تبليغاتX
مهندسی صناﻳﻊ دانشگاه ﭘﻴﺎم نور تبرﻳﺯ

مهندسی صناﻳﻊ دانشگاه ﭘﻴﺎم نور تبرﻳﺯ

وبلاگ دانشجویی مهندسی صناﻳﻊ دانشگاه ﭘﻴﺎم نور تبرﻳﺯ

ماورای صوت در صنعت

کاربرد ماورای صوت در تولید آلیاژها:

در به هم آمیختن فلزات برای تولید آلیاژهای مناسب از امواج ماورای صوت می توان بهره گرفت. روش استفاده به این ترتیب است که به نسبتی که می خواهیم آلیاژتهیه کنیم، فلزات مذاب را روی هم می ریزیم و آنها را در مسیر امواج با فرکانس زیاد قرار می دهیم. در این صورت جنبش مولکولی ذرات افزایش می یابد و فلزات با هم می آمیزند و در همین موقع است که مخلوط را به تدریج سرد می کنند و آلیاژ مورد نظر به دست می آورند.

اشمید  و ارت فیزیکدانان آلمانی از آزمایشهای خود درباره به هم آمیختن فلزات به نتایج جالبی رسیدند. آنها با عبور دادن ماورای صوت از دو فلز سرب و آلومینیوم آلیاژی تهیه کردند که قابلیت چکشخواری و مفتول شدن آن بسیار زیاد بود آنها توانستند سرب را به نسبت 25% در آلومینیوم پخش کنند. دانه های سرب پخش شده در آلومینیوم قطری در حدود 50 میکرون خواهد داشت. 
 
تشخیص شکاف و حفره در فلزات:


پیش از این ، اشعه ایکس را برای تشخیص ترکیدگی و وجود حفره هایی هوایی در فلزات به کار می برند و لیکن در مورد قطعات خیلی ضخیم فلزات استفاده از این اشعه عملی نیست. زیرا اشعه ایکس جذب فلزات می شود اما با استفاده از امواج ماورای صوت با فرکانس بالا می توان محل شکاف یا حباب هوا را مشخص کرد.

سوراخ کردن مواد سخت:


چنانچه امواج ماورای صوت با فرکانس بالا را در یک نقطه خاص از یک فلز و یا یک بلور متمرکز کنیم انرژی این امواج سبب بالا رفتن دمای آن نقطه می گردد و در نتیجه ، آن نقطه ذوب شده و به آسانی سوراخ می گردد. برای سوراخ کردن مواد سخت مته های مخصوص به کار می برند دراین مته ها سرمته حرکت دورانی نداشته و تنها نوسان می کند.

سایر کاربردهای ماورای صوت در صنعت:


علاوه بر موارد بالا امواج ماورای صوت را برای تعیین ضخامت فلزی در موقع کار و نیز جوش دادن فلزات و نیمه هادیها به کار می برند. بعضی از انواع جوشکاری فقط به وسیله این امواج امکانپذیر است. برای نمونه در کپسول های فضایی بدنه داخلی از فولاد کرم نیکل و بدنه خارجی از آلومینیوم است که این دو قطعه به کمک امواج ماورای صوت انجام می شد.

صوت هم تأثیر زیادی تو صنعت داره هاااا...!!!

یه چیزایی هم از دنیای صوت بدونیم بد نیست...!

(با تشکر از گروه مهندسی ساخت و تولید)

+ نوشته شده در  دهم آذر 1386ساعت   توسط امین جاوید مهر  | 

جوشکاری اولتراسونیک پلاستیک ها

این جوشکاری در صنعت پلاستیک مورد استفاده قرار می گیرد و یک روش جدید برای اتصال قطعات پلاستیکی می باشد.جوشكاري اولتراسونيك شامل استفاده از انرژي صوتي با فركانس بالا براي نرم كردن و ذوب كردن ترموپلاستيك ها در منطقه جوش است . قسمت هايي كه بايد به يكديگر جوش داده شوند زير فشار روي هم نگه داشته شده و تحت ارتعاشات اولتراسونيك با فركانس 20 تا 40 كيلو هرتز قرار مي گيرند. موفقيت جوش به طراحي مناسب اجزا و مناسب بودن موادي كه جوش داده مي شوند بستگي دارد.
از آنجا كه جوشكاري اولتراسونيك بسيار سريع است ( كمتر از 1 ثانيه ) و قابليت اتوماسيون دارد به طور وسيع از آن در صنعت استفاده مي شود . براي تضمين سلامت جوش طراحي مناسب اجزا بخصوص فيكسچرها لازم است . با طراحي مناسب از اين روش مي توان در توليد

انبوه استفاده كرد.                         

برا من که مطلب جالبی بود...امید وارم برای شما هم جالب باشه.!

(برگرفته از وب سایت مهندسی ساخت و تولید)

+ نوشته شده در  ششم آذر 1386ساعت   توسط امین جاوید مهر  | 

یه راه جالب واسه کانکت شدن با سرعت بالا

سلام هم کلاسی ها

اون روز داشتم توی بعضی از وبلاگ ها می چرخیدم یهو این مطلب جالب رو دیدم البته امتحانشم کردم ودیدم که نتیجه داد بعد گفتم منم تو وبلاگمون بذارم تا شما هم استفاده کنین و از این به بعد با سرعت بالا کانکت بشین .شما معمولاٌ باسرعت۲۸.۸ یا ۳۱.۲  کانکت می شین ولی اگه کارای زیرو انجام بدین می تونین با سرعت ۱۱۵.۲کانکت شین:

۱ - روی My Computer راست کلیک کنید و برین تو Properties حالا Hardware رو انتخاب کنین و برین  تو Device Manager حالا رو ی گزینه Modems دابل کلیک کنید تا یه زیر مجموعه براش باز بشه روی زیر مجموعه ش راست کلیک کنید و برید تو Properties حالا از منوی بالا Advanced رو انتخاب کنید و در قسمت Extra Settings این رو تایپ کنید AT&FX حالا از اینا خارج بشید و کانکت بشید سرعت شما به ۱۱۵.۲ رسیده .

باتشکر ازhttp://zomorrodcompany.blogfa.com/

+ نوشته شده در  بیست و دوم اسفند 1385ساعت   توسط امین جاوید مهر  | 

عناصر پايه در فناوري نانو

تفاوت اصلي فناوري نانو با فناوري‌هاي ديگر در مقياس مواد و ساختارهايي است كه در اين فناوري مورد استفاده قرار مي‌گيرند. البته تنها كوچك بودن اندازه مد نظر نيست؛ بلكه زماني كه اندازه مواد دراين مقياس قرار مي‌گيرد، خصوصيات ذاتي آنها از جمله رنگ، استحكام، مقاومت خوردگي و ... تغيير مي‌يابد. در حقيقت اگر بخواهيم تفاوت اين فناوري را با فناوري‌هاي ديگر به صورت قابل ارزيابي بيان نماييم، مي‌توانيم وجود "عناصر پايه" را به عنوان يك معيار ذكر كنيم. عناصر پايه در حقيقت همان عناصر نانومقياسي هستند كه خواص آنها در حالت نانومقياس با خواص‌شان در مقياس بزرگتر فرق مي‌كند.

اولين و مهمترين عنصر پايه، نانوذره است. منظور از نانوذره، همانگونه که از نام آن مشخص است، ذراتي با ابعاد نانومتري در هر سه بعد مي‌باشد. نانوذرات مي‌توانند از مواد مختلفي تشکيل شوند، مانند نانوذرات فلزي، سراميکي، ... .

دومين عنصر پايه، نانوكپسول است. همان طوري كه از اسم آن مشخص است، كپسول‌هاي هستند كه قطر نانومتري دارند و مي‌توان مواد مورد نظر را درون آنها قرار داد و كپسوله كرد. سال‌هاست كه نانوكپسول‌ها در طبيعت توليد مي‌شوند؛ مولكول‌هاي موسوم به فسفوليپيدها كه يك سر آنها آبگريز و سر ديگر آنها آبدوست است، وقتي در محيط آبي قرار مي‌گيرند، خود به خود كپسول‌هايي را تشكيل مي‌دهند كه قسمت‌هاي آبگريز مولكول در درون آنها واقع مي‌شود و از تماس با آب محافظت مي‌شود. حالت برعكس نيز قابل تصور است.

