به دلیل رقابت روز ا فزون بین الملی که توجه به بهبود کیفیت محصولات وخدمات را اجتناب ناپذیر ساخته است وبه دلیل پیچیدگی روزافزون سیستمهای تولیدی وخدماتی کنونی  امروزه به مهندساین است که بتوانند با مفاهیم وابزارهای فنی ومدیریتی  سیستمهای کیفیت را اجرا و هدایت کنند.گرایش مهندسی کیفیت در مهندسی صنایع  تلاش درجهت تربیت چنین افرادی دارد. اموزش در این زمینه برمبنای بهبود کیفیت  استراتژی های کیفیت سازمانی و روشهای اماری تاکید دارد.

 

6_مهندسی سیستمهای اطلاعاتی Information systems engineering:

 

این گرایش برای کسانی طراحی شده است که مایل به یادگیری مهارت های مهندسی ومدیریتی با تاکید بر سیستم های اطلاعاتی ومحاسباتی هستند علاقه مندان به این گرایش با توانایی های نظیر برنامه نویسی کامپیوتر ومهارت های مربوط به سیستم های اطلاعاتی و اشنایی با نرم افزارهای متفاوت  قادرند سیستمهای اطلاعاتی را برای کنترل زنجیره عرضه  تولید و تجارت طراحی کننده بجز زمینه های شغلی فوق الذکر بارزترین حیطه کاری مهندسین صنایع(بخصوصدر کشورمان ایران)کارخانجات وسازمان های تولیدی می باشد.

 

*دامنه ی حیطه های کاری مهندسی صنایع به سرعت با گذشت زمان گسترش یافته و زمینه های کاری مهندسی صنایع روز به روز افزایش میابد.

 

در پایان درامد مهندسی صنایع را مورد بررسی قرار میدهیم که البته مربوط به کشور عزیزمان ایران نمی باشد! چون در کشور ما پرداخت ها متفاوت و سلیقه ای می باشد؛ گاهی شما شاهد دریافت حقوق های متفاوت توسط افراد متفاوت دارای مدرک یکسان، هستید که این خود از ویژگی های مخصوص کشور ایران است...  اما در این پست شما دریافت کشورهای غرب را مد نظر گیرید که امید است روزی کشور خود را به سطح چنین کشورهایی برسانیم:

How Much Can IEs Earn

Starting Salaries 
According to a 1999 salary survey by the National Association of Colleges and Employers, bachelor’s degree candidates in industrial engineering received starting offers averaging about $43,100 a year; master’s degree candidates, $49,900.

Average Income 
According to the U.S. Department of Labor's Occupational Outlook Handbook, the median annual earnings of industrial engineers were $58,580 in 2000. The middle 50 percent earned between $47,530 and $71,050.

Salaries are Rising 
According to the IIE 2000 Salary Survey, IIE members reported that they bring home an average total annual compensation of $76,000, up from 1998's average $71,000.

Job Outlook 
Employment of industrial engineers is expected to grow about as fast as the average for all occupations through 2008, reflecting industrial growth, more complex business operations, and greater use of automation in factories and offices.

 

+ نوشته شده در  بیست و چهارم مهر 1386ساعت   توسط عباس صمدی  | 

اصول مدیریت کیفیت

بچه ها مقاله ای رو که میبینید، روی سایت ایزو دیدم و اولش خوشم اومد بخونم. بعدا گفتم بزارمش شما هم استفاده کنید و ترجمه که چه عرض کنم، بازگردانی کردم. مقاله ی ساده ای هست اما به درد می خوره  و قابل فهم هست. امید وارم خوشتون بیاد و اگر هم جای  اشتباه یا نکته ای دیدید گوشزد کردن آن ما را خوشحال می کند. امید وارم مفید افتد:

 

اصول مدیریت کیفیت

 

مقدمه:

 

این مقاله، 8 اصول مدیریت کیفیت را که بر اساس سیستم تجدید نظر شده ی مدیریت کیفیت سازمان ISO 9000:2000 است معرفی می کند. این اصول می توانند توسط مدیران ارشد بعنوان چهارچوبی برای راهنمایی سازمانها و برای پیشبرد و توسعه ی عملکرد سیستم بکار گرفته شود. این اصول حاصل تجارب برگزیده و دانش کارشناسانی است که در انجمن فنی مدیریت و تضمین کیفیتISO/TC 176(ISO/TC 176, Quality management and quality assurance)،سازمانی که مسول توسه و دوام استانداردهای ISO 9000 است، شرکت داشته اند.

