تبليغاتX
مهندسی صناﻳﻊ دانشگاه ﭘﻴﺎم نور تبرﻳﺯ

مهندسی صناﻳﻊ دانشگاه ﭘﻴﺎم نور تبرﻳﺯ

وبلاگ دانشجویی مهندسی صناﻳﻊ دانشگاه ﭘﻴﺎم نور تبرﻳﺯ

آزمون روانشناسی شخصیتها MBTI

 (Meyers-Briggs Type Indicator (MBTI :

به 28 سئوال زیر به طور واقعی پاسخ دهید. جواب صحیح یا غلط وجود ندارد. فقط صادقانه جواب دهید. بعد از اتمام این آزمون از کلید امتیاز در آخر صفحه جهت شناسایی تیپ شخصیتی خود استفاده نمائید.برای دانلودتست کلیک کنین(چند ثانیه بیشتر طول نمی کشه)ضمنا آزمون هوشمند نیست امتیاز ها رو خودتون بایددحساب کنید

http://www.4shared.com/file/53184057/bfaff859/1398_test-mbtidoc.html

+ نوشته شده در  نهم تیر 1387ساعت   توسط الهام منبری  | 

زندگی

سلام

اميدوارم كه ساعت هاي پاياني سال 86 همچنان بهتون خوش بگذره و سال خوبي رو پيش رو داشته باشين. اومدم وبلاگ ديدم همه دارن به همديگه عيدي ميدن فكر كردم زشته من همش عيدي بگيرم و هيچي بهتون ندم!!

 

در آخرين روز ترم پاياني دانشگاه، استاد به زحمت جعبه سنگيني را داخل کلاس درس آورد. وقتي که کلاس رسميت پيدا کرد، استاد يک ليوان بزرگ شيشه اي از جعبه بيرون آورد و روي ميز گذاشت. سپس چند قلوه سنگ از درون جعبه برداشت و آنها را داخل ليوان انداخت. آنگاه از دانشجويان که با تعجب به او نگاه مي کردند،
 پرسيد: آيا ليوان پر شده است؟  همه گفتند: بله، پر شده.
استاد مقداري سنگ ريزه را از جعبه برداشت و آن ها را روي قلوه سنگ هاي داخل ليوان ريخت. بعد ليوان را کمي تکان داد تا ريگ ها به درون فضاهاي خالي بين قلوه سنگ ها بلغزند. سپس از دانشجويان پرسيد:
 آيا ليوان پر شده است؟ همگي پاسخ دادند: بله، پر شده!
استاد دوباره دست به جعبه برد و چند مشت شن را برداشت و داخل ليوان ريخت. ذرات شن به راحتي فضاهاي کوچک بين قلوه سنگها و ريگ ها را پر کردند. استاد يک بار ديگر از دانشجويان پرسيد: آيا ليوان پر شده است ؟دانشجويان همصدا جواب دادند: بله، پر شده!
استاد از داخل جعبه يک بطري آب را برداشت و آن را درون ليوان خالي کرد. آب تمام فضاهاي کوچک بين ذرات شن را هم پر کرد. اين بار قبل از اينکه استاد سوالي بکند دانشجويان با خنده فرياد زدند: بله، پر شده!
بعد از آن که خنده ها تمام شد، استاد گفت: اين ليوان مانند شيشه عمر شماست و آن قلوه سنگها هم چيزهاي مهم زندگي شما مثل سلامتي، خانواده، فرزندان و دوستانتان هستند. چيزهايي که اگر هر چيز ديگري را از دست داديد و فقط اين ها برايتان باقي ماندند، هنوز هم زندگي شما پر است.
استاد نگاهي به دانشجويان انداخت و ادامه داد:ريگ ها هم چيزهاي ديگري هستند که در زندگي مهمند، مثل شغل، ثروت، خانه. و ذرات شن هم چيزهاي کوچک و بي اهميت زندگي هستند. اگر شما ابتدا ذرات شن را داخل ليوان بريزيد، ديگر جايي براي سنگ ها و ريگ ها باقي نمي ماند. اين وضعيت در مورد زندگي شما هم صدق مي کند.
در زندگي حواستان را به چيزهايي معطوف کنيد که واقعاً اهميت دارند، همسرتان را براي شام به رستوران ببـريد، با فرزندانتـان بازي کنيد و به دوستان خود سر بزنيد. براي نظافت خانه يا تعميـر خرابي هاي کوچک هميشه وقت هست. ابتدا به قلوه سنگهاي زندگيتان برسيد، بقيه چيزها حکم ذرات شن را دارند.