عنصر پايه بعدي نانولوله کربني است. اين عنصر پايه در سال 1991 در شركت NEC كشف شدند و در حقيقت لوله‌هايي از گرافيت مي‌باشند. اگر صفحات گرافيت را پيچيده و به شكل لوله در بياوريم، به نانولوله‌هاي كربني مي‌رسيم. اين نانولوله‌ها داراي اشكال و اندازه‌هاي مختلفي هستند و مي‌توانند تك ديواره يا چند ديواره باشند. اين لوله‌ها خواص بسيار جالبي دارند که منجر به ايجاد کاربردهاي جالب توجهي از آنها مي‌شود.

عناصر پايه گوناگون و متنوع ديگري نيز وجود دارند. ليست کامل عناصر پايه فناوري نانو به شکل ساختار درختي در گروه مطالعاتي آينده‌انديشي طراحي شده است که مي‌توانيد با مراجعه به بخش درخت‌هاي علم، قسمت درخت عناصر پايه آن را مشاهده نماييد.آدرس درخت های علم: http://nano.ir/main_forsight_files/Nelem/Basic%20Elements.pdf

آدرس منبع رو هم بنا به خواسته ی دوستان واستون می نویسم:

                                                          http://nano.ir

امیدوارم واستون بدرد بخور باشه.

+ نوشته شده در  بیست و دوم بهمن 1385ساعت   توسط امین جاوید مهر  | 

تعريف فناوري نانو از منابع مختلف

يك نانومتر يك هزارم ميكرون است و اگر بخواهيم احساس فيزيكي نسبت به آن داشته باشيم مي‌توان گفت كه يك نانومتر 80000/1قطر موي انسان مي‌باشد اما اين تعريف مقياس نانو، نمي تواند مقايسه درستي باشد چرا که ضخامت موي انسان با توجه خصوصيات فردي هرانسان از چند ده ميكرومتر تا چند صدميكرومتر متغير مي‌باشد.
بنابراين نياز به يك استاندارد براي بيان مفهوم مقياس نانو وجود دارد. با ايجاد ارتباط ميان اندازه اتم‌ها و مقياس نانو مي‌توان يك نانومتر را راحت‌ترتصوركرد. يك نانومتر برابر قطر 10 اتم هيدروژن و يا 5 اتم سيلسيم مي‌باشد. درك اين موضوع براي افراد معمولي نيز راحت‌تر مي‌باشد. علي‌رغم اينكه درك اندازه يك اتم براي افراد غيرعلمي ساده نمي‌باشد، با اينحال اندازه دقيق اتم براي فهماندن اين مقياس زياد اهميت ندارد. چيزي كه با اين تشابه مشخص مي‌شود، اين است كه نانوفناوري

عبارت است از:
دستكاري كوچكترين اجزاء ماده يا اتم‌ها

1. Merriam-Webster's Collegiate Dictionary
2. Engines of Creation
3. The About.com
4. Webopedia's definition of nanotechnology
5. Whatisit.com
6. NNI)nano.gov)

Merriam-Webster's Collegiate Dictionary definition:
nano•tech•nol•o•gy
Pronunciation: "na-nO-tek-'nä-l&-jE
Function: noun
Date: 1987
: the art of manipulating materials on an atomic or molecular scale especially to build microscopic devices (as robots).

فناوري نانو عبارت است از هنر دستكاري مواد در مقياس اتمي يا مولكولي و به خصوص ساخت قطعات و لوازم ميكروسكوپي (مانند روبات‌هاي ميكروسكپي)

Engines of Creation Glossary:
Nanotechnology - technology based on the manipulation of individual atoms and molecules to build structures to complex, atomic specifications.

فناري نانو فناوري است كه بر پايه دستكاري تك‌تك اتم‌ها و مولكول‌ها استوار است بدين منظور كه بتوان ساختاري پيچيده را با خصوصيات اتمي توليد كرد.

The About.com definition at the physics portal:
Nanotechnology Definition: The development and use of devices that have a size of only a few nanometres. Research has been carried out into very small components, which depend on electronic effects and may involve movement of a countable number of electrons in their action. Such devices would act faster than larger components. Considerable interest has been shown in the production of structures on a molecular level by suitable sequences of chemical reactions. It is also possible to manipulate individual atoms on surfaces using a variant of the atomic force microscope.

تعريف فناوري نانو: توسعه و استفاده از ادوات و قطعاتي كه اندازه آنها تنها چند نانومتر است. تحقيق بر روي قطعات و ادوات بسيار كوچك كه خواصشان به خواص الكترونيكي اين قطعات وابسته است و خواص الكتريكي آنها احتمالاً متأثر از حركت تعداد معدودي الكترون در طي عملكرد قطعه مي‌باشد. اين ادوات، سريع‌تر از ادوات بزرگتر عمل مي‌كنند. مسأله قابل توجه اين است كه مي‌توان چنين ساختارهاي در ابعاد مولكولي را به كمك انتخاب مناسب مراحل واكنش‌هاي شيميايي توليد كرد. همچنين مي‌توان چنين ساختارهايي را از طريق دستكاري اتم‌ها روي سطح به وسيله ميكروسكوپ‌هاي نيروي اتمي بدست آورد.

Webopedia's definition of nanotechnology A field of science whose goal is to control individual atoms and molecules to create computer chips and other devices that are thousands of times smaller than current technologies permit. Current manufacturing processes use lithography to imprint circuits on semiconductor materials. While lithography has improved dramatically over the last two decades -- to the point where some manufacturing plants can produce circuits smaller than one micron (1,000 nanometers) -- it still deals with aggregates of millions of atoms. It is widely believed that lithography is quickly approaching its physical limits. To continue reducing the size of semiconductors, new technologies that juggle individual atoms will be necessary. This is the realm of nanotechnology.Although research in this field dates back to Richard P. Feynman's classic talk in 1959, the term nanotechnology was first coined by K. Eric Drexler in 1986 in the book Engines of Creation.In the popular press, the term nanotechnology is sometimes used to refer to any sub-micron process, including lithography. Because of this, many scientists are beginning to use the term molecular nanotechnology when talking about true nanotechnology at the molecular level.

شاخه‌اي از علوم كه هدف نهايي آن كنترل بر روي تك‌تك اتم‌ها و مولكول‌ها مي‌باشد تا بتوان به كمك آن تراشه‌هاي كامپيوتري و ساير ادواتي توليد كرد كه هزاران بار كوچكتر از ادوات فعلي باشند كه فناوري امروز امكان ساخت آنها را براي ما فراهم آورده است. در فناوري فعلي توليد مدارات نيمه هادي از روش ليتوگرافي براي ايجاد طرح مدار بر روي مواد نيمه هادي استفاده مي‌شود. پيشرفت شگرفي كه در ليتوگرافي طي 2 دهه اخير رخ داده است به ما اين امكان را مي‌دهد كه با بهره‌گيري از دستگاه‌هاي جديد بتوانيم مداراتي كوچكتر از 1 ميكرون (1000 نانومتر) را توليد كنيم. البته بايد توجه داشت كه اين مدارات هنوز از ميليون‌ها اتم تشكيل شده‌اند. بيشتر دانشمندان بر اين باور هستند كه ليتوگرافي به مرزهاي محدودكننده فيزيكي خود نزديك شده است. بنابر اين براي كوچكتر كردن اندازه نيمه‌هادي‌ها مي‌بايست از فناوري‌هاي جديدي كه مي‌توانند تك‌تك اتم‌ها را سازماندهي كنند، استفاده كرد و طبعاً چنين فناوري جزء محدوده فناوري نانو محسوب مي‌شود. اگر چه تحقيق در زمينه فناوري نانو به زماني باز مي‌گردد كه ريچاردپي فاينمن طي سخنراني كلاسيك خود در سال 1959 به اين فناوري اشاره كرد اما عبارت فناوري نانو اولين بار توسط كي‌اريك دركسلر در سال 1986 در كتابي از وي با عنوان موتورهاي آفرينش بسط داده شد. در مقالات و نوشته هاي عمومي واژه فناوري نانو گاهي به هر فرآيند كوچكتر از اندازه‌هاي ميكرون اطلاق مي‌گردد كه مي‌تواند فرآيند ليتوگرافي را نيز شامل شود. به خاطر همين بسياري از دانشمندان هنگامي كه مي‌خواهند درباره فناوري نانو به معني واقعي و علمي كلمه صحبت كنند از آن به عنوان فناوري نانومولكولي ياد مي‌كنند كه به معني فناوري نانو در ابعاد مولكولي مي‌باشد.