هشت اصول مدیریت کیفیت در سری ISO 9000:2000 ، مدیریت کیفیت مهارتهای اصولی و واژگان، و درISO 9004:2000، سیستمهای رهنمود مدیریت کیفیت برای توسعه عملکرد، مشخص و تعیین می گردند.

این مقاله شرح  تعاریف استاندارد شده ی اصول را که در ISO 9000:2000   و ISO 9004:2000نمایان می گردند، در اختیار ما قرار می دهد. بعلاوه شامل مثالهایی از مزایایی استفلده ی آنها می باشند و شامل فعالیتهایی است که مدیران بطور معمول در اجرای این اصول به منظور بهبود عملکرد سازمانهایشان شرکت داشته اند.

 

*اصل 1: مشتری محوری

*اصل 2: رهبری

*اصل3: درگیری افراد

*اصل4:روش فرآیندی

*اصل5:روش سیستمی برای مدیریت

*اصل6: بهبود مستمر

*اصل7: شیوه های حقیقی برای تصمیم گیری

*اصل8: رابطه ی سودمند متقابل متصدیان

- گام بعدی

 

برای دریافت کامل متن روی ادامه ی مطلب کلیک کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیستم مهر 1386ساعت   توسط عباس صمدی  | 

ایزو 14000

 

بچه ها در حین اینکه مشغول انتخابات وبلاگ و سرگرمی خود در تابستان هستید، بد نیست نظری به مدل گرافیکی  

ISO 14000

  بپردازیم که شناخت انواع استاندارد ها و ویژگی آنها برای یک مهندس صنایع از نان شب نیز واجب تر است. البته توصیه میکنم که این رو ذخیره کنید و ترم های آخر یه نگاهی مجدد به آن بیندازید؛ ضرر نمی کنید.

 

+ نوشته شده در  سوم مرداد 1386ساعت   توسط عباس صمدی  | 

طنز دانشجویی

وقتی این مطلب رو خودم خوندم، خیلی خوشم اومد و خواستم بزارمش تو وبلاگ اما ....

آخرش دل رو به دریا زدم و دست به کار شدم. امید وارم ناراحت نشین چون مطلب کاملا پاستوریزه هست و از زیر دست امور فرهنگی دانشگاه و وزارت ارشاد و ... گذشته. دانشگاه که تعطیل بشه، آدم بیکار میشه و میشینه چنین مطالبی می خونه! البته خیلی هم بی ربط نیست و شاید هم واسه یه دانشجو خیلی مهم باشه! این مطلب طنز هست اما با جوک اشتباه نگیرید و پی به هدف متن ببرید:

تقویم دانشگاهی من ...

شنبه : همون لحظه ای که وارد دانشکده شدم متوجه نگاه سنگینش شدم هر جا که می رفتم اونو می دیدم یک بار که از جلوی هم در اومدیم نزدیک بود به هم بخوریم صداشو نازک کرد گفت : ببخشید  من که می دونم منظورش چی بود تازه ساعت 9:30 هم که داشتم بورد را می خوندم اومد و پشت سرم شروع به خوندن بورد کرد آره دقیقا می دونم منظورش چیه اون می خواد زن من بشه
بچه ها می گفتن اسمش مریمه از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم باهاش ازدواج کنم .


یک شنبه : امروز ساعت 9 به دانشکده رفتم موقع تو سرویس یه خانمی پشت سرم نشسته بود و با رفیقش می گفتن و می خندیدن تازه به من گفت آقا میشه شیشه پنجرتون رو ببندین من که می دونم منظورش چی بود اسمش رو می دونستم اسمش نرگسه  مث روز معلوم بود که با این خندیدن می خواد دل منو نرم کنه که بگیرمش راستیتش منم از اون بدم نمی آد از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با نرگس هم ازدواج کنم

  دوشنبه : امروز به محض اینکه وارد دانشکده شدم سر کلاس رفتم بعد از کلاس نینا یکی از همکلاسیهام جزوه منو ازم خواست من که می دونم منظورش چی بود حتما نینا هم علاقه داره با من ازدواج کنه راستیتش منم از نینا بدم نمیآد از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با نینا هم ازدواج کنم .

 سه شنبه : امروز اصلا روز خوبی نبود نه از مریم خبری بود نه از نرگس نه از نینا فقط یکی از من پرسید آقا ببخشید امور دانشجویی کجاست ؟من که می دونم منظورش چیه ولی تصمیم نگرفتم باهاش ازدواج کنم چون کیفش آبی رنگ بود حتما استقلالیه وقتی که جریان رو به دوستم گفتم به من گفت : ای بابا !‌ بدبخت منظوری نداشته ولی من می دونم رفیقم به ارتباطات بالای من با دخترا حسودیش می شه حالا به کوری چشم دوستم هم که شده هر جور شده با این یکی هم ازدواج می کنم!

