تبليغاتX
مهندسی صناﻳﻊ دانشگاه ﭘﻴﺎم نور تبرﻳﺯ

مهندسی صناﻳﻊ دانشگاه ﭘﻴﺎم نور تبرﻳﺯ

وبلاگ دانشجویی مهندسی صناﻳﻊ دانشگاه ﭘﻴﺎم نور تبرﻳﺯ

زشت اما دوست داشتنی

جوليا زشت بود و كريه المنظر، با دندان هايي نامتناسب كه اصلا به صورت جوليا نمي آمدند. اولين روزي كه جوليا به مدرسه ما آمد هيچ دختري حاضر نبود كنار او بشيند. يادم هست همان روز ژانت دوست صميمي خواهر من كه دختر بسيار زيبايي بود مقابل جوليا ايستاد و از او پرسيد: (آيا ميداني زشت ترين دختر اين كلاس هستي؟)
همه از اين جمله ژانت خنده شان گرفت. حتي بعضي از پسر هاي كلاس در تصديق حرف ژانت سر تكان دادند و ويليام كه هميشه خودش را براي ژانت لوس ميكرد اضافه كرد: (حتي بين پسرها) اما جوليا با نگاهي مملو از مهرباني و عشق در جواب ژانت جمله اي گفت كه باعث شد همان روز اول تمام دختران كلاس احترام جوليا را بيشتر از ژانت حفظ كنند! جوليا جواب داد: (اما ژانت تو بسيار زيبا و جذاب هستي).
در همان هفته اول جوليا محبوب ترين و خواستني ترين عضو كلاس شد و كار به جايي رسيد كه براي اردوي آخر هفته همه مي خواستند جوليا با آنها هم گروه باشد. او براي هر كس اسم مناسبي انتخاب كرده بود . به يكي ميگفت چشم عسلي و به ديگري لقب ابرو كماني داده بود.حتي به آقاي ساندرز معلم كلاس لقب خوش اخلاق ترين و باهوش ترين معلم دنيا را داده بود. ويژگي برجسته جوليا در تعريف و تمجيد هايش از ديگران بود كه واقعا به حرف هايش ايمان داشت و دقيقا به جنبه هاي مثبت شخصيت هر فرد اشاره ميكرد. مثلا به من ميگفت بزرگترين نويسنده دنيا و به سيلويا خواهرم ميگفت بزرگترين آشپز دنيا! و حق هم داشت. آشپزي سيلويا حرف نداشت و من تعجب كرده بودم كه چگونه جوليا در همان هفته اول متوجه اين موضوع شده بود.
سال ها بعد جوليا به عنوان شهردار شهر كوچك ما انتخاب شد و من بعداز ده سال وقتي با او برخورد كردم بي توجه به قيافه و صورت ظاهريش احساس كردم شديدا به او علاقه مندم. جوليا فقط با تعريف ساده از خصوصيات مثبت افراد در دل آنها جاي باز ميكرد.
5 سال پيش وقتي كه براي خواستگاري جوليا رفتم دليل علاقه ام را جذابيت سحر آميزش خواندم و او با همان سادگي و وقار هميشگی اش گفت: (براي ديدن جذابيت يك چيز، بايد قبل از آن جذاب بود ) و من بلافاصله و بدون هيچ ترديدي در همان اتاق شهرداري از او خواستگاري كردم.
در حال حاضر من ازجوليا يك دختر سه ساله به نام آنجلا دارم. آنجلا بسيار زيباست و همه از زيبايي صورت او در حيرتند.
روزي مادرم از جوليا راز زيبايي آنجلا را پرسيد و جوليا در جوابش گفت: (من زيبايي چهره دخترم را مديون خانواده پدري او هستم) و مادرم روز بعد نيمي از دارايي هاي خانواده را به ما بخشيد.

نتیجه ای که من از این داستان گرفتم این بود که هیچوقت نباید تسلیم تقدیر شد و همیشه و در هر موقعیتی باید سعی کرد و نا امید نشد نقش اول این داستان فردی زشت با ظاهری نامتناسب بود ولی او بدون توجه به ظاهر خود و بدون توجه به گفته های دیگران توانسته بود زندگی موفق و دلپذیری برای خود فراهم کند و چون خودش ، خودش را باور داشت دیگران هم او را باور کرده و تا جایی رسیده بود که دیگران اداره شهرشان را به او سپرده بودند.
راستی برداشت شما از این داستان چیه؟؟؟
+ نوشته شده در  سی و یکم مرداد 1387ساعت   توسط علی عطائی  | 

بازدید علمی

بازدید علمی از مجتمع ماشین سازی تبریز

ثبت نام  ۲۹/۵/۸۵  الی ۲/۶/۸۷ از ساعت ۱۰:۳۰ الی ۱۲:۳۰ جهت ثبت نام به مجمع هسته های علمی مراجعه نمایید

ظرفیت محدوده لطفا عجله کنید ...

+ نوشته شده در  سی ام مرداد 1387ساعت   توسط   | 

سر ممیز کوچک

ارزیابی عملکرد ...

            پسر کوچکی وارد داروخانه شد، کارتن جوش شیرنی را به سمت تلفن هل داد.