Whatisit.com definition: Nanotechnology, or, as it is sometimes called, molecular manufacturing, is a branch of engineering that deals with the design and manufacture of extremely small electronic circuits and mechanical devices built at the molecular level of matter. The Institute of Nanotechnology in the U.K. expresses it as "science and technology where dimensions and tolerances in the range of 0.1 nanometer (nm) to 100 nm play a critical role." Nanotechnology is often discussed together with micro-electromechanical systems (MEMS), a subject that usually includes nanotechnology but may also include technologies higher than the molecular level. (click the link for entire definition)

فناوري نانو كه گاه به آن فناوري ساخت مولكولي نيز گفته مي‌شود، شاخه‌اي از مهندسي است كه با طراحي و ساخت مدارات الكترونيكي و اداوات مكانيكي بسيار كوچك (در ابعاد مولكولي) سر و كار دارد. پژوهشگاه فناوري نانو انگلستان تعريف فناوري نانو را بدين گونه بيان مي‌كند: قلمروي از علم و فناوري كه به ابعاد و تلورانس‌هاي 1/0 تا 100 نانو مترمي‌پردازد در جايي كه اين ابعاد و يا تلورانس‌ها بتوانند نقش مهمي در خواص قطعه ايفاء كنند.
بحث فناوري نانو اغلب مشابه بحث سيستم‌هاي ميكرو مكانيكي- الكترونيكي مي‌باشد(MEMS) .
در واقع فناوري نانو زير مجموعه MEMS است و MEMS به فناوري‌هاي بزرگتر از ابعاد مولكولي (ابعاد نانو) نيز مي‌پردازد.

NNI definition
National Nanotechnology Initiative (nano.gov)

What is Nanotechnology?
While many definitions for nanotechnology exist, the NNI calls it "nanotechnology" only if it involves all of the following:

1. Research and technology development at the atomic, molecular or macromolecular levels, in the length scale of approximately 1 - 100 nanometer range.


2. Creating and using structures, devices and systems that have novel properties and functions because of their small and/or intermediate size.

3. Ability to control or manipulate on the atomic scale.

نانوتکنولوژي چيست ؟
در حالي که تعاريف زيادي براي فناوري نانو وجود دارد ، ‌‌NNI تعريفي را براي فناوري نانو ارائه مي دهد که در برگيرنده هر سه تعريف ذيل باشد.
1- توسعه فناوري و تحقيقات در سطوح اتمي ، مولکولي و يا ماکرومولکولي در مقياس اندازه اي 1 تا 100 نانومتر.
2 – خلق و استفاده از ساختارها و ابزار و سيستمهايي که به خاطر اندازه کوچک يا حد ميانه آنها، خواص و عملکرد نويني دارند .
3 – توانايي کنترل يا دستکاري در سطوح اتمي .

برگرفته از: ستاد فناوری نانو

+ نوشته شده در  بیستم بهمن 1385ساعت   توسط امین جاوید مهر  | 

فناوري نانو چيست؟

فناوري‌نانو واژه‌اي است كلي كه به تمام فناوري‌هاي پيشرفته در عرصه كار با مقياس نانو اطلاق مي‌شود. معمولاً منظور از مقياس نانوابعادي در حدود 1nm تا 100nm مي‌باشد. (1 نانومتر يک ميليارديم متر است).
اولين جرقه فناوري نانو (البته در آن زمان هنوز به اين نام شناخته نشده بود) در سال 1959 زده شد. در اين سال ريچارد فاينمن طي يك سخنراني با عنوان «فضاي زيادي در سطوح پايين وجود دارد» ايده فناوري نانو را مطرح ساخت. وي اين نظريه را ارائه داد كه در آينده‌اي نزديك مي‌توانيم مولكول‌ها و اتم‌ها را به صورت مسقيم دستكاري كنيم.
واژه فناوري نانو اولين بار توسط نوريوتاينگوچي استاد دانشگاه علوم توكيو در سال 1974 بر زبانها جاري شد. او اين واژه را براي توصيف ساخت مواد (وسايل) دقيقي كه تلورانس ابعادي آنها در حد نانومتر مي‌باشد، به كار برد. در سال 1986 اين واژه توسط كي اريك دركسلر در کتابي تحت عنوان : «موتور آفرينش: آغاز دوران فناوري‌نانو»بازآفريني و تعريف مجدد شد. وي اين واژه را به شكل عميق‌تري در رساله دكتراي خود مورد بررسي قرار داده و بعدها آنرا در کتابي تحت عنوان «نانوسيستم‌ها ماشين‌هاي مولكولي چگونگي ساخت و محاسبات آنها» توسعه داد.

این مطلب برگرفته شده از ستاد فناوری نانو می باشد که هدف از گذاشتن این مطلب در وبلاگ آشنا کردن دانشجویان مهندسی صنایع با فناوری نانو می باشد.

+ نوشته شده در  هفدهم بهمن 1385ساعت   توسط امین جاوید مهر  | 

سخنان آموزنده

Life is a tragedy full of joy

+ نوشته شده در  ششم بهمن 1385ساعت   توسط امین جاوید مهر  | 

سخنان آموزنده

Write it on your heart that every day is the best day in the year

+ نوشته شده در  ششم بهمن 1385ساعت   توسط امین جاوید مهر  | 

ادامه ی تاریخ شناسی مهندسی صنایع

پيشتازان تقسيم كار چه كساني بودند ؟

همزمان با افزايش حجم توليد ، مساله تقسيم كار مطرح شد تا كارها تخصصي‌تر شده و بتوان كارگران را به كارهاي متفاوتي واداشت . عموما تصور مي‌شود روشهاي تقسيم كار  ، در قرن بيستم و با تئوريهاي مديريت علمي شكل گرفتند اما بايد دانست كه با شروع انقلاب صنعتي و تكاملش ، اين‌گونه روشها نيز توسط بزرگاني چون آدام اسميت به تدريج ابداع ‌گرديدند اما از آنجا كه كميت محصولات در سطح پاييني بود ، تاثير اين متدها نيز چشمگير نبود .

كريستوفر پولهم ، مخترع سوئدي را مي‌توان نخستين به‌كارگيرنده روشهاي تقسيم كار به شمار آورد ؛ از جمله اقدامات وي ساخت ماشينهاي سكه‌زني براي جرج اول پادشاه بريتانيا بود . كريستوفر پولهم از طرفداران سرسخت استفاده از نيروي بخار بود ؛ او مي‌كوشيد تا در كليه مراكز صنعتي نيروي بخار را جانشين نيروي انساني كارگران سازند و خود در سال 1700 كارخانه‌اي براي ساخت ماشين‌آلات بخاري ساخت كه با نيروي بخار كار مي‌كرد .

اما كسي كه براي اولين بار به اصل تقسيم كار در دنياي جديد توليد ، صورتي گسترده و نظام‌يافته داد ، هنري فورد صنعت‌پيشه آمريكايي بود . فورد نخستين اتوموبيل خود را در سال 1893 ساخت كه داراي دو سيلندر بود و پس از آ‌نكه خودش آن را 1600 كيلومتر راند ، به بهاي دويست دلار فروخت و متعاقبا در سال 1899 يك شركت براي ساخت اتوموبيلي كه خرج آن را خود تهيه كرده بود ، تاسيس نمود . نظر اصلي فورد ، ساخت نوعي اتوموبيل ارزان براي استفاده عموم بود و قصد داشت تا با بالابردن محصول كارخانه ، قيمت تمام‌شده محصول نهايي ارزان گردد ؛ بدين‌منظور وي دستور داد به‌جاي آنكه كارگران به‌سراغ قسمتهاي مختلف اتوموبيل بروند و آنها را بر روي يكديگر سوار كنند ، بر جاي خود متوقف بمانند ؛ مطابق منظور فورد ، اجزاي اساسي اتوموبيل كه در انبارهاي مخصوص گردآوري شده بودند ، در خطوط فرعي - كه هر يك از آنها به سوار كردن يكي از واحدهاي سازاي اتوموبيل ( نظير شاسي ، موتور و ... ) تخصيص داده شده بود - به راه مي افتادند و جملگي اين خطوط به خط اصلي سوار كردن اتوموبيل منتهي مي‌شدند .