 

 

نوروز باستاني خجسته باد

 

 

 

+ نوشته شده در  بیست و نهم اسفند 1386ساعت   توسط الهام منبری  | 

تبریک

 

آنچه هستي هديه ي خداوند به توست و آنچه مي شوي هديه ي تو به خدا

پس بي نظير باش!

 

همه ی عمر دیر میفهمیم.......تو لحظه ها و دقیقه های اخر........وقتی عمر همه چیز داره تموم میشه........

مثل وقت هایی که ......

 زندگی تو لحظه های از دست دادن شیرین میشه !

یه لحظه آفتاب تو هوای سرد غنیمت میشه !

خدا تو موقع سختیها تنها پناهت میشه !

یه قطره نور توی دریای تاریکی واست همه ی دنیا میشه !

یه عزیز وقتی که از دست رفت برات همه کس میشه !

پاییز وقتی که تموم شد به نظرت قشنگ و قشنگ تر میشه !

 

               Image and video hosting by TinyPic 

پاییز به نفس نفس افتاده.....

هیچ کس مطمئن نیست که فردا رومی بینه یا نه......

امروز تمام چیزها و آدمهای دور و برت رو خوب ببین........

زندگی خیلی طولانی نیست.......

 

 

عيد قربان وعید غدیر و شب يلدا مبارك

                                 

 

+ نوشته شده در  سی ام آذر 1386ساعت   توسط الهام منبری  | 

زندگی خروسی

 

کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت. یک روز زلزله ای کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که یکی از تخم ها از دامنه کوه به پایین بلغزد. بر حسب اتفاق آن تخم به مزرعه ای رسید که پر از مرغ و خروس بود. مرغ و خروس ها می دانستند که باید از این تخم مراقبت کنند و بالاخره هم مرغ پیری داوطلب شد تا روی آن بنشیند و آن را گرم نگهدارد تا جوجه به دنیا بیاید. یک روز تخم شکست و جوجه عقاب از آن بیرون آمد . جوجه عقاب مانند سایر جوجه ها پرورش یافت و طولی نکشید که جوجه عقاب باور کرد که چیزی جز یک جوجه خروس نیست. او زندگی و خانواده اش را دوست داشت اما چیزی از درون او فریاد می زد که تو بیش از این هستی. تا این که یک روز که داشت در مزرعه بازی می کرد متوجه چند عقاب شد که در آسمان اوج می گرفتند و پرواز می کردند. عقاب آهی کشید و گفت ای کاش من هم می توانستم مانند آنها پرواز کنم.

مرغ و خروس ها شروع کردند به خندیدن و گفتند تو خروسی و یک خروس هرگز نمی تواند بپرد اما عقاب همچنان به خانواده واقعی اش که در آسمان پرواز می کردند خیره شده بود و در آرزوی پرواز به سر می برد. اما هر موقع که عقاب از رویایش سخن می گفت به او می گفتند که رویای تو به حقیقت نمی پیوندد و عقاب هم کم کم باور کرد.

بعد از مدتی او دیگر به پرواز فکر نکرد و مانند یک خروس به زندگی ادامه داد و بعد از سالها زندگی خروسی، از دنیا رفت.