            بر روی کارتن رفت تا دستش به دکمه های تلفن برسد و شروع کرد به گرفتن

            شماره ای هفت رقمی. مسئول دارو خانه متوجه پسر بود و به مکالماتش گوش

            داد.پسرک پرسید، خانم، می توانم خواهش کنم کوتاه کردن چمن ها را به من

            بسپارید؟ زن پاسخ داد، کسی هست که این کار را برایم انجام می دهد. پسرک

            گفت: خانم، من این کار را نصف قیمتی که او می گیرد انجام خواهم داد. زن

            در جوابش گفت که از کار این فرد کاملا راضی است. پسرک بیشتر اصرار کرد

            و پیشنهاد داد، خانم، من پیاده رو و جدول جلوی خانه را هم برایتان جارو

            می کنم، در این صورت شما در یکشنبه زیباترین چمن را در کل شهر خواهید

            داشت. مجددا زن پاسخش منفی بود. پسرک در حالی که لبخندی بر لب داشت،

            گوشی را گذاشت.مسئول داروخانه که به صحبت های او گوش داده بود به سمتش

            رفت و گفت: پسر...از رفتارت خوشم میاد؛ به خاطر اینکه روحیه خاص و خوبی

            داری دوست دارم کاری بهت بدم پسر کوچک جواب داد:

 

            نه ممنون، من فقط داشتم عملکردم رو می سنجیدم، من همون کسی هستم که

            برای این خانوم کار می کنه.

+ نوشته شده در  بیست و هفتم مرداد 1387ساعت   توسط عباس صمدی  | 

تحجر ايروني يا فرهنگ ايروني ؟

تحجر ايروني يا فرهنگ ايروني ؟

تا حالا فكر كردين بيشتر ماها فكرهايي تو ذهنمون داريم كه فكر مي كنيم هميشه درستن ؟حتي فكر اشتباه بودن اين فكرها خيلي زود شالوده ذهنمونو به هم مي ريزه .بهتر بگم هميشه اين طور بهمون ياد دادن كه از حرف يا عقيده اي كه تو جامعه جا افتاده درست يا نادرست پيروي كنيم .چون اگه پيروي نكنيم محكوم به خيلي اتهامات مي شيم . يا شايد حتي به درستي و نادرستيش فكر كرديم ولي آيا تاحالا توان وقدرت يا بهتر بگم جرئتشو داشتيم درمقابل بعضي عقيده ها سفت و محكم وايسيم و اوني كه منطقي تره به كرسي بشونيم ؟ به نظر من كه اين اتفاق خيلي كم ميفته.بعضي عقيده هارو داريم يا بهتر بگم بعضي عقيده ها رو چنان بهمون تحميل كردن كه انگار يه اصله مثل شب و روز. كه البته به نظر من حتي ميشه اين اصلم زير سؤال برد.همه مون داد مي زنيم ، هوار مي كشيم ، آي اين مردم ال اين مردم بل ،فرهنگ ما اين طوري فرهنگ ما اون طوري... همچين باهم در مورد مردم حرف مي زنيم كه انگار اين مردم همونايي نيستن كه ديروز باهاشون در مورد بدي هاي اين يكي مردم حرف مي زديم !! 

هميشه منتظريم يه معجزه رخ بده و فكرهاي بد و عادت هاي بدمون رو اصلاح كنه .هيچ وقت به فكرمون نمي رسه اون تحولي رو كه انتظارش رو مي كشيم خودمون ايجاد كنيم . منتظر ديگرانيم . وقتي پاي حرفه خيلي آ روشن فكرن ،وقتي پاي بحثه خيلي آ بحث مي كنن ،همدردي مي كنن ،دنبال چاره اند،بافرهنگن ولي وقتي پاي عمل مي رسه همه سستن ، همه مي گن آخه من....آخه درسم....آخه زندگيم.....اين آخه ها تمومي نداره. بعد يه موقع چشمون رو باز مي كنيم مي بينيم هيچي ،هيشكي ،هيچ جا سرجاش نيست .اون ميگه آخه چرا؟ تقصير فلانيه... اين ميگه نه تقصير اين يكيه....همين فكرهاي كوچيك كوچيك بي اهميت تبديل مي شه به فكرهاي گنده گنده تغيرناپذير ناجور.

يادگرفتيم:ياد گرفتيم تو صف اتوبوس همديگه رو هل بديم ،رنگ سياه واسه يه دختر بهترين رنگه،وقتي يكي مرد ده بار واسه دور و بريامون شام بديم،فقط تو چهارراه شهناز چراغ راهنمايي رو رعايت كنيم،يادگريفتيم كاغذ بستني مون رو بندازيم خيابون،تو كتاب فروشي فقط كتابارو نگا كنيم ،بترسيم اعتراض كنيم،تو كار دسته جمعي شركت نكنيم،سرمون تو كار خودمون باشه و اون يكي واسمون مهم نباشه،فقط روز عاشورا مومن باشيم و يه چيزي احسان بديم كه همه بدونن ما داريم كار خوب مي كنيم ،تا بهمون پول ندن كاري نكنيم ،وقتي تو خيابون همديگه رو مي بينيم از ترس سلام دادن خودمونو قايم كنيم ،ياد گرفتيم همه مون بريم دانشگاه ،تو تابستون فقط بريم كلاس زبان وكامپيوتر، ياد گرفتيم ياد گرفتن موسيقي مال مطرب هاست ،وقتي عروسي مي كنيم حلقه گرون بخريم، از طلاق گرفتن بترسيم وسال ها با بدبختي زندگي كنيم،وقتي كسي حرف حق مي زنه چون به ضررمونه قبول نكنيم ،فقط فوتبال ورزشه ،استاد درس ندادم نداد،فقط نمره بده قبول بشيم،وقتي يه زن رانندگي مي كنه اذيتش كنيم ....