بعدها اصولي كه فورد براي توليد كالا در حجم بالا به كار برده بود در ساير موسسات صنعتي نيز اعمال گرديدند . هنري فورد در عين حال طرحهايي براي سهيم كردن كارگران در سود كارخانه‌ها به مورد اجرا گذارد ، به‌نحوي كه به عنوان نمونه در سال 1914 ، معادل سي ميليون دلار سهم از آن كارگران شد . داستان تقسيم كار در صنعت ، با مطالعات فردريك تيلور در باب مديريت علمي شكل آكادميك گرفت و يكي از اركان زمينه‌ساز شكل‌گيري مهندسي صنايع در سالها بعد گرديد .

در گام بعدی از نخستين پيشگامان مهندسی صنايع به معنای امروزين آن سخن خواهيم گفت . علاقه‌مند نيستيد تا بدانيد پروسه شکل گيری رشته مان را به چه کسانی مرهونيم ؟! ...

منبع:(پایگاه جامع مهندسی صنایع ایران)

+ نوشته شده در  هشتم دی 1385ساعت   توسط امین جاوید مهر  | 

ادامه ی تاریخ شناسی مهندسی صنایع

انقلاب صنعتی را بيشتر بشناسيم !

در گام پيشين در بيان تاريخچه مهندسی به سرفصل جديدی رسيده بوديم : انقلاب صنعتی ! براستی از انقلاب صنعتی به عنوان موج نوين پيشرفت توليد و صنعت چه می‌دانيم ؟!

در اواخر قرن هيجدهم فعاليتهای صنعتی توسعه بسياری يافت ؛ ظهور اختراعات جديد به خصوص در زمينه صنعت نساجی همانند ماشين‌های ريسندگی ، دستگاه نختابی و دستگاه بافندگی برقی در اين زمينه حائز‌ اهميت بودند . از سوی‌ ديگر ، استفاده از موتور بخار اين امکان را برای کارخانه ها فراهم ساخت تا روش کهن بهره جستن از آب به عنوان نيرو را کنار بگذارند . در کنار اين و با گسترش اختراعات و توسعه تکنولوژی ، امکان استفاده از ماشين به جای انسان فراهم آمد و کارگاههای کوچک و سنتی جای خود را به کارخانه‌های بزرگتر و پيشرفته‌تر دادند و توليد دستی و محدود به توليد انبوه تبديل گرديد . اين تحولات به واسطه وسعتی که داشت انقلاب صنعتی ناميده شد . تحت شرايط جديد اداره کارخانه‌ها ديگر به صورت سنتی امکان‌پذير نبود ؛  با گذشت زمان و توسعه کارخانه‌ها ، نياز به روشهای علمی جهت مديريت اين گونه واحدها افزايش يافت و بدينسان زمينه‌های لازم جهت شکل‌گيری و ظهور مهندسی صنايع فراهم آمد .

در کنار هم و از گذشته‌های دور به قرن حاضر نزديک شده‌ايم ؛ داستان ما با تبلور مهندسی صنايع ادامه خواهد يافت ؛ در گام آتي پيشتازان تقسيم كار را خواهيم شناخت ...

مسعود خوشت اومد از رنگ آمیزی و فونت متن؟

ولی اینجوری خیلی محیط وبلاگ گرفته میشه ها...

+ نوشته شده در  ششم دی 1385ساعت   توسط امین جاوید مهر  | 

ادامه مطلب تاریخ شناسی مهندسی صنایع

مفهوم كار را چگونه تعريف نماييم ؟

كار ، حاصل‌جمع تمامي فعاليتهاي فيزيكي و فكري انسان در جهت توليد كالاها و خدمات موردنياز وي مي‌باشد . هنگامي‌كه اين فعاليت با هدف دريافت دستمزد انجام گيرد بايد آن را كار يا شغل با دستمزد عنوان نمود . كار انسان ابتدايي براي اطمينان از حفظ و بقاي خود  و مستلزم رويارويي وي با طبيعت بود . با گذشت زمان ، با انجام كارهاي كشاورزي ميان ارتباط مسقيم نتايج كار و رفع نيازهاي فردي انسان فاصله افتاد كه به علت روند تكامل اقتصادي روزبه‌روز غير مستقيم‌تر از پيش مي‌شد .

اين ارتباط با تبلور نخستين نظام معامله پاياپاي بود كه منجر به پيشرفت اقتصاد پولي شد . به مرور با تقسيم كار و تخصصي كردن آن ، ارتباط مستقيم ميان كار و نيازهاي انسان فاصله افتاده و درك معناي نهايي كار از سوي او به صورت غير مستقيم درآمده است . 

در دوران باستان كار به معناي فعاليت پَستي‌ بود كه براي افرادي پايينتر از يك شهروند تحصيلكرده و اشرافي در نظر گرفته مي‌شد . در يونان باستان طبقات اشرافي طراحان دقيق فعاليتهايي بودند كه برتري خود را در انجام موفقيت‌آميز آن در حوزه‌هاي نظامي و شهري به اثبات برسانند ؛ اين فعاليتها به معناي انجام كارهاي فيزيكي نبود ، بلكه كار توسط برده‌ها يا عوام به انجام مي‌رسيد . عوام جزو شهروندان آزاد بودند با اين وجود مجبور بودند براي امرار معاش خود كار كنند ؛ از اين‌رو نمي‌توانستند حتي بخشي از فعاليتهاي خود را صرف فعاليتهاي اجتماعي برتر همانند هنرآموزي يا تجارت كنند . بعدها ، تحت تاثير تعاليم مسيحيت ، كار تعريف اجتماعي مثبت و ارزشمندي پيدا نمود .

در سفر پيدايش تورات آمده است كه دنيا در شش روز كار دقيق و پرزحمت خلق گرديد و انسان به عنوان مظهر خداوند خوانده ‌شد تا نه‌تنها در كار خود ، بلكه در اعمال ديگر نيز ، در روز هفتم از خالق پيروي كند .   

كار فيزيكي و فكري ، هر دو به عنوان فضيلت اخلاقي محسوب مي‌شدند ؛ اين واقعيت كه بسياري از جوامع اروپايي به عنوان جامعه كاري ناميده مي‌شوند ، مي‌تواند ثمره اصول اخلاقي كار در كليساي پروتستان باشد كه از پايان قرن پانزدهم به بعد ، صرفنظر از طبقات اجتماعي گسترش يافته ‌است . بدين‌ترتيب ، مفاهيم اديان الهي همچون اسلام كار را به عنوان برترين فعاليت ، مقدس و موجب نزديكي انسان به خداوند مي‌دانند .

در گام آتي با انقلاب صنعتي همراه خواهيم بود ...

+ نوشته شده در  پنجم دی 1385ساعت   توسط امین جاوید مهر  | 

 

تاريخ‌‌شناسي مهندسي صنايع

گاهي ، يافته‌هايي در گذر زمان به دست فراموشي سپرده مي‌شوند كه مي‌توانند در روزگار كنوني سازنده‌ترين درسها را به خود به همراه داشته باشند ؛ افزون بر اين ، مروري بر تاريخ دانش همواره افزايش آگاهي را با خود به همراه داشته است و ياريگر بزرگي در تكامل روند علوم بوده است . از اين رو در اين بخش به تاريخ‌شناسي مهندسي صنايع از دوران دور تا به امروز خواهيم پرداخت تا بدانيم در فرايند شكل‌گيري مهندسي صنايع به صورتي كه اينك مي‌شناسيم ، چه‌ كساني و با چگونه تلاشهايي سهم داشته‌اند و حوزه‌هاي گوناگون اين دانش ، چگونه سير تكاملي خود تا به امروز را پيموده‌اند . از ياد نبريم كه :

                                        تاريخ بزرگترين معلم انسانهاست

 

 

 

 

تاريخچه مهندسی صنايع به چه زمانی باز می‌گردد ؟

اهرام ثلاثه را حتما تاکنون بارها و بارها ديده‌ايد و بی‌شک می‌دانيد که يکی از عجايب هفتگانه جهان به شمار می‌آيند . آيا به دليل اين انتخاب انديشيده‌ايد ؟! آيا می‌دانيد که  مهندسی پيچيده و انديشمندانه‌ای که در ساخت آنها به کار رفته ، اهرام ثلاثه را به يکی از معظم‌ترين آثار تمدن بشری تبديل ساخته‌است ؟! درست حدس زده‌ايد ؛ نخستين  گامهای ملموس مهندسی را می توان در ساخت اهرام مصر ديد که تاريخ آنها به قرنها پيش از ميلاد مسيح باز می‌گردد .