 

توهمانی که می اندیشی، هرگاه به این اندیشیدی که تو یک عقابی به دنبال  رویاهایت برو و به یاوه های مرغ و خروسهای اطرافت فکر نکن.

                                                      

منبع : اینترنت

مترجم: شبنم پاک سرشت

+ نوشته شده در  بیست و دوم آذر 1386ساعت   توسط الهام منبری  | 

وقتى پاى عشق به میان مى آید.......

 

سلام

بعد ماجراهايي كه تو وبلاگ پيش اومد و پذيرايي مفصلي كه از طرف بعضي دوستان صورت گرفت تصميم گرفته بودم ديگه نه مطلبي تو وبلاگ يذارم و نه نظر بدم و رو تصمیمم هم کاملا مصمم بودم ... تا امروز

البته بود و نبود من مهم نيست

چيزي كه امروز منو به اينجا كشوند چيزي فرا تر از اين حرفا بود و من دور از انسانيت ديدم كه به خاطر خودم و شايد يه احساس غرور مسخره شما رو از خوندن اين مطلب محروم كنم...

شايد خوندن اين مطلب خيلي ها رو ناراحت كنه ، شايد اشك خيلي ها رو دربياره ، شايد ساعت ها شما رو به خودش مشغول كنه و ... بابت همه ي اينا ازتون معذرت مي خوام .

و متاسفم كه مجبورم كه اين تصاوير رو اينجا بذارم ميدونم كه ناراحتتون مي كنه  فقط اميدوارم منو بخشيد. قصدم ناراحت كردن شما نيست...

 

و يه خواهش كوچولو : لطفا اين مطلب رو تا آخرش بخونين نه به خاطر من و درخواست من به خاطر يه كسي كه حتي از اين پست توي اين وبلاگ خبر نداره ولي احتياج به همدردي داره !

در ضمن من هيچ نسبت و آشنايي قبلي با اين خانواده ندارم فقط اين ماجرا رو توي يه وبلاگ ديدم.

راستشو بگم اولش انقدر ترسيدم كه پنجره ي وب رو بستم ولي بعد دوباره رفتم سراغش...

 

 

بالاتر از عشق

گفتگو با زني كه صورت شوهرش از بين رفته

 

 

آمنه شيخ همسر فداكار مردي كه شكل صورت اش از بين رفته است در گفت و گو با آقاي حيدر رضايي جزئيات و ماوقع حادثه اي را كه منجر به سوختن صورت همسرش گرديده تشريح نمود .

 

 TinyPic image

وقتى پاى عشق به ميان مى آيد، وقتى بنا بر اين گذاشته مى شود كه خوبى را با خوبى جواب داد، وقتى قرار مى شود كه وفادارى حرف اول را بزند، آن وقت است كه بناى زندگى براساس همان پيمانى كه سر سفره عقد گذاشته مى شود، پايه گذارى مى شود. آن وقت است كه عشق هاى پاك روزهاى اول آشنايى و وفادارى از ياد نمى رود و براى هميشه در آسمان زندگى مى درخشد. آن وقت است كه سربالايى هاى زندگى سخت و طاقت فرسا به نظر نمى آيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیست و هشتم مهر 1386ساعت   توسط الهام منبری  | 

یک سوال فیزیک

 

"توضيح دهيد که چگونه مي توان با استفاده از يک فشارسنج ارتفاع يک آسمان خراش اندازه گرفت؟"


سوال بالا يکي از سوالات امتحان فيزيک در دانشگاه کپنهاگ بود.

يکي از دانشجويان چنين پاسخ داد: "به فشار سنج يك نخ بلند مي بنديم. سپس فشارسنج را از بالاي آسمان خراش طوري آويزان مي کنيم که سرش به زمين بخورد. ارتفاع ساختمان مورد نظر برابر با طول طناب به اضافه‌ي طول فشارسنج خواهد بود."