واي چقدر ما ياد گرفتيم، اين همه حرف نادرست رو قبول كرديم وداريم زندگي مي كنيم. بخدا هركسي جاي ما بود جهان سوم سهله تو جهان سيزدهم زندگي مي كرد. باز گلي به جمال خودمون!!!اگه يكي از اون ور دنيا بياد چن روز با ما زندگي كنه چه حسي بهش دست ميده؟؟!!!

 

+ نوشته شده در  بیست و ششم مرداد 1387ساعت   توسط هاله وجدانی  | 

تعاریف مشاغل

          

  تعریف مشاغل مختلف :

 

            سیاستمدار: کسی است که می تواند به شما بگوید به جهنم بروید

            منتها به نحوی که شما برای این سفر لحظه شماری کنید.

 

            مشاور: کسی است که ساعت شما را از دستتان باز می کند

            و بعد به شما می گوید ساعت چند است.

 

            حسابدار: کسی است که قیمت هر چیز را می داند

            ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند.

 

            بانکدار: کسی است هنگامی که هوا آفتابی است چترش را به شما قرض می دهد

            و درست تا باران شروع می شود آن را می خواهد.

 

            اقتصاددان: کسی است که فردا خواهد فهمید

            چرا چیزهایی که دیروز پیش بینی کرده بود امروز اتفاق نیفتاد.

 

            روزنامه نگار: کسی است که %50 از وقتش به نگفتن چیزهایی که می داند می

            گذرد و %50 بقیه وقتش به صحبت کردن در مورد چیزهایی که نمی داند.

 

            ریاضیدان: مرد کوری است که در یک اتاق تاریک

            بدنبال گربه سیاهیه می گردد که آنجا نیست.

 

            هنرمند مدرن: کسی است که رنگ را بر روی بوم می پاشد

            و با پارچه ای آن را بهم می زند و سپس پارچه را می فروشد.

 

            فیلسوف: کسی است که برای عده ای که خوابند حرف می زند.

 

            روانشناس: کسی است که از شما پول می گیرد تا سوالاتی را بپرسد

            که همسرتان مجانی از شما می پرسد.

 

            جامعه شناس: کسی است که وقتی ماشین خوشگلی از خیابان رد می شود

            و همه مردم به آن نگاه می کنند، او به مردم نگاه می کند.

 

            برنامه نویس: کسی است که مشکلی که از وجودش بی خبر بودید

            را به روشی که نمی فهمید حل می کند.

             و:

             مهندس صنایع: کسی است که به ریش همه ی اینها می خندد!

 

 

+ نوشته شده در  بیست و چهارم مرداد 1387ساعت   توسط عباس صمدی  | 

متوسط درآمد مهندسین صنایع در شهرهای مختلف جهان

طبق منبع خبري از سايت معتبر salaryexport.com حقوق ساليانه مهندسان صنايع در سال 2007 در نقاط مختلف جهان به شرح زير مي باشد:

  • ميانگين حقوق ساليانه مهندسي صنايع در شهر مادريد ، 63523 يورو معادل 77ميليون تومان مي باشد.
  • ميانگين حقوق ساليانه مهندسي صنايع در شهر مونيخ ، 87602 يورو معادل 107 ميليون تومان مي باشد. 
  • ميانگين حقوق ساليانه مهندسي صنايع در شهر لندن ، 31262 پوند معادل 59 ميليون تومان مي باشد. 
  • ميانگين حقوق ساليانه مهندسي صنايع در شهر توكيو ، 9739428 ين معادل  88 میلیون مي باشد. 
  • ميانگين حقوق ساليانه مهندسي صنايع در شهر اسلو (پایتخت نروژ)، 402449 كرنر معادل 75 میلیون مي باشد. 
  • ميانگين حقوق ساليانه مهندسي صنايع در شهر تهران ، 70321480 ريال مي باشد.

 « به نظرتون،متوسط حقوق تو شهر خودمون تبریز،چقدره؟؟؟ »

 برگرفته از سایت مهندسی صنایع دانشگاه تبریز (تحقيق توسط گروه علمي- مهندسي پویا)

 

+ نوشته شده در  بیستم مرداد 1387ساعت   توسط پروانه مسعود فر  | 

رئیس دانشگاه

سلام
این خبر رو همین الان به طور کاملا اتفاقی تو وب سایت خبرگزاری فارس دیدم که مربوط به امروزه لینکش رو هم این پایین میذارم تا برید و خودتون ببینید.

به دنبال تغيير در رياست دانشگاه تبريز

رئيس دانشگاه پيام نور آذربايجان شرقي، رئيس دانشگاه تبريز مي‌شود

خبرگزاري فارس: به دنبال تغيير در رياست دانشگاه تبريز، رئيس دانشگاه پيام نور استان آذربايجان شرقي، رئيس دانشگاه تبريز مي شود.