مهندسين بين‌النهرين ( سرزمين مابين دجله و فرات در عراق کنونی ) نيز پی برده ‌بودند که برای ساخت ساختمانهای عمومی بايد زمين را گود کنند و بدين ترتيب آغازين کاربردهای بيل در کندن زمين مرسوم شد .

از سوی ديگر ، مهندسين يونانی نيز نقش بسيار زيادی در امر مهندسی و بويژه در ساختمان سازی و مکانيک داشته‌اند ...

گرچه در اين سوابق ، پيشينه بارزی از مهندسی صنايع به چشم نمی‌خورد ، اما کاربرد مهندسی صنايع در آنها نهفته و به سزاست ؛ در آن زمان هنوز تعريفی از مهندسی صنايع و حتی مهندسی وجود‌نداشته اما دست‌اندرکاران باستانی ما بی‌آنکه بدانند نخستين فعاليتهای مهندسی را پايه‌ريزی می‌کرده‌اند و هدف ما از بيان چنين مواردی نيز همين بوده تا دانسته‌ شود کوششهايی که ماهيت مهندسی داشته‌اند ريشه در اعماق تاريخ دارند و آغازشان صرفا به يک يا چندين قرن اخير باز نمی‌گردد . پس از بيان اين مقدمات گمان می‌کنيد اغراق می شود اگر ادعا کنيم : انسان از بدو خلقت مهندس آفريده شده ‌است ؟!

با همه اينها طليعه پيشرفت چشمگير در علوم مهندسی به اواخر قرن هيجدهم ميلادی باز می‌گردد : انقلاب صنعتی !

در گام‌هاي آتي و پس از تبيين مفهوم كار به تشريح اين پديده خواهيم پرداخت ...

+ نوشته شده در  چهارم دی 1385ساعت   توسط امین جاوید مهر  | 

یکی از بهترین طرق خوشبخت شدن این است که انسان معتقد باشد که واقعا" خوشبخت

است و یا روزی خوشبخت خواهد شد.


(گوستاو لوبون)

+ نوشته شده در  سوم دی 1385ساعت   توسط امین جاوید مهر  | 

ادامه ی تعریف شناسی مهندسی صنایع

گام دوم

 

مهندسی صنايع را چگونه تعريف کنيم ؟

در گام اول نگاه روشنی به مفهوم مهندسی حاصل کرديم ؛ اينک به مهندسي صنايع باز می‌گرديم و می‌خواهيم در دومين گام تعريفی از مهندسی صنايع ياد گيريم . بی‌شک موفقيت در هر شغلی مستلزم اشراف کلی بر جوانب آن می‌باشد و يکی از نکات مهم در اين مبحث ، دانستن تعريف منطقی و صحيحی از شغل می‌باشد . نگارنده بر اين عقيده‌ است که وظايف مهندس صنايع تا اندازه‌ای شيرين و پرهيجان می‌باشد که شايد جای اين باشد از آن به عنوان يک سرگرمی فرح‌بخش و ليك در عين‌حال جدی و پراهميت ياد نمود ؛ و اما مهندسی صنايع چيست ؟

انجمن مهندسی صنايع آمريکا ، تعريف ذيل را بيان کرده‌است :

مهندسی صنايع رشته‌ايست که با طراحی ، پياده سازی و بهبود سيستمهای يکپارچه ای از انسان  (human) ، مواد  (material)، اطلاعات  (information)، تجهيزات (instrument) و انرژی  (energy)مرتبط می‌باشد . اين رشته بر پايه دانش تخصصی در علوم رياضی ، طبيعی ، اجتماعی و نيز قوانين و روشهای تجزيه و تحليل مهندسی و طراحی بنا شده است تا به کمک آنها به ارزيابی نتايج حاصل از سيستم‌های يکپارچه بپردازد .

در گام آتي اين تعريف را با يكديگر به تفسير خواهيم نشست ...

 

+ نوشته شده در  دوم دی 1385ساعت   توسط امین جاوید مهر  | 

گام سوم

 

تعريف مهندسی صنايع را چگونه تفسير کنيم ؟

در گام پيشين تعريف انجمن مهندسی صنايع آمريکا را خوانديم ؛ اگر با دقت آن را مروری ديگر کنيم به واژه‌اي کليدي‌ خواهيم رسيد : سيستم ! لازم است در اين لغت به خوبي خوب تامل گردد که تمامی تلاش مهندسين صنايع بر روی سيستم پياده می‌شود . نترسيد ! به هيچ وجه با مفهوم ناآشنايي روبرو نيستيم . سيستم به هر مجموعه‌ای از اجزا اطلاق می‌شود که برای حصول هدفی با يکديگر در ارتباط موثرند . حال در ذهن خود به دنبال نمونه بگرديد و ذهن خود را وادار به پويايی نماييد ! نمونه‌اي می‌آوريم : خانواده ! به همين سادگی ! اما توجه داشته باشيد که سيستمهايی که ما با آنها در محيط کاری سروکار خواهيم داشت لزوما به همين سادگی نيستند ؛ آنها گروهی از انسانها ، دسته‌ای از مواد ، حجم بالای اطلاعات و مواردی اينچنينی را دربر خواهند گرفت ؛ می‌بينم که گستره وسيعيست آنچه يک مهندس صنايع با آنها همسايه خواهد بود و به همين دليل بايد برای تمامی آنها دارای حداقل اطلاعات لازم باشد . هدف يک مهندس صنايع بهبود کارايي سيستم به جهت نيل به اهداف کل مجموعه است و ايجاد بهبود در سيستم نيازمند بمباران فکری در مورد همه آنهاست . گمان دارد كه دگرگونی و بهبود را از چه جايی بايد آغاز نمود ؟! نگاهی به اطراف بياندازيد ، از چيزهايی آغاز کنيد که نزديکترند ؛ حال سوالي از شما می‌پرسيم : چه چيز به شما از خود شما نزديکتر است ؟! پس :

مغرور نباشيد ؛ کسی شما را زير سوال نخواهد برد ؛ بهبود را بايد از خود شروع کنيد ...

(منبع:پایگاه جامع مهندسی صنایع ایران) قابل توجه برخی از دوستان که کپی با ذکر منبع بلا مانع می باشد.

+ نوشته شده در  دوم دی 1385ساعت   توسط امین جاوید مهر  | 

تعریف شناسی مهندسی صنایع

تعريف‌شناسي مهندسي صنايع

 

نخستين گامها در شناخت پديده‌ها ، با تعريف نمودن آنان آغاز مي‌گردد . تعريف‌شناسي ، اشرافي نسبت به موضوع در اختيارمان مي‌نهد و ياريمان مي‌دهد تا با ذهني روشنتر به جستجو و پژوهش در محتواي آن ادامه دهيم . در تعريف‌شناسي مهندسي صنايع كه مشتمل بر گامهاي اول تا سوم خواهد بود ، ابتدا به تعريف مهندسي خواهيم پرداخت و سپس مهندسي صنايع را تعريف نموده و آنگاه اين تعريف را به تفسير خواهيم نشست .

در پايان گام سوم ، توانايي اين را خواهيم داشت كه با بياني روشن و صريح ، تعريفي كوتاه اما مبين و مفهوم از مهندسي صنايع ارائه دهيم تا آغازي باشد بر پژوهش در حيطه دانش مهندسي  صنايع .