 چهار شنبه : امروز وقتی که داشتم وارد سلف می شدم یک مرتبه متوجه شدم که از دانشگاه آزاد ساوه به دانشگاه ما اردو اومدند یکی از دخترای اردو از من پرسید : ببخشید آقا دانشکده پرستاری کجاست ؟ من که می دونستم منظورش چیه اما تو کاردرستی خودم موندم که چه طور این دختر ساوجی هم منو شناخته و به من علاقه پیدا کرده حیف اسمش رو نفهمیدم راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم هر طور شده پیداش کنم و باهاش ازدواج کنم طفلکی گناه داره از عشق من پیر می شه !

پنج شنبه : یکی از دوستهای هم دانشکده ایم به نام احمد منو به تریا دعوت کرد من که می دونستم از این نوشابه خریدن منظورش چیه می خواد که من بی خیال نینا بشم راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون عمرا قبول کنم.

 جمعه : امروز ضبح در خواب شیرینی بودم که داشتم خواب عروسی بزرگ خودم رومی دیدم عجب شکوهی و عظمتی بود داشتم انگشتم رو توی کاسه عسل فرو میکردم و.... مادرم یک هو از خواب بیدارم کرد و گفت برم چند تا نون بگیرم وقتی تو صف نانوایی بودم دختر خانمی از من پرسید ببخشید آقا صف پنج تایی ها کدومه ؟ من که می دونم منظورش چی بود اما عمرا باهاش ازدواج کنم راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون من از دختری که به نانوایی بیاد خیلی خوشم نمیاد!

 

شنبه : امروز صبح زود از خواب بیدار شدم صبحانه را خوردم و اودم که راه بیفتم مادرم گفت : نمی خواد دانشگاه بری امروز جواب نوار مغزت آماده ست برو از بیمارستان بگیر . راستیتش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون مردم می گن من مشکل روانی دارم!

 

برگرفته از بولتن جشنواره دانشجویی اصفهان اردیبهشت 81

 

+ نوشته شده در  بیست و پنجم تیر 1386ساعت   توسط عباس صمدی  | 

تاریخ امتاحانات

+ نوشته شده در  چهاردهم تیر 1386ساعت   توسط عباس صمدی  | 

معرفی

معرفی استاد و سرپرست دانشکده ی مهندسی پیام نور، استاد قاضی نوری که لطف کردند و سری به وبلاگ ما زده و نظر داده بودند. حس کنج کاوی من هم گل کرد و مشخصاتشون رو پیدا کردم تا بیشتر با ایشان آشنا شویم.

خوشحال هستم که یک نفر دیگر از اعضای سرپرستی پیام نور، مدرکشان صنایع هست. امید وارم که به رشته ی ما که خودشون هم جزو این خانواده هستند لطف بیشتری داشته باشند:

 

+ نوشته شده در  چهاردهم تیر 1386ساعت   توسط عباس صمدی  | 

مطلب در غالب عکس

این واسه مدیریت مهندسی:

این یکی که مهندسی صنایع توش خلاصه شده:

ie

 

+ نوشته شده در  بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عباس صمدی  | 

همین جوری

 

ظرفیت پذیرش دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی صنایع کلیه دانشگاههای ایران:

 

 

 

 

دانشگاه /گرایش

 

صنایع

سیستمهای اقتصادی و اجتماعی

مدیریت سیستم و بهره وری

روزانه

شبانه

روزانه

شبانه

روزانه

شبانه

صنعتی شریف

14

0

12

0

14

20

تهران

7

3

7

3

0

0

تربیت مدرس

5

0

9

0

8

0

صنعتی امیرکبیر

8

8

8

4

8

4

خواجه نصیر الدین طوسی

5

 

2

0

0

0

0

علم وصنعت

14

3

6

3

6

3

امام حسین (ع)

0

0

30

0

0

0

صنعتی اصفهان

6

3

5

2

0

0

بوعلی سینا_همدان

0

0

6

4

0

0

سازمان مدیریت صنعتی

0

0

0

0

15

0

موسسه عالی پژوهش در برنامه ریزی

0

0

15

0

0

0

موسسه آموزش عالی خاتم

0

0

0

0

23

0

علوم وفنون مازندران (غیر انتفاعی)

15

0

15

0

0

0

یزد

0

0

0

0

8

8

کیش(غیرانتفاعی)