يك منبع آگاه امروز در گفتگو با خبرنگار فارس در تبريز گفت: به دنبال تغيير در رياست دانشگاه تبريز، محمدتقي علوي رئيس فعلي دانشگاه پيام نور استان آذربايجان شرقي جايگزين محمد سين سرورالدين رئيس دانشگاه تبريز مي‌شود.
وي اضافه كرد: مراسم معارفه رئيس دانشگاه تبريز سه شنبه 22 مرداد در دانشگاه تبريز برگزار مي‌شود.
گزارش فارس در عين حال حاكي است،رئيس دانشگاه تبريز در گفتگو با خبرنگار ما درباره تغيير خود گفت: هنوز حكمي در اين باره به دست من نرسيده است.
محمد حسين سرورالدين در عين حال با اظهار بي‌اطلاعي از اين تغيير اظهار داشت: به فعاليت خود در دانشگاه تبريز به عنوان عضو هيئت علمي رشته شيمي ادامه خواهم داد.
اين گزارش مي افزايد، در دوران رياست محمد حسين سرورالدين در دانشگاه تبريز ،فعاليت‌هاي علمي خوبي در دانشگاه تبريز صورت گرفت كه در آخرين مورد آن مي‌توان به اين مورد اشاره كرد كه همزمان با برگزاري هفتاد و دومين اجلاس شوراي اجرايي اتحاديه دانشگاه‌هاي جهان (IAU) در كشور هلند، دانشگاه تبريز به عنوان نخستين دانشگاه دولتي و تنها دانشگاه از جمهوري اسلامي ايران، عضو اصلي شوراي اجرايي دانشگاه‌هاي جهان شد.
براساس اين گزارش، دانشگاه تبريز در حال حاضر با بيش از 11 هزار نفر دانشجو، حدود 500 نفر هيئت علمي ،200 آزمايشگاه تخصصي و عمومي كه برخي در دنيا و برخي خاورميانه منحصر بفرد هستند، موزه تاريخ و فرهنگ، حوزه جانور شناسي، حوزه زمين شناسي، مركز پردازش تصاوير ماهواره اي و مراكز و موسسات تحقيقاتي و پژوهشي بزرگ، ظرفيت بسيار بزرگي را در كشور فراهم كرده تا در راستاي اهداف والاي جمهوري اسلامي به كار گرفته شود .
انتهاي پيام/ ف


امیدوارم دکتر علوی که من معتقدم زحمات زیادی برای دانشگاهمون کشیده همچنان رئیس دانشگاه ما باقی بمونه ولی اگر این خبر درست باشه ما بهترین حامی خودمون رو از دست میدیم.

نظر شما چیه ؟؟؟


http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8705180655
+ نوشته شده در  نوزدهم مرداد 1387ساعت   توسط علی عطائی  | 

شاگرد تنبل های موفق

اموزگاران توماس ادیسون مخترع برق،معتقد بودند او به قدری کودن است که قادر به یادگیری نیست.به همین دلیل در ۱۲سالگی از مدرسه اخراج شد.

 اسحاق نیوتن در مدرسه ابتدائی شاگرد بسیار ضعیفی بود.

لئوتولستوی ،نویسنده رمان مشهور "جنگ و صلح"در امتحانات دانشگاه مردود شد.استادان او را ناتوان در یادگیری توصیف کرده بودند.

والدین انریکو کاروسو،خواننده مشهور اپرا از او می خواستند که مهندس شود.استاد آواز او اعتقاد داشت او اصلآ صدای خوبی ندارد و خواننده خوبی نمی شود.

کارفرمایان اف.دبلیو.وولورث،تاجر مشهور آمریکایی معتقد بودند،او به قدری گیج و کودن است که حتی قادر به انجام امور پیش خدمتی هم نیست.

پدر رودین مجسمه ساز معروف در مورد او گفته بود:"من به جای یک پسر،یک احمق دارم."رودین بدترین شاگرد مدرسه شناخته شده بود و مدرسه هنرهای زیبا نیز سه بار از ثبت نام وی اجتناب کرده بود.

پاستور دانشمند بزرگ جهان قبل از تحصیلات دانشگاهی یک دانش آموز متوسط به حساب می آمد و در درس شیمی بین 22 نفر ،پانزدهمین نفر بود.

انیشتن،دانشمند بزرگ فیزیک جهان تا 4 سالگی حرف نزد و در هنگام ورود به دانشگاه چند دانشگاه از پذیرفتن او خودداری کردند.

+ نوشته شده در  هفدهم مرداد 1387ساعت   توسط فایزه پیروان  | 

آمار جدید

سلام
یه خبر خوب
امسال ظرفیت پذیرش دانشجوی مهندسی صنایع دوباره به حد نرمال برگشت این ظرفیت که پارسال با یک اقدام دیوانه وار و نسنجیده از 45 نفر به 110 نفر بعلاوه 50 نفر تو واحد تحت نظارت یا همون تراکتورسازی افزایش یافته بود ( که اونم تو دفترچه نوشته بود یعنی رقم واقعی بیش از این بود )  در حالی که نه ساختمان جدیدی به پیام نور لااقلش خودمون یعنی تبریز اختصاص یافته بود و نه به تعداد مورد نیاز اساتید جدید استخدام شده بود ولی امسال به دلیل اینکه رئیس کل دانشگاه پیام نور عوض شده و شخصی مطمئنا  معقول تر از رئیس قبلی جاش رو گرفته ظرفیت به 32 نفر بعلاوه 32 نفر تو تراکتورسازی تغییر یافته که این نیز دلیلی دیگر بر افزایش کیفیت آموزشی در دانشگاه پیام نور میباشد.
+ نوشته شده در  شانزدهم مرداد 1387ساعت   توسط علی عطائی  | 

قابل توجه جوانان! یک پیام از طرف بیل گیتس:

گیتس:جوانان دنیا را متحول کنند.