 

گام اول

 

مهندسی  (engineering)به چه معناست ؟

تاکنون بارها و بارها اين واژه را در كاربردهاي عاميانه و تخصصي شنيده‌ايم ؛ پرسش اينجاست  كه آيا اگر از ما بخواهند اين کلمه را به تعريف آوريم قادر به بيان روان آن هستيم ؟

گام اول ما در يادگيری مهندسی صنايع ، آموزش معنای دقيقی برای مهندسی است . مجمع اعتباری مهندسی و تکنولوژی

(the Accrediation Board for Engineering and Technology)

که يکی از وظايف آن تعريف و يکسان‌سازی واژه‌های مهندسيست ، مهندسی را به صورت زير تعريف می‌کند :

مهندسی ، مجموعه مهارتهايی است که با استفاده از معلومات رياضی و علوم طبيعی و در اثر مطالعه ، تمرين و تکرار حاصل شده‌اند و ما را به راههای بهره‌گيری اقتصادی‌تر از مواد اوليه و منابع طبيعی در جهت منافع انسانيمان رهنمون می‌کنند .

حال درک روشنی از واژه پراستفاده مهندسی پيدا کرده‌ايم ؛ مشاهده مي‌نماييم که حيطه وسيعی در اين تعريف جای می‌گيرند و به طور کلی می‌توان گفت که هدف غايی همه آنها کمک به زندگی بهتر و راحت‌تر برای مجموعه انسانهاست . اين هدف را از خاطر نبريم ...

(دوستای عزیز گامهای دوم و سوم رو بعدا" واستون تو وبلاگ می زارم.)

+ نوشته شده در  یکم دی 1385ساعت   توسط امین جاوید مهر  | 

عمرتون صد شب یلدا   دلتون قد یه دریا  توی این شبای سرما  یادتون همیشه با ما...(دوستای عزیز شب یلدا بر شما و خونوادتون مبارک باشه)

+ نوشته شده در  سی ام آذر 1385ساعت   توسط امین جاوید مهر  | 

روش تصميم‌گيري بهتر در يك محيط پويا

يك گفتگو با چند متخصص برجسته تصميم‌گيري

 

اشاره
اغلب مردم و حتي مديران با روشهاي درست تصميم گيري در يك محيط به شدت پويا آشنا نيستند. همان‌طور كه دكتر رالف كيني، در كتاب ارزنده "تفكر ارزشي: راهي به سوي تصميم‌گيري خلاق" خاطرنشان مي‌‌كند، مردم به روش"گزينه‌اي" تصميم مي‌گيرند، در حالي كه اصولاً بايد تصميم‌هاي خود را بر پايه "ارزشها"يشان اتخاذ كنند. علاوه‌براين، مردم و مديران زماني كه با يك موقعيت تصميم‌گيريِ دشوار رو به رو مي‌شوند، بين زمين و هوا سرگردان مي‌مانند: آيا بايد به سراغ روشهاي تحليلي تصميم‌گيري بروند؟ آيا بايد به احساسات و شهود دروني خود اكتفا كنند؟ متخصصاني كه در اين گفتگو حضور دارند، توضيح مي‌دهند كه چگونه مي‌توان بين شهود و تحليل عقلاني و نظام‌مند به يك موازنه صحيح رسيد. زماني كه شهود شما با يك تصميم مخالف است، شتاب نكنيد. اما مشكل اصلي و كليدي مردم در تصميم‌گيري اين است كه غالباً از روي عجله تصميم مي‌گيرند و آنقدر بر اين عجله اصرار دارند كه: اولا مسئله را به‌درستي تعريف و شفاف نمي‌كنند. ثانيا نمي‌توانند به "پيامدها"ي تصميم خود بينديشند و ببينند كه آيا واقعاً براي رويارويي با اين پيامدها آمادگي دارند يا نه.


اين گفتگو را معاون سردبير يكي از نشريات مديريتي آمريكا با افراد زير انجام داده است:

      -  دكتر رالف كيني، نويسنده كتاب معروف "تفكر ارزشي" استاد سابق ام آي تي

 

    -  دكتر هاوارد رايفا، استاد نمونه دانشكده مديريت هاروارد

      -  دكتر جان هاموند،  استاد سابق دانشكده مديريت هاروارد.



> به نظر شما، افراد عادي در تصميم‌گيرهاي دشوار مرتكب چه اشتباه‌هايي مي‌شوند؟

> كيني: يكي از شايع‌ترين اشتباه‌هاي مردم اين است كه اساساً از همان ابتدا مي‌خواهند مسأله نادرستي را حل ‌كنند. آنها از اولين مرحله تصميم‌گيري، يعني "توصيف تصميم"، چشم مي‌پوشند، بنابراين اهدافشان بسيار باريك مي‌شود و انتخاب‌هاي معدودي نيز پيش رو دارند. آنها در تصميم‌گيري عجله مي‌كنند و بر اين امر اصرار مي‌ورزند؛ به جاي آنكه اندكي دورتر بايستند و با نگرشي وسيع به موضوع نگاه كنند و واقعاً بر آنچه كه بايد متمركز شوند.



> چرا شما فكر مي‌كنيد مردم به ابزارهاي تصميم‌گيري درست مجهز نيستند؟

>كيني: من فكر مي‌كنم كه همه ما از دوسالگي تصميم‌گيري را آغاز مي‌كنيم، كاري كه تا پايان عمر ادامه دارد. از آنجا كه تمرين نكرده‌ايم و آموزش نديده‌ايم، به دام مشتي عادات غلط مي‌افتيم. ما در راهي قدم مي‌گذاريم كه خطر در كمين‌مان نشسته است. مادر از كودكش مي‌پرسد: "كدام شلوارت را مي‌پوشي؟ سبز يا قرمز؟" و از همان ابتداي زندگي، روش غلط تصميم‌گيري ـ تصميم‌گيري گزينه‌اي _ را به كودك مي‌آموزد, ‌آدم‌ها از ميان تصميم‌هايي كه ديگران برايشان ساخته‌اند انتخاب مي‌كنند.
۳۰ سال بعد، آنقدر به اين روش غلط معتاد مي شويم كه ديگر از خود نمي‌پرسيم به سراغ چه تصميم‌هايي بايد برويم.

> رايفا: من فكر‌ مي‌كنم چندان آسان نيست كه درباره تصميم‌گيري بيانديشيم. آسان‌ترين راهي كه به نظر مي‌آيد آن است كه درست همان چيزي را انجام دهيم كه قضا و قدر برايمان رقم زده است و سعي نكنيم كه موضوع را به بحث بگذاريم و مزايا و معايب قضيه را موازنه كنيم.اغلب اوقات بسياري از اهداف ما يكديگر در تضاد هستند ـ مثلاً كاري كه بايد انجام دهيد تا پولدار شويد، شايد چندان براي خانواده‌تان خوشايند نباشد.



> لطفاً در باره فرايند صحيح تصميم‌گيري توضيح بيشتري بدهيد.

> هاموند: اساساً فرايندي كه ما توصيه مي‌كنيم،
۸ گام دارد. البته شايد بسته به شرايط خاص شما، لازم نباشد همه اين گام‌ها را برداريد. اما در هر حال، اولين كاري كه بايد انجام دهيد، تعريف و توصيف "مسأله تصميمي" است كه با آن مواجه هستيد ـ يعني آنچه كه بايد در مورد آن تصميم بگيريد.



> از كجا مي‌توان فهميد كه مسأله به‌خوبي تعريف شده است؟

> هاموند: خود اين يك تصميم است. شما بايد بر اين موضوع پافشاري كنيد و مدام از خود بپرسيد: "آيا اين واقعاً همان چيزي است كه قرار است در مورد آن تصميم بگيرم؟" در آغاز راه اين سوال را از خود بپرسيد و مادامي كه پيش‌ مي‌رويد، باز هم از خود بپرسيد: "آيا بر روي مسأله درستي كار مي‌كنم؟" گاهي در حين تصميم‌گيري، اوضاع تغيير مي‌كند و متعاقباً مسأله هم عوض مي‌شود. بعضي‌وقت‌ها هم مسأله عوض نمي‌شود، اما شناخت شما نسبت به شرايط تغيير مي‌كند. متأسفانه بايد بگويم هيچ ابزار سحرآميزي وجود ندارد كه شما را مطمئن كند راه درست را پيدا كرده‌ايد.

