غم نامه پیام نور
غم نامه پیام نور:
حسرت به دلم ماند که به استادی استاد بگویم که واقعا استاد باشد.... حسرت به دلم ماند در کلاسی بنشینم که وقتی به پایان می رسد حس کنم بی سوادم، حس کنم استادم استاد است ...
آی آی چه حسرتی!!! حسرت به دلم ماند استادی را با دانشجو اشتباه نگیرم، حسرت به دلم ماند تیپ و قیافه ی استاد، استاد باشد.آی کسانی که گوش دارید ولی با آنها حرفهای بدبختانی مثل ما را نمی شنوید، آی آنهایی که آنجایی که باید باشید نیستید و آنجایی که نباید باشید هستید، لااقل بی سوادانی را به کلاس بفرستید که خوش هیکل و خوش تیپ باشند تا حداقل از طرز لباس پوشیدنشان چیز یاد بگیریم یا حداقل قدشان برسد تخته را پاک کنند... به که بگویم سرنوشت شومم را؟؟؟ از که بخواهم انتقام ذره ذره پودر شدنم را؟؟؟... سرآغازش این چنین بود که بعد از کنکور و بعد از آن فشارهای روانی دیگر حاضر به پشت کنکور ماندن نشدم و این بود گناه من و پای در پیام گور گذاشتن و در همان جلوی در و کنار کیوسک حراست بود که گورم کنده شد... از که بخواهم؟؟؟ ... چقدر اینور و آنور بروم؟؟؟... چشمم را بر سوالات اشتباه امتحانات ببندم یا بر عوض شدن لحظه به لحظه ی قوانین؟؟؟... چشمم را بر بی حرمتی ها ببندم یا بر بی موالاتی خودمان؟؟؟... لااقل اگر دانشگاه آزاد یا غیر انتفاعی بود از دیدن دانشجویان رنگ به رنگ تجدید روحیه می کردیم اما حیف که آن هم نیست و سرنوشت من چنین است که در این گورستان آرزوها که نه کلاس نقشه کشی اش مشخص است نه بایگانی اش بمانم... سرنوشت من این است که در جلوی دانشگاه با دیدن بنر نمایشگاه توانمندی های پیام نور آنقدر بخندم که بمیرم!!!... سرنوشت من این است که من یاد برنامه ریزی بیندازم که این ترم، ترم زوج است یا فرد!!!...
آری از آنها گفتم اما شنیدن از ما هم خالی از لطف نیست... مرامتان مرا کشته پیام نوریها... جوربوزه تان (املایش را نمی دانم حتی مهندس مجدی هم ندانست!!!)... نظمتان!!!... فریادم را چگونه بلند کنم وقتی که قادر نیستید حتی یک مراسم را که به دست خود دانشجویان است سر موقع شروع کنید (البته منهای دانشجویان صنایع). چگونه اعتراض کنم وقتی که دم از روشن فکری و بایدها و نبایدها می زنید و جوگیرانی مثل مرا جلو می اندازید و من می روم و حرفم را می زنم و وقتی پشت سرم را می بینم ...؟؟؟!!!! چگونه ادعای دانشجویی کنم وقتی نمی توانید خودتان مرزهایتان را مشخص کنید ... وقتی حتی نمی توانید ظرف غذایتان را در ظرف آشغال بیندازید ...
راست گفت آنکه گفت از ماست که بر ماست. و در آخر چنین دعایی در حق کنکوری ها می کنم: خدایا هیچ بنده ای را با قبولی از دانشگاه پیام نور به ورطه ی امتحان مکش ...آمین!!!