 

بیل گیتس رئیس مایکروسافت در سخنرانی اخیر خود گفت:نو آوری از ذهن های خلاق جوانانی سر چشمه می گیرد که زیر 25 سال دارند.نو آوری تنها زمانی شکوفا می شود که نا آگاهی بعضی از جوانان از بین برود.در حقیقت شجاعت و جرات اغلب به موفقیت های غیر منتظره ای می شود.زیاد دانستن بزرگسالان یک محدودیت است.توفیقی که احتمال انجام هر تجربه ای را می گیرد و می گوید:ما نمی توانیم کاری انجام دهیم!این در حالی است یک پسر نوجوان بدون اینکه به دانسته های زیاد خود فکر کند ذهن خود را به کار می اندازد.

وی گفت:ما باید نو آوری هایی ارائه دهیم که بیشتر برای کسانی که در زیر خط فقر هستند و در مکان های بدون برق و مدرسه و امکانات ضروری زندگی می کنند مفید باشد.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پانزدهم مرداد 1387ساعت   توسط مینا فرشباف 

کیفیت در دانشگاه پیام نور

 

اظهارنظرها درباره کيفيت آموزش در دانشگاه پيام نور با توجه به افزايش کميت ظرفيت پذيرش دانشجو، يکي از سوژه هاي خبرساز طي روزهاي اخير بوده است.
شايد انتخاب رئيس اين دانشگاه به عنوان سرپرست وزارت آموزش و پرورش و صدور بخشنامه اي مبني بر استفاده از فضاي مدارس به عنوان شعبه هاي اين دانشگاه اين گونه اظهارنظرها را دامن زده است.
بي ترديد تبديل شدن دانشگاه پيام نور به عنوان بزرگ ترين دانشگاه مجازي کشور مورد استقبال همه دست اندرکاران آموزش عالي و کارشناسان اين حوزه قرار مي گيرد، اما آنچه مورد ترديد است ، توجه به کيفيت در کنار افزايش کمي پذيرش دانشجوست که مبادا غفلت از چنين موضوعي موجب افزايش خيل بيکاران تحصيلکرده در جامعه شود.
«جام جم» 9 دي ماه نيز گزارشي دراين باره به چاپ رساند، گرچه رئيس دانشگاه پيام نور و روابط عمومي آن به رغم ارسال پرسش هاي خبرنگار جام جم حاضر به پاسخگويي نشدند. با اين حال ، روزنامه جام جم آماده دريافت و چاپ ديدگاه هاي کارشناسان در اين خصوص است.
آنچه در پي مي آيد از سوي دکتر لطف الله فروزنده ، عضو هيات علمي اين دانشگاه به دستمان رسيده که بيانگر ديدگاه هاي ايشان است.

 
با توجه به اين که دانشگاه پيام نور ظرفيت کمي خود را افزايش داده ، بعضا دلنگراني هايي درباره کيفيت مطرح شده است.
متاسفانه کساني که با سيستم آموزش از راه دور به سبک پيام نور آشنايي ندارند، آن را با دانشگاه هاي سنتي مقايسه مي کنند و به قضاوت غلط مي رسند. ابتدا لازم است برخي ويژگي هاي اين سيستم بيان شود تا بر اساس آن ، بحث کيفيت و سياست هاي دانشگاه ارزيابي شود.دانشگاه پيام نور کتاب محور است. معمولا کتب براساس جديدترين نظرات و ديدگاه ها در علوم مختلف انتخاب و به عنوان منبع معرفي يا تاليف مي شود و دانشجويان در سراسر کشور موظفند اين منبع را مطالعه کنند و امتحان بدهند. به اين ترتيب دخالت هاي شخصي و فردي در منبع و مطالب امتحان حذف خواهد شد.
در اين سيستم ، دانشجو مستقل و خودکفاست و بايد در پايان ترم منبع معرفي شده را به طور کامل امتحان دهد، لذا حداکثر تلاش را خواهد کرد. نقش استادان رفع اشکال است. به جاي 14 جلسه در 6 تا 8 جلسه بايد کل مطلب را مرور کنند که در نوع خود کار دشوار و سختي است. استادان بايد با تسلط کامل در کلاس حاضر شوند تا بتوانند به سوالات بخوبي پاسخ بدهند.
حضور دانشجو در کلاس اجباري نيست ، اما حداقل 6 نمره در اختيار استادان است که از طريق کار کلاسي يا امتحان ميان ترم اعمال خواهد شد.
امتحانات به صورت متمرکز و سراسري برگزار مي شود و از کيفيت و سلامت بالايي برخوردار است.
کتاب بودجه بندي شده و سوالات پس از ويرايش هاي مختلف متناسب با اين بودجه بندي طراحي خواهد شد. سيستم IT و الکترونيک نيز ابزاري است براي اين که سيستم دانشگاه پشتيباني شود تا دانشگاه به سوي دانشگاهي کاملا مجازي حرکت کند.
اين دانشگاه با پذيرش نيروهاي بومي بويژه خواهران تعارض هاي فرهنگي را به حداقل رسانده است و دانشجويان در کنار خانواده ، با حفظ ارزش ها و سنت ها مي توانند تحصيل کنند. در عين حال افراد در کنار کار و تلاش روزانه امکان آموزش و ادامه تحصيل دارند و نيروي انساني متدين و متعهد در همان مناطق محروم تربيت خواهد شد. به اين ترتيب از پديده مهاجرت متخصصان مناطق محروم جلوگيري مي کند.
در دولت نهم با عنايت و توجه ويژه شخص رئيس جمهور در جهت کميت و کيفيت ، گام هاي مهمي برداشته شده است که برخي از اقدام هاي کيفي عبارتند از:
تعداد اعضاي علمي از 500 نفر به 3 هزار نفر رسيده است. کل کلاس ها و درس ها به سي.دي کمک آموزشي مجهز شده است. برگزاري کلاس هاي رفع اشکال و مرور درس به عنوان تکاليف مدرسان مورد توجه قرار گرفته است. بررسي و بازنگري در کتب درسي در حد امکان شروع مي شود و ادامه دارد. احداث فضاي جديد آموزشي يا انتقال برخي فضاهاي مناسب از دستگاه ها به پيام نور تا حدودي مشکل کمبود فضا را حل کرده است. / تحصيلات تکميلي در سطح کارشناسي ارشد و دکتري توسعه يافته است. از ظرفيت در نيروي انساني و منابع دستگاه هاي دولتي استفاده شده است./ ظرفيت ها و استعدادهاي دانشگاه پيام نور به مسوولان و تصميم گيرندگان کشور تا حدودي معرفي شده است.
 