> رايفا: يك مثال خوب، ماجراي اسميت است كه ما مشاور او بوديم. اسميت كه با شريك خود در صنعت عايق‌هاي صوتي فعاليت مي‌كرد، از زندگي خود ناراضي بود و فكر مي‌كرد بايد سهمش را بفروشد. او مسأله را براي خود اينگونه تعريف كرده بود: "سهم من از كسب‌وكار شراكتي‌مان چقدر مي‌ارزد؟"

> هاموند: او گفت كه مي‌خواهد در مورد فروش سهام به شريكش با ما صحبت كند. اساساً او مسأله را با دقت ساختار‌بندي نكرده بود. او فكر مي‌كرد كه مسأله، قيمت‌گذاري صحيح سهمش است. او روي گزينه‌هاي خلاقانه‌ كار نكرده بود؛ گزينه‌اي كه او بر آن اصرار مي‌ورزيد، فروش سهام به شريكش بود.اگر مسأله او فروش سهام بود، آيا نمي‌توانست آن‌ها را به شخص ديگري بجز شريكش بفروشد؟ آيا ممكن نبود كه هر دوي آنها سهمشان را به شخص سومي واگذار مي‌كردند تا شريكش در صورت تمايل بتواند كسب‌وكارش را مديريت كند؟ اما از آنجا كه اسميت مسأله را به‌خوبي ساختاربندي نكرده بود، طيف وسيعي از گزينه‌ها از ديدش پنهان مانده بود، از جمله همان گزينه‌اي كه در نهايت آن را انتخاب نمود. او "پيامدها" را نيز با دقت از نظر نگذرانده بود. مثلاً پيامد تصميم ابتدايي او اين بود كه در
۵۷ سالگي مي‌بايست رنج برپايي يك كسب‌وكار جديد را به جان مي‌خريد، كاري كه تقريباً غيرممكن بود. علاوه‌براين، اصلاً به ماليات بردرآمد هم فكر نكرده بود. بنابراين از آنجا كه او واقعاً پيامدها را نسنجيده بود، در موقعيتي نبود كه بتواند نتايج را به درستي موازنه كند. بعد از آن كه مختصري در مورد تصميمش با او صحبت كرديم، كمي در مورد مسأله تأمل كرد. در نهايت تصميم گرفت سهمش را به شريكش نفروشد، اما به جاي آنكه همان كار سابق را انجام دهد، در شهر ديگري شعبه جديدي افتتاح كرد. او در آن كار موفقيت‌هاي چشمگيري به دست آورد و سال‌ها بعد كار را به دستيارش واگذار كرد.



> شما چگونه به مردم كمك مي‌كنيد تا پرسش‌هاي درست را پيدا كنند؟ مطمئناً اسميت هم فكر مي‌كرد پرسش صحيح اين است كه "سهامش چقدر مي‌ارزد؟"

> رايفا: من معتقدم كمك‌كردن به ديگران در يافتن پرسش صحيح، كارهاي ديگري را هم شامل مي‌شود؛ ازجمله كندوكاو در اهداف، علائق، ترس‌ها، آمال و آرزوهايشان؛ كمك به آنها در تحليل روانشناختي خودشان، و پرسيدن از خود كه "واقعاً چه مي‌خواهند؟"، شناخت خواسته‌هاي اصلي‌شان و باز هم جستجو، جستجو و جستجو.

> هاموند: در يك كلام، از خود بپرسيد: "چرا من به اين تصميم فكر مي‌كنم؟"

> رايفا: همچنين بسيار مهم است كه با استفاده از تكنيك "توفان فكري" و ابداع گزينه‌هاي جديد، پا را فراتر بگذاريد: در آغاز راه نگاه خود را زياد به "عمل" معطوف نكنيد، بكوشيد درحين آنكه اهداف خود را در ذهن داريد، تا آنجا كه مي‌توانيد گزينه‌هاي بيشتري را تصور كنيد.

> كيني: مردم اصلاً به اين موضوع فكر نمي‌كنند كه آيا مسأله را درست فهميده‌اند يا نه؟ انسان "عمل‌زده‌"اي همچون اسميت تمايل دارد فوراً به‌سراغ يك راه‌حل متمركز شود. او فكر مي‌كرد: "من نمي‌خواهم مزاحم شريكم شوم، پس مي‌توانم سهمم را به او واگذار كنم". مي‌بينيد كه او به دقت فكر نكرده بود كه آيا مسأله درستي را حل‌ مي‌كند يا نه؟



> آيا شما فكر مي‌كنيد كه رويكرد تصميم‌گيري "كارآفرينان" ذاتاً با مردم عادي متفاوت است؟

> هاموند: آنچه تفاوت دارد، شيوه‌اي است كه كارآفرينان براي تعريف مسأله انتخاب مي‌كنند. كمبود منابع آنها را محدود نمي‌كند، آنها بالاخره براي بدست‌آوردن منابع راهي پيدا مي‌كنند.شايد كارمند يك شركت يا سازمان بزرگ با خود بگويد: "اينها منابعي هستند كه من در اختيار دارم، حالا با آنها چه مي‌توانم بكنم؟". در حالي‌كه يك كارآفرين مسأله را به‌گونه‌ ديگري فورموله مي‌كند و با خود مي‌گويد: "اين كاري است كه مي‌خواهم انجامش دهم. حالا چگونه بايد منابع آن را بدست آورم؟"



> من فكر مي‌كنم كارآفرينان طبيعتاً بزرگ مي‌انديشند.

> رايفا: بله، كارآفرينان بزرگ مي‌انديشند، و بزرگ‌انديشيدن يعني خلق فهرست وسيعي از گزينه‌ها. بعضي‌ از گزينه‌ها ممكن است شدني نباشند. اما شما بايد اينگونه بيانديشيد، خود را از شر محدوديت‌ها خلاص كنيد، خيال‌پردازانه بيانديشيد و از ديگران بخواهيد شما را در توفان فكري ياري دهند، اما هميشه‌ هدف‌هايتان را به خاطر داشته باشيد، و در مورد آنچه به دنبالش هستيد با خود صادق باشيد. شايد آنچه شما واقعاً به‌دنبالش هستيد، چيزي فراتر از كسب پول باشد.



> آيا زماني كه شما اينگونه وسيع مي‌انديشيد، از واقعيت‌هاي جاري فاصله نمي‌گيريد؟

> رايفا: شما بايد براي مدت زمان مشخصي خود را از واقعيت‌ها روزمره برهانيد. قرار نيست اهل توهم و تفكرات واهي باشيد، اما اين رفت و برگشت‌ها ـ از دنياي تخيل به دنياي واقعيت ـ لازم است.



> به نظر مي‌آيد فرهنگ ما تفكر كارآفرينانه را ارج مي‌نهد، كه البته اغلب اوقات همان شيوه‌هاي كهنه و قديمي تصميم‌گيري را نيز در بر مي‌گيرد. بسياري مواقع كارآفرينان در اوج عدم قطعيت، بدون در درست داشتن اطلاعات كافي و تنها برپايه يك "اشراق دروني" به سرعت تصميم مي‌گيرند. آيا از آنجا كه به‌رغم همه اين شواهد بعضي‌ افراد از روي بخت و اقبال و با مشتي اطلاعات نادرست در تصميم‌گيري موفق هستند، شما فكر مي‌كنيد عادات تصميم‌گيري ضعيف الگوي موفقي نبوده است؟

> هاموند: البته تعداد تصميم‌گيران شهودي، كه در كار خود موفق بوده‌اند، چندان كم نيست و ما آنها را تحسين مي‌كنيم. اما شيوه پيشنهادي ما مي‌تواند موفقيت‌هاي باورنكردني به ارمغان بياورد. شما مي‌توانيد تنها در عرض
۵ تا ۱۰ دقيقه فهرستي از پرسش‌ها را مرور كنيد: مسأله تصميم من چيست؟ (به دنبال چه هستم؟)، گزينه‌هايي كه پيش دارم كدامند؟ گزينه‌هاي ديگر چطور؟ و ... به بيان ديگر به‌سرعت مي‌توانيد مجموعه‌اي از اين پرسش‌هاي ساده را از خود بپرسيد. مي‌توانيد آن‌قدر اين كار را انجام دهيد تا ملكه ذهنتان شود.