پاسخ بالا چنان مسخره به نظر مي آمد که مصحح بدون تامل دانشجو را مردود اعلام کرد. ولي دانشجو اصرار داشت که پاسخ او کاملا درست است و درخواست تجديد نظر در نمره ي خود کرد. يکي از اساتيد دانشگاه به عنوان قاضي تعيين شد و قرار شد که تصميم نهايي را او بگيرد.

نظر قاضي اين بود که پاسخ دانشجو در واقع درست است، ولي نشانگر هيچ گونه دانشي نسبت به اصول علم فيزيک نيست. سپس تصميم گرفته شد که دانشجو احضار شود و در طي فرصتي شش دقيقه اي پاسخي شفاهي ارائه دهد که نشانگر حداقل آشنايي او با اصول علم فيزيک باشد.

دانشجو در پنج دقيقه ي اول ساکت نشسته بود و فکر مي کرد. قاضي به او يادآوري کرد که زمان تعيين شده در حال اتمام است. دانشجو گفت که چندين روش به ذهنش رسيده است ولي نمي تواند تصميم گيري کند که کدام يک بهترين مي باشد.

قاضي به او گفت که عجله کند، و دانشجو پاسخ داد: "روش اول اين است که فشارسنج را از بالاي آسمان خراش رها کنيم و مدت زماني که طول مي کشد به زمين برسد را اندازه گيري کنيم. ارتفاع ساختمان را مي توان با استفاده از اين مدت زمان و فرمولي که روي کاغذ نوشته ام محاسبه کرد."

دانشجو بلافاصله افزود: "ولي من اين روش را پيشنهاد نمي کنم، چون ممکن است فشارسنج خراب شود!"

"روش ديگر اين است که اگر خورشيد مي تابد، طول فشارسنج را اندازه بگيريم، سپس طول سايه ي فشارسنج را اندازه بگيريم، و آنگاه طول سايه ي ساختمان را اندازه بگيريم. با استفاده از نتايج و يک نسبت هندسي ساده مي توان ارتفاع ساختمان را اندازه گيري کرد. رابطه ي اين روش را نيز روي کاغذ نوشته ام."

"ولي اگر بخواهيم با روشي علمي تر ارتفاع ساختمان را اندازه بگيريم، مي توانيم يک ريسمان کوتاه را به انتهاي فشارسنج ببنديم و آن را مانند آونگ ابتدا در سطح زمين و سپس در پشت بام آسمان خراش به نوسان درآوريم. سپس ارتفاع ساختمان را با استفاده از تفاضل نيروي گرانش دو سطح بدست آوريم. من رابطه هاي مربوط به اين روش را که بسيار طولاني و پيچيده مي باشند در اين کاغذ نوشته ام."

"آها! يک روش ديگر که چندان هم بد نيست: اگر آسمان خراش پله ي اضطراري داشته باشد، مي توانيم با استفاده از فشارسنج سطح بيروني آن را علامت گذاري کرده و بالا برويم و سپس با استفاده از تعداد نشان ها و طول فشارسنج ارتفاع ساختمان را بدست بياوريم."

"ولي اگر شما خيلي سرسختانه دوست داشته باشيد که از خواص مخصوص فشارسنج براي اندازه گيري ارتفاع استفاده کنيد، مي توانيد فشار هوا در بالاي ساختمان را اندازه گيري کنيد، و سپس فشار هوا در سطح زمين را اندازه گيري کنيد، سپس با استفاده از تفاضل فشارهاي حاصل ارتفاع ساختمان را بدست بياوريد."

"ولي بدون شک بهترين راه اين مي باشد که در خانه ي سرايدار آسمان خراش را بزنيم و به او بگوييم که اگر دوست دارد صاحب اين فشارسنج خوشگل بشود، مي تواند ارتفاع آسمان خراش را به ما بگويد تا فشارسنج را به او بدهيم!"

دانشجويي که داستان او را خوانديد، نيلز بور، فيزيکدان دانمارکي  بود.