0

0

0

0

15

0

آزاد واحد علوم و تحقیقات

0

0

20

0

0

0

آزاد واحد تهران جنوب

21

0

0

0

0

0

آزاد واحد قزوین

0

0

0

0

22

0

آزاد واحد اراک

0

0

0

0

21

0

آزاد واحد نجف آباد

21

0

0

0

14

0

آزاد واحد زاهدان

0

0

0

0

18

0

مجموع

116

19

133

16

172

35

 

 

 

جدول ضرایب آزمون کارشناسی ارشد مهندسی صنایع دانشگاه های سراسری و آزاد اسلامی

 

گرایش ـدروس

زبان عمومی و تخصصی

ریاضی عمومی

تحقیق در عملیات

آمار و احتمال مهندسی

طرح ریزی واحدهای صنعتی

کنترل موجودی

برنامه نویسی کامپیوتر

معملومات مدیریتی

صنایع

1

0

2

2

1

1

0

0

سیستمهای اقتصادی و اجتماعی

2

3

2

3

0

0

2

0

 

مدیریت سیستم و بهره وری

3

3

0

2

0

0

0

2

 

برای نمونه رتبه ها و رشته ها و دانشگاههای رتبه های برتر کنکور سال 1382 در این رشته، در ذیل آورده شده است:

 

رتبه 1 – مهندسی متالورژی و مواد- دانشگاه تهران

رتبه 2- ریاضیات کاربردی- دانشگاه تبریز

رتبه 3- مهندسی صنایع- دانشگاه شریف

رتبه 4- مهندسی مکانیک- دانشگاه امیرکبیر

رتبه 5- مهندسی عمران- دانشگاه امیرکبیر

 

برای شرکت در آزمون ورودی این رشته، داوطلب باید در امتحان دروس ریاضی 1و2 (ضریب 3)، آمار و احتمال (ضریب 3)، زبان(ضریب 2)،برنامه نویسی  کامپیوتر(ضریب 2) و تحقیق در عملیات (ضریب 2) شرکت کند. با توجه به ظرفیت اندک پذیرفته شدگان (حدود 60 الی 100 نفر) و تعداد زیاد شرکت کنندگان (بیش از 5000 الی 6000 داوطلب) شانس با داوطلبانی است که اولا از پایه ریاضیات قوی تری برخورداد باشند و ثانیا تمام دروس یاد شده را با جدیت پیگیری کنند.

امید است تا پایان دوره ی کارشناسی ما، دانشگاه تبریز هم ارشد صنایع را تاسیس و ما را به قبولی در ارشد این رشته، بیش از پیش امید وار کند.

 

موفق و پیروز باشید اما همیشه امیدوار.

 

 

 

 

 

یه مطلب علمی که این دفعه همه با تمام جون ازش سر در میارن(واسه مدیریت مهندسی)

 

ده نکته برای شکست در مدیریت:

 (1) وقتي كاركنان، خوب كار مي‌كنند، مديران اصلاً توجه نمي‌كنند، ولي در صورت خطا، آنها را سرزنش و بعضاً تنبيه مي‌كنند.

(2) مديران ناكارآمد، واقعيت‌ها را براي كاركنان بازگو نمي‌كنند. آنها در حالي كه اخبار خوشايند را بزك كرده و به شكل بزرگنمايي شده به كاركنان خود نشان مي‌دهند، سعي مي‌كنند اخبار ناگوار را كوچك يا پنهان كنند.

(3) ارزيابي عملكرد افراد را عموماً براساس عملكرد انفرادي آنان محاسبه مي‌كنند، ولي براي سينرژي و فرهنگ توان افزايي و هم افزايي ارزشي قائل نيستند.

(4) با افراد باكاركرد ناچيز و كاركرد برجسته، يكسان برخورد مي‌كنند. اين برخورد باعث مي‌شود كاركناني با موقعيت اول هميشه در حال تمسخر و پوزخند و كاركناني با موقعيت دوم، هميشه بي‌انگيزه باشند.

5) ) با اجراي سياست تفرقه ‌بينداز و حكومت كن، بر تيرگي روابط افراد سازمان دامن مي‌ز‌نند.

(6) كارهاي كوچك را به آدم‌هاي بزرگ و شايسته و كارهاي بزرگ را به آدم‌هاي نالايق مي‌سپارند.

(7) با ديكته كردن قدم به قدم فعاليت‌ها، ابتكار عمل و خلاقيت را از كاركنانشان سلب مي‌كنند.

(8) با عدم انعطاف‌پذيري و عدم استقبال از انتقادات با روي باز، شجاعت و جسارت در نظريات و بيان عقايد را از كاركنان سلب مي‌كنند.