> كيني: قهرمانان رشته‌هاي ورزشي را به‌خاطر بياوريد. آنها مي‌دانند كه در ميدان رقابت چه بايد بكنند. اما درست پيش از مسابقه ذهنشان را پاك مي‌كنند و تنها به آن چيزهايي فكر مي‌كنند كه اهميت دارد.



> جايگاه واقعي "شهود" در فرايند تصميم‌گيري صحيح چيست؟

> رايفا: بحث‌هاي فراواني مطرح است كه تحليل نظام‌مند به كجا مي‌انجامد يا تحليل شهودي چه نتيجه‌اي در بر دارد. يا چه اتفاقي مي‌افتد اگر اين دو در تضاد باشند؟ آيا بايد براساس شهود حركت كرد يا بر اساس تحليل‌هاي خشك و رسمي؟ پاسخ من آن است كه هرگاه شهود و تحليل شما در تعارض باشند، بايد كمي نگران شويد! بايد هر دو جنبه را بار ديگر مرور كنيد تا دريابيد كه وقتي شهود شما با چند تحليل نظام‌مند آميخته شود، چه خواهد شد؟ اگر تحليل شما به لحاظ شهودي غلط به نظر مي‌رسد، آن را نپذيريد و به كندوكاو ادامه دهيد.



> شما زنگ خطري را به صدا درآورديد. اگر ممكن است كمي بيشتر توضيح دهيد.

> رايفا: اگر احساس خوشايندي نداشته باشيد، بايد با خود بگوئيد: "شايد زمان عمل فرا نرسيده است و هنوز لازم است كمي بيشتر روي اين مسأله فكر كنم".



> آقاي دكتر! آيا تا به‌حال براي شما پيش‌ آمده است كه در مورد تصميمتان كاملاً مطمئن باشيد؟

> رايفا: وقتي جوان‌تر بودم و در دانشگاه كلمبيا تدريس مي‌كردم، پيشنهادي از دانشگاه هاروارد به دستم رسيد. تصميم‌گيري برايم بسيار دشوار شده بود. نهايتاً دوستي به من گفت: "دقت كن! تصميم تو، هرچه باشد، تو را به طور كامل متعهد نمي‌كند. بنابراين، كاري كه را دوست داري انجام بده. آن را با نزديكانت در ميان بگذار، اما پاسخ رسمي به پيشنهاد دانشگاه هاروارد را به آينده موكول كن. يك هفته صبر كن و بگذار احساساتت نيز بر تصميمي كه مي‌گيري مهر تأئيد بزنند. مزه تصميمت را قبل از عمل بچش!" فكر مي‌كنم توصيه بسيار خردمندانه‌اي بود.



> پس شما معتقد هستيد كه گاهي اوقات نبايد مجال را بر شهود دروني تنگ كنيم؟

> رايفا: آري، و اين موضوع بسيار مهم است.

> كيني: اجازه دهيد اين موضوع را طور ديگري بيان كنيم. اساسي‌ترين انگيزه و دليل تصميم‌گيري‌ اين است كه شما نگران "پيامدهاي احتمالي" تصميم‌هايتان هستيد. اگر نگران پيامدهاي تصميم‌هايتان نيستيد، زحمت تصميم‌گرفتن را به خود ندهيد.



> با اين وجود برخي مديران مي‌گويند لازمه تصميم‌گيري هوشمندانه و عملي اين است كه احساسات و شهودمان را ناديده بگيريم.

> كيني: اما من معتقدم كه درنظرگرفتن احساسات و دخالت‌دادن آنها در تصميم‌گيري به راحتي امكان‌پذير است.



> آيا شما فكر مي‌كنيد فرهنگ امروز ما با تصميم‌گيري نظام‌مند در تضاد است؟ ما مديراني را كه به سرعت تصميم ‌مي‌گيرند و برمبنان آن عمل مي‌كنند، تحسين مي‌كنيم. آنها هيچ‌گاه پشت ميز خود نمي‌نشينند تا فكر كنند، بلكه تصميم مي‌گيرند و به‌دنبال آن عمل مي‌كنند.

> رايفا: يكي از روش‌هاي تصميم‌گيري، تمرين "پيش‌تصميم‌گيري" است. يعني تفكر در مورد برخي امور، پيش از آن كه زمان آن فرا رسيده باشد. با اين كار زماني كه پاي يك تصميم‌گيري حقيقي به ميان مي‌آيد، شما آماده‌ايد و به يك فرآيند ذهني مسلح شده‌ايد كه شما را از ديگران جلو مي‌اندازد. مطمئن باشيد اين ساختار ذهني هيچ وقفه‌اي در فرايند تصميم‌گيري شما ايجاد نمي‌كند.

> هاموند: منظور دكتر رايفا را با يك مثال مي‌توان روشن كرد. معروف است كه دريانوردان خيلي سريع از پس حوادث برمي‌آيند و تصميم مي‌گيرند. اما آنها واقعاً في‌البداهه تصميم نمي‌گيرند! آنها با يكسري امور روزمره و تكراري مواجهند؛ درست مثل آتش‌نشان‌ها. همه مي‌گويند آنها هم خيلي سريع تصميم مي‌گيرند. اما تصميم‌هاي آنها واقعاً خودجوش نيست! آنها براي رويارويي با يك مجموعه از موقعيت‌هاي خاص آموزش ديده‌اند: در اين شرايط فلان كار را انجام دهيد و در فلان شرايط كار ديگري را. اين تصميم‌گيري نيست، بلكه يك "طرح‌ريزي اقتضائي" است.



> آيا فكر مي‌كنيد مي‌توانيم تصميم‌گيري هوشمندانه را به ديگري واگذار كنيم؟ به بيان ديگر، آيا كسي مي‌تواند به‌جاي ما تصميم بگيرد؟

> هاموند: من اين اختيار را تنها به كسي مي‌هم كه به اندازه خودم با اين شيوه تصميم‌گيري آشنا باشد، اهداف مرا بشناسد و بداند كه من در مورد هر چيزي چه احساسي دارم. من بسيار خرسند خواهم شد اگر كسي با اين شرايط پيدا شود و به‌جاي من تصميم بگيرد!



> آزاردهنده‌ترين موضوع براي يك كارآفرين اين است كه درست در شرايط "عدم قطعيت" بايد پشت سرهم تصميم بگيرد. كارآفرينان چگونه مي‌توانند با عدم قطعيت‌ها كنار بيايند و در آن شرايط تصميم بگيرند؟

> رايفا: درست همين‌جا يك دام در انتظار كارآفرينان است. ما نمي‌گوئيم كه مردم بايد احتمالات را كنار بگذارند و تنها به سراغ تحليل‌هاي كيفي بروند. ما مردم را تشويق مي‌كنيم كه درباره عدم قطعيت‌ها عميقاً فكر كنند و پيامد بروندادها را دنبال كنند. گاهي اوقات با كلنجاررفتن با عدم قطعيت‌ها، با فهرست‌كردن هر آنچه كه ممكن است رخ دهد، و تعيين احتمال پيشامدها، مي‌توانيد مسأله را كاملاً شفاف كنيد. بسيار مهم است كه عدم قطعيت‌ها را تشخيص دهيد، همچنين پيامدهاي احتمالي و عواقب آنها را. آيا اگر فلان اتفاق برايتان رخ دهد، راحت به رختخواب خواهيد رفت يا دچار دلشوره و تشويش خواهيد شد؟



> بعضي‌ها معتقدند اگر همه كاشفان و مخترعان از اين رويكرد تصميم‌گيري استفاده مي‌كردند، شايد خيلي از ايده‌هاي ناب دنياي كسب‌وكار هرگز زاده نمي‌شدند!

> رايفا: بله، درست است. اما يك تفاوت بزرگ ميان اين دو مقوله وجود دارد. عدم قطعيت ميان كيفيت تصميم و كيفيت پيشامدها را نمي‌توان كتمان كرد. ممكن است شما با همان روش‌هاي كهنه و قديمي تصميمي بگيريد و زياد هم فكر نكنيد، اما برحسب بخت و اقبال نتيجه به‌طور معجزه‌آسايي موفقيت‌آميز باشد. اما من فكر مي‌كنم شانس هم بيشتر به‌سراغ تصميم‌گيران زبردست مي‌رود تا ديگران!

+ نوشته شده در  بیست و نهم آذر 1385ساعت   توسط امین جاوید مهر  |