 

اين مطلب شايد يه كمي بي ربط باشه ولي براي من (كه مثلا يه دانشجو هستم اونم از نوع صنايعي اش) خيلي جالب بود.

گفتم بذارمش تو وبلاگ شمام بخونين.شايد يه كم تحت تاثير قرار گرفتيم!!

خيلي برامون لازمه كه ذهنمون اين همه فعال باشه اما ...

 

+ نوشته شده در  دوم مرداد 1386ساعت   توسط الهام منبری  | 

طنز

با عرض سلام خدمت دوستای عزیز

خیلی دنبال مطلب علمی گشتم که تو وبلاگ بذارم اما هیچ  کدوم از مطالبی که پیدا کردم اونقدر ساده نبود که یه دانشجوی ترم ۲ بتونه درکش کنه!فکر کنم به ما نیومده مطلب علمی بنویسیم.اما این طنز انقدر با مزه بود که حیفم اومد براتون نذارمش.امیدوارم خوشتون بیاد

"يك ترم در سه قسمت"

پرده اول: ترم كه شروع مي شه خيالمون راحته كه كو تا آخر ترم؟ پس شب امتحان را براي چي گذاشتن؟ يه شبه مي خونيم و به ياري تقلب دوستان و لطف استاد پاس مي شيم. تازه بعضي ها كه خيلي بلند پروازند خودشونو شاگرد اول تصور مي كنن؛ قبل از كلاس، سلف، و بعد از اون هم متراژ دانشگاه، بلوتوث بازي و آمارگيري افراد حاضر در دانشگاه. سر كلاس هم خدا مي دونه كجاييم؛ از پرچونگي و صرف تنقلات گرفته تا كشيدن كاريكاتور استاد و غرق شدن در عالم هپلوت! حواسمون به همه چيز هست غير از حرف هاي استاد.

پرده دوم: خب حالا وسط ترمه و قطر مطالب تدريس شده كتب كم كم نگرانمون مي كنه. ولي اين هم يه نگراني كوتاه مدته چون شاعر گفته «چو فردا بيايد فكر فردا كنيم پس امروز بنشينيم و كمي حال كنيم!» (توصيه مي كنيم دنبال شاعرش نگرديد چون همين يه بيت را گفت و مُرد!)

وسط ترم ديگه كلاسها خسته مون مي كنه، و موضوع داره برامون تكراري ميشه براي همين كم كم كلاسها رو دودره مي كنيم. آخه وقت طلاست. حيفه كه سر اين كلاس و اون كلاس هدر بره! تازه ما نيامديم دانشگاه كه درس بخونيم فقط اومديم اگر اشكالي تو درسها بود برطرفش كنيم!!

خلاصه كم كم به فكر كامل كردن جزوه هامون مي افتيم و از اين و اون و علي الخصوص بچه مثبت هاي دانشگاه جزوه و كتاب مي گيريم و بعضي ها به اين هوا و جزوه گرفتن از بعضي هاي ديگه با يه تير دو نشون مي زنند! (حالا خودتون بيابيد نشان دوم را!)
 
پرده سوم: حالا مي رسيم به قسمت تراژدي داستان كه همون دوران خوفناك امتحانه. شب امتحان كه مي شه كتابها رو باز مي كنيم. مثلا شروع مي كنيم به خوندن ولي هر چي بيشتر مي خونيم كمتر مي فهميم و متعجب از اينكه استاد كي اين همه مطلب ثقيل رو درس داده كه ما نفهميديم!!!