+ نوشته شده در  چهاردهم مرداد 1387ساعت   توسط احد کفاش خوش  | 

دانشگاه پیام نور در مالزی دانشجو می پذیرد

 

شعبه دانشگاه پيام‌نور در مالزي براي مقاطع كارشناسي و كارشناسي ارشد دانشجو مي‌پذيرد.

به گزارش سرويس صنفي آموزشي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، پذيرش دانشجو در دانشگاه پيام‌نور در مالزي در 12 رشته كارشناسي و 23 رشته كارشناسي ارشد صورت مي‌گيرد.

دانشجويان در صورت گذراندن كليه واحدهاي رشته مربوطه و موفقيت در امتحان جامع پايان دوره فارغ التحصيل شده و موفق به اخذ مدرك از دانشگاه پيام نور با تاييد وزارت علوم مي‌شوند.

همچنين دانشجويان دوره كارشناسي در صورت عزيمت دائم به ايران مي توانند در واحدهاي دانشگاه پيام نور ادامه تحصيل داده و فارغ التحصيل شوند.

داوطلبان تا 20 مرداد ماه (10 آگوست 2008) مهلت دارند تا نسبت به تکميل و ارسال مدارک ثبت‌نامي خود به دفتر نمايندگي دانشگاه پيام نور در مالزي اقدام كنند.

داوطلبان جهت كسب اطلاعات بيشتر مي‌توانند به سايت رايزني علمي ايران در مالزي به نشاني www.ir-sr.com  مراجعه كنند.

+ نوشته شده در  چهاردهم مرداد 1387ساعت   توسط احد کفاش خوش  | 

توسعه دانشگاه پیام نور

 

سرپرست دانشگاه پيام‌نور از برگزاري آزمون دكتراي فراگير دانشگاه پيام نور از سال آينده و پذيرش 300 هزار دانشجوي كارشناسي در دانشگاه پيام نور براي سال جاري خبر داد.

به گزارش خبرنگار صنفي آموزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دكتر سيد محمد حسيني امروز در يك نشست مطبوعاتي با اشاره به توسعه دانشگاه پيام نور، اظهار كرد: در حال حاضر دانشگاه پيام نور 800 هزار دانشجو دارد و امسال 200 هزار دانشجوي جديد از طريق كنكور و 100 هزار دانشجو از طريق آزمون فراگير كارشناسي وارد دانشگاه پيام نور مي‌شوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهاردهم مرداد 1387ساعت   توسط احد کفاش خوش  | 

يادواره مهندسي

 يادواره مهندسي

 

                  بسي رنج بردم در اين سال سي / كه مدرك بگيرم زبد شانسي

 

            نشد، دادم از كف همه زندگي / نهادم به سر افسر بندگي

 

            نبودم اوائل چنين ناتوان / ببودم به سر موي و بودم جوان

 

            نه تن خسته و ناتوان بودمي / نه اينگونه نامهربان بودمي

 

            نه اهريمني طينتي داشتم / نه بر خوي بد عادتي داشتم

 

            كنون بشنويد اينكه بيچاره من / چنان گشته‌ام اينچنين اهرمن

 

            بود شرح احوال من بس دراز / ولي قطره آن گويم از بحر، باز

 

            به هوش و خرد شهره بودم به شهر / نبودي چو من درسخواني به دهر

 

            به كنكور در رزم كنكوريان / زدم تستها را يكي در ميان

 

            به كف آمدم رتبه‌اي زير صد / نيارد چو من رتبه كس تا ابد

 

            خيالم كه ديگر مهندس شدم / نبودم خبر زينكه مفلس شدم

 

            به خود وعده‌اي نيك دادم همي / كه چون در خط درس افتادمي

 

            بيابم اگر صد هزاران كتاب / زنم از خوراك و ميرم ز خواب

 

            چنانش بخوانم به روزانه شب / كه خود گردم از كار خود در عجب

 

            وليكن چو پايم بدينجا رسيد / نبيند دو چشمت كه چشمم چه ديد

 

            به هنگامه ثبت نامم دمار / برآمد به يك روزه هفتاد بار

 

            به «آموزش»اش چون گذارم فتاد / رخ سرخ من رو به زردي نهاد

 

            چو دادندمي صد هزاران ورق / به رخساره زردم آمد عرق

 

            چنان بي كس و خسته ماندم به صف / كه رست از كف كفش مخلص علف

 

            پس از آن چو ديگر به صف ماندگان / به يك نمره گشتم من از بنديان

 

