شاید کتاب ها یا مقالات زیادی از برایان تريسي خونده باشید (اگه هم نخوندید بهتره یه سری به این نوشته ها بزنید) این آقا به یه حساب پدر علم مدیرت نوین و برنامه ریزی و به طور خلاصه یک شبه ره صد ساله برو است. انصافا هم اگه از نوشته هاش هیچ سود دیگه ای نبریم ، لااقل امید رو در آدم زنده میکنه که همیشه یه راهی برای رسیدن به موفقیت وجود داره مقاله کوتاه زیر کش رفته شده از روزنامه سرمایه است به قلم همین آقا،که در مورد قدرت در سازمان و نحوه به دست آوردنش صحبت میکنه،فردا که انشا ا... مهندس میشیم میتونه به دردمون بخورد.
دستيابي به قدرت در سازمان
قدرت در سازمانها، يعني توانايي تاثير بر تخصيص نيروي انساني، مالي و ساير منابع. قدرت در تمام موقعيتها و روابط انساني حضور دارد و براي عملكرد موثر و صحيح زندگي و جامعهء انساني ضروري است.
در محيط كسب وكار، قدرت به دو صورت قابل استفاده است:
1- براي پيشبرد اهداف سازمان.
2- براي پيشبرد منافع فردي.
وقتي از آن به نحو استادانهاي براي پيشبرد اهداف سازمان استفاده شود، نيرويي مثبت است و ميتواند وضعيت همهء افراد تحت نفوذش را بهبود بخشد اما اگر از قدرت براي منافع فردي و به ضرر سازمان استفاده و يا _سوءاستفاده شود، به نيرويي منفي و مخرب تبديل ميشود و بر سازمان و افراد آن تاثير منفي ميگذارد.
ميزان قدرت هر سازمان يا سيستمي ثابت است، از اين رو اگر فردي قدرت بيشتري داشته باشد بدون شك قدرت فرد ديگري كم شده است. تنها راه افزايش ميزان كل قدرت، توسعهء سازمان، افزايش فعاليتها و تعداد افراد است. مدير برتر كسي است كه بيش از ديگران ميتواند در به دست آوردن قدرت و حفظ آن موفق باشد، ولي در نهايت قدرت واقعي و با دوام يك سازمان، ريشه در رضايت افراد آن دارد. يك مدير وقتي تبديل به «مدير برتر» ميشود و قدرت را به دست ميگيرد كه افراد ديگر راضي باشند او قدرت داشته باشد. تنها راه حفظ قدرت پس از دستيابي، استفادهء مثبت از آن است. وقتي با استفاده از قدرت به نتايج مطلوب برسيد، فرصتهاي جديد بيشتري به شما داده خواهد شد و تا وقتي نشان دهيد بهتر از هر كس ديگري از قدرت خود استفاده ميكنيد، ميزان قدرت و نفوذ شما هم رو به افزايش خواهد بود.
انواع قدرتهاي قابل كسب
1- قدرت تخصصي: كه ناشي از نوع فعاليت شما خواهد بود. سعي كنيد كارتان را به بهترين وجه انجام دهيد. وقتي در ميان مردم به عنوان شخصي وظيفهشناس و توانا شناخته شديد، نسبت به افراد معمولي و متوسط قدرت و نفوذ بيشتري به دست ميآوريد. با اين قدرت مورد توجه مسوولان مهم شركت قرار ميگيريد و فرصتهاي بيشتري در همان زمينه در اختيارتان قرار ميگيرد. در حقيقت درها به روي شما باز ميشود.
2- قدرت فردي: كه از احترام و علاقهء ديگران ناشي ميشود. هرچه مردم شما را بيشتر دوست داشته باشند، نفوذتان بر آنها بيشتر است. مردم به حرفهاي شما گوش ميدهند و منتظر پيشنهادها و ايدههاي شما هستند. اين نوع قدرت كه اغلب «ذكاوت اجتماعي» يا «ذكاوت احساسي» نيز ناميده ميشود، بسيار مفيد است و بيشترين درآمد در اجتماع متعلق به افرادي است كه اين قدرت را دارند.
3- قدرت مقام: كه تابع نوع شغل و شامل قدرت استخدام، اخراج، اعطاي پاداش و مجازات است. گاهي اين قدرت ارتباطي با شخصيت و توانايي فرد ندارد.