شب امتحان رو با اشك و آه و مويه و نوشتن تقلب با مدرن ترين انواع آن (از قبيل نوشتن روي تمامي اعضاي بدن و كف كفش و دستمال كاغذي و....) سپري مي كنيم و صبح با روحيه اي كاملا آماده البته براي افتادن! به رينگ خونين قدم مي گذاريم و آنجا مجروحان نسبتا زيادي كه از نظر حال و روز مثل خودمون هستند رو مي بينيم. البته در اين بين تعداد انگشت شماري بچه مثبت با روحيه بشاش و نيش هاي باز تا بناگوش به چشم مي خورند. وقتي برگه امتحاني رو ورانداز مي كنيم مي بينيم هيچ كدام از تقلب هايي كه نوشتيم كارساز نيست و با كلي به زحمت انداختن چند عدد از سلول هاي خاكستري مغزمون يه چيزهايي براي خالي نبودن عريضه مي نويسيم. و بعد تازه به فكر ياري گرفتن از دوستان شفيق مي افتيم. اما هيچ كس متوجه نگاه هاي ملتمسانه و كنجكاوانه ما نمي شود جز مراقب جلسه! كه اون هم متقابلا با يك نگاه چپ چپ به ما هشدار مي دهد كه...! و ما هم چشم خودمون را جمع و جور مي كنيم و سعي مي كنيم فقط به ورقه خودمون نگاه كنيم (البته اگر بشه و ما رو نندازه. واي كه ما چقدر قانع و كم رو هستيم!) البته بايد در حين نوشتن يادمون باشه كه مثل رنجنامه قبلي در نياد و مطالب جديدي براي استاد داشته باشه!!!


البته تو دانشگاه ما و تو کلاسمون از جور دانشجوها پیدا نمی شه!!پس خواهشا دوستای عزیز اینا رو اصلا به خودشون  نگیرن!

+ نوشته شده در  نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت   توسط الهام منبری  | 

رضایت مشتری ضامن بقا در بازار رقابت

در سالهاي اخير كه امكان توليد انبوه زمينه افزايش عرضه نسبت به تقاضا را فراهم كرده است، براي توليدكنندگان چاره اي جز جلب رضايت مشتري باقي نمانده است. در هرگوشه از جهان صنعتي امروز كه اقتصاد رقابتي، فضاي انحصاري را در هم مي شكند، نگـــرش مشتري مداري و كسب رضايت مشتري، قانون كسب وكار تلقي شده و عدم رعايت اين قانون سبب حذف از صحنه بازار است.

رضايت مشتري چيست؟ رضايت احساس مثبتي است كه در هر فرد پس از استفاده از كالا يا دريافت خدمات ايجاد مي شود. اگر كالا و خدمت دريافت شده از جانب مشتري، انتظارات او را برآورده سازد، در او احساس رضايت ايجاد مي شود. در صورتي كه سطح خدمت و كالا بالاتر از سطح انتظارات مشتري باشد، به نارضايتي اش منجر خواهد شد.

بيل گيتس مدير شركت مايكـروسافت مــي گويد: ناراضي ترين مشتريان، مهمترين منبع عبرت و يادگيري براي سازمانها هستند.

اثرات رضايت مشتري: رضايت مشتري از سه طريق به افزايش درآمد و سود منجر مي شود. تكرار خريد مشتري، خريد كالاي جديد و خريد كالا توسط مشتريان جديدي كه توسط مشتريان راضي به كالا تمايل پيدا كرده اند. امروزه در كشورهاي صنعتي برنامه هاي ارتباط با مشتريان در سرلوحه برنامه هاي بازاريابي عرضه كنندگان قرار گرفته است. امروزه ديگر هيچ توليدكننده و عرضه كننده اي به فروش يك بار به مشتري نمي انديشد.

نكته مهم اين است كه در صورت نارضايتي مشتري، تمامي مكانيسم ها در جهت عكس عمل كرده و درآمد و سود عرضه كننده را كاهش مي دهد. بررسيها نشان مي دهد كه مشتريان ناراضي در انتقال احساس خود به ديگران فعال تر و موفق تر عمل مي كنند.