            بماند، پس نمره‌اي گم شدم / جدا از خود و شهر و مردم شدم

 

            به خود گفتم اين زندگي بهتر است / ره دانشم راه پر گوهر است

 

            گذشتم از آن فكر پيشينه‌ام / كه من ديگر آن شخص پيشين نه ام

 

            به من چه كه ديگر كسان چون كنند / به من چه، چه در كار گردون كنند

 

            به من چه فلاني دل آزرده است / به من چه خر مش رجب مرده است

 

            گذشتم از آن فكر پيشينه‌ام / كه من ديگر آن شخص پيشين نه ام

 

            كه دانش چراغ ره آدم است / كليد در گنج اين عالم است

 

            چو فرصت غنيمت شمارم كنون / مرا علم و دانش شود رهنمون

 

            پس از آن به مكتب نهادم چو پا / ز يك درب چوبي بسي بي صدا

 

            به رزم اندر آمد يكي اوستاد / بگفتا شكاري به دام اوفتاد

 

            بچرخيد و گرديد و غريد و گفت / در اين پهنه يكدم نشايد كه خفت

 

            كه من دكترا از فلان كشورم / يل سر سپاه فلان كشورم

 

            كنون گفته باشم به آغاز درس / ز كس گر نترسي، ز مخلص بترس

 

            بگفتم كه درست بسي ساده است / كدامين خر ز درست افتاده است؟

 

            بگفتا كه درسم بسي مشكل است / خيالات تو اي جوان باطل است

 

            چنانت بكوبم به گرز گران / كه پولاد كوبند آهنگران

 

            پس از آن سخنها و آن سرگذشت / دوماهي چو از آن سخن‌ها گذشت

 

            رياضي يكم نمره بر شيشه زد / هزاران غمم تيشه بر ريشه زد

 

            علومي چو بر بنده لشكر كشيد / سپاه معارف به دادم رسيد

 

            يكي بيست بگرفتم از ريشه‌ها / نشد كارگر زخم آن تيشه‌ها

 

            پس از آن معارف ز من قهر كرد / دهانم ز تلخي چنان زهر كرد

 

            به تالار و در گرمي ماه تير / بيامد ز در اوستادي چو شير

 

            بگفتا كه در رزم نام آوران / بدان،‌ خوان اول بود امتحان

 

            فراهم شد از جمع ما لشگري / يكي پهلوان‌تر از آن ديگري

 

            اتودها كشيده همه از نيام / كه بايد نمودن به دشمن قيام

 

            چو آمد فرود آن يل از پشت زين / ببست افسار رخش خود بر زمين

 

            كشيد از نيامش سوالات را / بگفتا كه حل كن محالات را

 

            سپه را به يك غرش آرام كرد / يلان را چنان اسب خود رام كرد

 

            بگفتا كه درسم بسي ساده است؟! / كدامين كس از درسم افتاده است؟!

 

            كنون گر تواني برو بچه‌جان / به فني زبندم تو خود را رهان

 

            نشستم چنان سنگ بر صندلي / به خود گفتمي اينكه ول معطلي

 

            برو فكر ديگر بكن اين جوان / مگر ترم ديگر شوي پهلوان

 

            شدم بر خر نحس شيطان سوار / دو صد حيله را چون نمودم قطار

 

            به يك روزه صدها گواهي بكف / به ظاهر پريشان و در دل شعف

 

            بگفتم كه من موقع امتحان / ببودم به بستر بسي ناتوان

 

            كه رحمي كن اي پهلوان رهنما / بيا بر من اكنون تو راهي نما

 

            كنون تا نيفتم به حال نزار / برونم كش از پهنه كارزار

 

            دو ترمي در اين نابرابر نبرد / دگر از چه آرم سرت را به درد

 

            هزاران كلك را زدم بيش و كم / كه شايد برون آيم از پنچ و خم

 

            رهي پرفراز و خم اندر خم است / در اين ره هزاران چو من رستم است

 

            يكيشان به رخش و يكي مرده رخش / يكي با درفش و يكي بي درفش

 

            هر اينك در انديشه كارزار / مگر آخر آيد غم روزگار

+ نوشته شده در  سیزدهم مرداد 1387ساعت   توسط عباس صمدی  | 

نسبت های طلایی

فوریه 21, 2008 روی · طبقه بندی شده زیر عجايب علم
دنیای اعداد بسیار زیباست و شما می توانید در آن شگفتیهای بسیاری را بیابید. در میان اعداد برخی از آنها اهمیت فوق العاده ای دارند، یکی از این اعداد که سابقه آشنایی بشر با آن به هزاران سال پیش از میلاد میرسد عددی است بنام "نسبت طلایی" یا Golden Ratio.
پاره خطی را در نظر بگیرید و فرض کنید که آنرا بگونه ای تقسیم کنید که نسبت بزرگ به کوچک معادل نسبت کل پاره خط به قسمت بزرگ باشد. به شکل توجه کنید. اگر این معادله ساده یعنی a2 =a*b+b2 را حل کنیم (کافی است بجای b عدد یک قرار دهیم بعد a را بدست آوریم) به نسبتی معادل تقریبا" 1.61803399 یا 1.618 خواهیم رسید.
شاید باور نکنید اما بسیاری از طراحان و معماران بزرگ....................ادامه مطالب

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دهم مرداد 1387ساعت   توسط احد کفاش خوش  | 

ملا نصرالدين و مهندسی صنایع:

 متن حكايت
ملا نصرالدين هر روز در بازار گدايي مي‌كرد و مردم با نيرنگي٬ حماقت او را دست مي‌انداختند. دو سكه به او نشان مي‌دادند كه يكي شان طلا بود و يكي از نقره. اما ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب مي‌كرد. اين داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز گروهي زن و مرد مي‌آمدند و دو سكه به او نشان مي دادند و ملا نصرالدين هميشه سكه نقره را انتخاب مي‌كرد. تا اينكه مرد مهرباني از راه رسيد و از اينكه ملا نصرالدين را آنطور دست مي‌انداختند٬ ناراحت شد. در گوشه ميدان به سراغش رفت و گفت: هر وقت دو سكه به تو نشان دادند٬ سكه طلا را بردار. اينطوري هم پول بيشتري گيرت مي‌آيد و هم ديگر دستت نمي‌اندازند. ملا نصرالدين پاسخ داد: ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سكه طلا را بردارم٬ ديگر مردم به من پول نمي‌دهند تا ثابت كنند كه من احمق تر از آن‌هايم. شما نمي‌دانيد تا حالا با اين كلك چقدر پول گير آورده‌ام.

 

   

شرح حكايت 1 (دیدگاه بازاریابی استراتژیک)
ملا نصرالدين با بهره‌گيري از استراتژي تركيبي بازاريابي، قيمت كم‌تر و ترويج، كسب و كار «گدايي» خود را رونق مي‌بخشد.

او از يك طرف هزينه كمتري به مردم تحميل مي‌كند و از طرف ديگر مردم را تشويق مي‌كند كه به او پول بدهند .
«اگر كاري كه مي كني٬ هوشمندانه باشد٬ هيچ اشكالي ندارد كه تو را احمق بدانند.»

------------ --------- --------- --------- --------- --
شرح حکایت 2 (دیدگاه سیستمی اجتماعی)
ملا نصرالدین درک درستی از باورهای اجتماعی مردم داشته است.

 او به خوبی می دانسته که گداها از نظر مردم آدم های احمقی هستند. او می دانسته که مردم، گدایی – یعنی از دست رنج دیگران نان خوردن را دوست ندارند و تحقیر می کنند. در واقع ملانصرالدین با تایید باور مردم به شیوه خود، فرصت دریافت پولی را بدست می آورده است.

 

«اگر بتوانی باورهای مردم را تایید کنی آنها احتمالا به تو کمک خواهند کرد.»

 

 

+ نوشته شده در  پنجم مرداد 1387ساعت   توسط عباس صمدی  | 

رمز ارزان بودن کالاهای چینی !

ارزان بودن کالاهای چینی دیگر تقریبا بر همه آشکار است.بسیاری از ما به این موضوع که عوامل مختلفی موجب کاهش بهای تمام شده کالای چینی میگردند پرداخته اند.هزینه مواد اولیه - نرخ پایین دستمزدها - نسبت ارزش یوان چین در مقابل دلار و .... از جمله عواملی بوده اند که تقریبا در همه جا به آن اشاره شده و در مورد آنها صحبت شده است.اما آنچه قابل مطرح است هزینه های مهم دیگری است که مربوط به هیچ یک از پارامترهای فوق نمیشود.منظور همان هزینه های بازاریابی و فروش است.

اگر دقت کرده باشیم کالاهای چینی از عوامل مربوط به بازاریابی نیز استفاده کرده اند تا کالاهایشان ارزان تمام شود. به عبارتی دیگر اگر همه عواملی که قبلا به آن پرداخت میشد مربوط به ارزان سازی کالا بود این بار با استفاده از حذف زیرکانه هزینه های بازاریابی در اصل استراتژی ارزان فروشی برای کالاهای چینی نمایان میگردد.ارزان فروشی در کالاهای چینی در اصل یک نوع استراتژی پنهانی است که منجر شده است تا هزینه های گوناگون بازاریابی و فروش روی دوش مشتری بیفتد.هزینه هایی مانند:

۱-مدیریت نام تجاری: کالاهای چینی به دلیل آنکه نام تجاری مورد دلخواه مشتری را روی محصولات درج میکنند در اصل تمامی هزینه های مربوط به مدیریت نام تجاری را به مشتری منتقل کرده و میتوانند کالایشان را خذف این هزینه ارزان تر به فروش برسانند.   

۲-هزینه های پروموشن(promotion): تبلیغ و پروموشنهای محصولات چینی به عهده خریدار است .در حالیکه اکثریت خریداران بی خبرند!

۳-هزینه توزیع: بخش عمده ای از قیمت فروش کالا مربوط به هزینه های توزیع میباشد.در کالاهای چینی تاجران کالا را تهیه نموده و خود بایستی هزینه های توزیع را متمل شوند تا کالا در نهایت به دست مصرف کننده نهایی برسد.از تخفیفات فروشندگان نیز خبری نیست. و کمتر شرکت چینی را میابید که نماینده فروش داشته باشد.

اگر کمی توجه کنیم به راحتی میتوانیم این لیست هزینه ها را توسعه دهید .کالاهای چینی هیچکدام از این هزینه ها را ندارند (و کالاهای ایرانی تا دلتون بخواد از این هزینه ها رو داره!)و لذا علاوه بر قیمت تمام شده محصولات قیمت فروش آنها نیز بسسیار پایین میباشد.

 

+ نوشته شده در  یکم مرداد 1387ساعت   توسط مینا فرشباف  |