4- قدرت اعطايي: اين نوع قدرت بهترين نوع آن است كه از سوي مردم و به ميل خودشان، به دليل شخصيت والاي فرد، به وي اعطا ميشود. عملكرد عالي در كار و علاقهمندي ديگران به شما موجب ايجاد اين نوع قدرت در شما ميشود.
ايجاد كردن ساختار قدرت
وابستگيهاي كنترل شده، مبناي قدرت در كار و اجتماع است. منظور از وابستگي اين است كه كسي بدون اجبار از ناحيهء شما، در موقع نياز به شما كمك كند.
براي ايجاد شبكهاي از وابستگيهاي كنترل شده بايد دايما به دنبال روشهايي براي ياري رساندن به ديگران قبل از تقاضاي كمك آنها باشيد. هرچه ديگران را، بدون انتظار جبران، بيشتر مورد لطف قرار دهيد، قدرت و نفوذتان بر آنها بيشتر خواهد شد. قدرتمندترين افراد در هر سازمان يا اجتماع، آنهايي هستند كه تعداد بسيار زيادي از مردم را در رسيدن به هدفهايشان ياري دادهاند.
نحوهء كسب و حفظ قدرت
اولين گام براي كسب قدرت و نفوذ اين است كه وجودتان براي شركت با ارزش و سپس ضروري شود. به ياد داشته باشيد در تحليلهاي نهايي هميشه نتايج حاصله مدنظر قرار ميگيرد; به اين رو هميشه از خودتان بپرسيد سازمان چه نتايجي از من انتظار دارد؟ نقطهء شروع همينجاست. تمركز روي كسب نتايج، هميشه باعث افزايش قدرت فردي و نفوذ بيشتر ميشود. داشتن عملكرد خوب در انجام وظايف باعث درآمد بيشتر و ارتقاي شغلي سريعتر شما خواهد شد. دومين گام مفيد و ارزشمند بودن براي تعداد بيشتري از مردم است. هميشه به فكر انجام كارهايي باشيد كه بالاتر از انتظار ديگران است.
سومين گام براي گسترش قدرت، جستوجوي راههايي در جهت كمك رساندن و بالا بردن ارزش سازمان و افراد آن است. براي رسيدن به اين هدف ميتوانيد دورههاي آموزشي بيشتري را بگذرانيد، دانش و مهارتهاي خودتان را بهبود ببخشيد و راههايي براي افزايش فروش و كاهش هزينهها پيدا كنيد. صبحها كمي زودتر سر كار برويد و عصرها كمي ديرتر كار را تعطيل كنيد. براي قبول مسووليتهاي بيشتر داوطلب شويد. هميشه بيشتر از آنچه به شما پرداخت ميشود كار كنيد و نتيجه هميشه اين خواهد شد كه درآمدتان بيشتر شود.
براي كسب و حفظ قدرت نياز به طرفداراني در داخل و خارج از سازمان داريد. خوب فكر كنيد و ببينيد مهمترين طرفداران شما چه كساني هستند يا چه كساني ميتوانند باشند و براي تقويت روابط خود با آنان چه ميتوانيد بكنيد؟ در يك سازمان تقريبا همه از نوعي قدرت برخوردار هستند و هركس ميتواند به طريقي كمك كند يا لطمه بزند و يا كاري را انجام دهد يا ندهد. هر فردي اين موقعيت را دارد كه دسترسي به اهداف سازمان را آسانتر يا سختتر كند. شما چه قدرتي داريد؟ اطرافيانتان چه قدرتهايي دارند؟
يك اصل مهم قدرت اين است كه «قدرت هميشه براي پر كردن يك خلا به وجود ميآيد.» شما ميتوانيد با پيشقدم شدن و پذيرفتن مسووليت، وضعيت مبهمي كه در آن خلا قدرت وجود دارد و يا با قبول يك پروژهء جديد و متعهد كردن خود به انجام موفقيتآميز آن، به قدرت دست يابيد. هرچه توانايي شما براي كسب نتايج خاص و مهم بيشتر ثابت شود، قدرت و نفوذ و اختيارات بيشتري به طرف شما سرازير ميشود و ارزشتان براي سازمان بيشتر خواهد شد
ادامه مطلب