“ادواردز دمينگ” در اين رابطه مي گويد: سود در تجارت، مستلزم مراجعه دوباره مشتري است، مشترياني كه به داشتن كالا يا خدمات شما مباهات كرده و دوستانشان را هم به مصرف كالا يا خدمات شما تشويق مي كند.

فرآيند جلب رضايت مشتري
الف - شناسايي انتظارات مشتري؛
ب - طراحي كالا و خدمات براساس نيازها و انتظارات مشتري؛
ج - توليد و تحويل؛
د - مديريت انتظارات مشتري؛
ها- سنجش رضايت مشتري؛
و - مديريت شكايت مشتريان.

چرخه بهبود مستمر رضايت مشتري
گوش دادن و توجه به نيازهاي مشتري، درك عميق از آنچه كه مشتري مي خواهد را ميسر مي سازد و روشهاي تجزيه و تحليل كمك مي كند تا راه حل پيدا شده و به اجرا گذارده شود.
وقتي چنين اقداماتي انجام شود، به اثربخشي و كارايي نظارت مي شود تا مشخص گردد كه آيا با نيازهاي مشتريان انطباق دارد يا نه. كه اگر چنين باشد، اين كار موجب رضايتمندي مشتري شده و چرخه بهبود مستمر، استمرار خواهد يافت. ريك سيگل در اين زمينه مي گويد: اگر مي خواهيد در ميدان تجارت و رقابت باقي بمانيد، كالاي متنوع عرضه كنيد و به نحوه ارائه آن تنوع بخشيد بايد كارتان با ديگران فرق داشته باشد. مشتري ها به جايي مراجعه مي كنند كه خدمات و كالاي آن متفاوت باشد.

جايگاه رضايت مشتري در مباحث مربوط به كيفيت
امروزه همه سازمانها دريافته اند كه رضايت مشتري ضامن بقاي سازمان است. اهميت و توجه به اين امر تا بدان جاست كه رضايت مشتري مهمترين عامل در مدلهاي كيفيت نظير مدل EFQM، مدل بالدريج و مدل دمينگ است و حتي در مباحث مهندسي مجدد فرآيند كسب و كار، نيز رضايتمندي مشتري از اهميتي ويژه برخوردار است.

نتيجه گيري
نگاهي گذرا به تحولات بازارهاي كشورهاي صنعتي نشان مي دهد كه همه فعالان بايد عرصه كسب و كار، جور ديگر ببينند. بايد بدانيم كه ديگر دوره صف كشيدن مشتريان و خريداران در كشور ما رو به پــايان است. كسب و كار آينده در مسير مشتري مداري و مشتري محوري خواهد بود. شايد زمان براي رسيدن به مشتري مداري دير شده باشد ولي بايستي عرضه كنندگان و سازمانها بدانند كه بازار رقابتي امروز در برابر عرضه كنندگان بي توجه به خواست و نياز مشتري، واكنش نشان داده و با خريد كالاها و خدمات رقيبان مشتري محور، اسباب حذف آنان را فراهم مي آورد. «پيتر دراكر» مي گويد: قصد هر تجارت، خلق و حفظ مشتري است.

+ نوشته شده در  هفتم اسفند 1385ساعت   توسط الهام منبری  | 

هر كس روز عاشورا را روز مصيبت و حزن خود قرار دهد خداوند روز قيامت را  روز شادي او قرار مي دهد.  

                                                                                        امام رضا(ع)

اگر قطره اي اشك در رثاي حسين(ع) در جهنم بريزد گرماي آن فروكش خواهد كرد.

                                                       امام صادق(ع)

هر كس آب بنوشد آن گاه حسين(ع) را ياد كرده و بر قاتلش نفرين فرستد خدا او را صد هزار حسنه نويسد و صد هزار گناه از او بپوشاند.

                                                                                        امام صادق(ع)

كمترين ثوابي كه به زائر امام حسين(ع) داده مي شود اين است كه تمام گناهان گذشته و آينده اش بخشيده مي شود به شرط اينكه حق ولايت و پيروي از آن حضرت را شناخته باشد.