9)  ) به دليل عدم تشخيص فرصت‌ها و تهديدها،‌ از انجام به موقع و حركت‌هاي توام با ريسك معذور است.

(10) نداشتن برنامه ريزي استراتژيك و چشم‌اندازهاي لازم، سبب ناتواني در برداشتن موانع از سر راه و در نتيجه بزرگ شدن مشكلات مي‌شود

 

ده نکته برای پیروزی در مدیریت:

 

1- همگــام بودن با تکنولــوژی
تأثير پيشرفت سريع تکنولوژی همه ابعاد زندگی، بخوبی قابل مشاهده است؛ ولی هيچ ترسی نداشته باشيد. لزومی ندارد که شما در هر رشته و زمينه ای متخصص باشيد. فقط باید پيگير اين مسئله باشيد که چه تکنولوژی جديدی وارد بازار شده است و از آن برای افزايش تواناييهای شخصی خود استفاده کنيد.

2- مديـــريت اطلاعات
داشتن اطلاعات, منبع بسيار با ارزشی برای هر مدير محسوب می شود. سعی کنيد که اطلاعات خود را در همه زمينه ها گسترش دهيد. حافظه خود را تقویت نماييد تا اطلاعات کسب کرده را فراموش نکنيد و از آنها بتوانيد در همه جا استفاده کنيد. همچنين ضروری است که اطلاعات جمع آوری شده را در جايی ثبت نماييد تا در صورت فراموش کردن بتوانيد دوباره به آنها دست پيدا کنيد.

3‌- تعــادل احساســات
تقريباً استرس در طول روز همراه انسان است. بنابراين، برقراری تعادل ميان کارهای شخصی و شغلی به کنترل استرس کمک می کند. داشتن تعادل در احساسات، نشانگر دستيابی شما به چشم انداز مورد نظرتان است.

4-‌ مديــريت ارتباطات بــر ارتباطات
بر ارتباطات خود مديريت کنيد، نه بر کارمندانتان. نکته مهم اين است که بتوانيد بدون بيان مشکلات در يک محيط کاری پرتحرک از نحوه ارتباط کارمندان تمام وقت، پاره وقت، قراردادی و آموزش ديده به ضعفهای موجود در سيستم پی ببريد و از تواناييهای درونی آنها برای رسيدن به اهداف سازمان سود ببريد.  

5- توانايـــی سازگــار شدن با محيط
در دنيای بشدت متحول کار بايد ياد بگيريد که خود را با شرايط محيطی پر تحرک تطبيق دهيد. يک مدير موفق بايد بتواند در ظرف يک دقيقه نقش خود را از سياستگذار به حامی يا هدايت کننده گروه تغيير دهد.  

6- مديـــريت منابع
همواره ميزان بودجه تخصيص يافته، کم است. بنابراين، استفاده بهينه از منابع تحت اختيار توسط مدير ضروری است. تجربه و دانش کارمندان اهميت فراوانی دارد و می توان از آن به عنوان يک عامل پيش برنده برای شرکت استفاده کرد.کارمهم مدير،آموزش کارمندان، ايجاد انگيزه همراهی در آنها و همچنين ايجاد زمينه های پيشرفت چشمگير در سازمان است .

7- اخلاق خـــوب
مهارتهای رفتاری، برای سازمان، در حکم يک فيلتر است. اخلاق خوب يک مدير به تمام کارمندان منتقل می شود. با اخلاق خوب می توانيد صداقت، وفاداری و همدلی را در کارمندان خود ايجاد نماييد. تقويت اين عامل شخص را به سوی موفقيتهای اقتصادی هدايت می کند.

8- تنــوع
امروزه مديــران با قشرهای مختلفی از مردم کار می کنند. از اين رو، آشنايی با رفتارها و ديدگاههای آنان امری کاملا ضـــروری است.  

9- هدايت نه مديـــريت
مدير بايد همانند يک رهبر، خلاق بوده، به دنبال هدفهای بلند مدت باشد و کارکنان خود را مورد توجه قرار دهد. ايجاد اعتماد و تحرک از ويژگيهای يک رهبر موفق است .

10-رويای شغلــی
روياهای شغلی شما نبايد يک هدف مقطعی يا شخصی باشد. امروزه، مديرانی موفق هستند که بتوانند ميزان پتانسيل کاری موجود در سازمان خود را پيش بينی کنند و تشخيص دهند که اهداف شغلی شان تا چه ميزان تحقق پيدا می کنند .

بر گرفته از وبلاگ:www.ie4u.blogfa.com

   

 

+ نوشته شده در  دهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط عباس صمدی  |