                                                                                        امام موسي كاظم(ع)

التماس دعا

 

+ نوشته شده در  هشتم بهمن 1385ساعت   توسط الهام منبری  | 

                دل من دیر زمانی ست که می پندارد

دوستی نیز گلی ست مثل نیلوفر و ناز

                 شاخه ی ترد ظریفی دارد

 بی گمان سنگدل است آنکه روا می دارد

                  جان این ساقه ی نازک را دانسته بیازارد...

خیلی خوشحالم که محیط وبلاگمون دوباره صمیمی شدهاین شعر هم از طرف من قبول کنین

+ نوشته شده در  ششم بهمن 1385ساعت   توسط الهام منبری  | 

به یاد داشته باش هر چه شکست بزرگ تر باشد ، موفقیت بزرگتری در پیش داری و هر چه غم هایت بیشتر ، شادی هایت افزون تر خواهد بود ، پس به شکست لبخند بزن و با  آغوش باز به استقبال غم ها برو.

کسانی که عادت مداومت را در خود می کارند خود را در برابر شکست بیمه می کنند و بدون توجه به ناکامی های اولیه سرانجام به فراز پله های ترقی و پیشرفت می رسند.

افتخار در شکست نخوردن نیست ، بلکه افتخار در شکست خوردن و دوباره بپا خاستن است.

این مطلب برای همه ی دوستانی که فکر می کنند کنکور براشون تجربه ی جالبی نبود.

+ نوشته شده در  چهارم بهمن 1385ساعت   توسط الهام منبری  | 

با خودت صادق باش و نگران آنچه دیگران درباره ات فکر می کنند ، نباش!

تعریفی را که آنها از تو دارند نپذیر ، خود ، خودت را تعریف کن!

از قدرت خودت مایه بگذار و بر قدرت دیگران تکیه نکن!

استعدادهای خودت را پرورش بده و به استعدادهای مردم غبطه نخور!

اگر می خواهی مشکلات خودت حل شوند ، به دلهای دردمند دیگران تسلی و آرامش بده.

+ نوشته شده در  دوم بهمن 1385ساعت   توسط الهام منبری  | 

راههاي به دست آوردن آرامش

  • جلوي گريه ي خود را نگيريد و گهگاهي گريه كنيد.
  • دست كم روزي ۱۵ دقيقه را در سكوت بگذرانيد و به نيازهاي واقعي خود و نيز به چيزهايي كه داريد فكر كنيد. سكوت عصاره ي آرامش است، با زور نمي توان آن را ايجاد كرد، بايد زماني كه فرا رسيد آن را بپذيريد.
  • دست كم روزي يك ساعت، تنها به اتاقي برويد و در را به روي خود ببنديد.
  • افراد آرام به خود مي گويند كه براي تغيير گذشته كاري نمي توان كرد، آنگاه از فكر ادامه ي زندگي لذت مي برند.
  • وقتي احساس مي كنيد كه سرتان پر از فكرهاي جورواجور است و جاي خالي در آن نيست، با قدم زدن آنها را پاك كنيد.
  • اگر نتوانيد كسي را ببخشيد، افكار خشمگين تان، شما را براي هميشه با اين افراد مرتبط خواهد كرد. شاد كردن ديگران، باعث آرامش مي شود.
  • آرامش را از كودكان بياموزيد، ببينيد كه چگونه در همان لحظه اي كه هستند زندگي مي كنند و لذت مي برند.
  • از هماني كه هستيد راضي باشيد، در اين صورت احساس آرامش بيشتري مي كنيد.
  • هر چه اكسيژن بيشتري به شما برسد، آرام تر خواهيد شد، خوب است در محل كار و زندگي خود گياهي نگه داريد.
+ نوشته شده در  بیست و دوم دی 1385ساعت   توسط الهام منبری  |