گول ظواهر و کلام زیبا را نخوریم!
بابا سر جنباند و گفت: مي داني وقتي جوان بودم من هم در فوروارد مياني بازي مي كردم
اصف گفت:شرط مي بندم اگر بخواهيد هنوز هم مي توانيد. با چشمكي از روي خوش نيتي دل بابا را برد. بابا هم چشمكي زد. مي بينم كه پدرت پاچه خواري عالم گيرش را به تو هم ياد داده ….
.آصف پسر دورگه افغاني-الماني كه به دوستانش كتاب زندگي هيتلر هديه مي دهد يكي از قهرمانان رمان بادبادك باز خالد حسيني است . جلو چشمان امير كه قهرمان اصلي و راوي داستان است به حسن دوست امير هتك حرمت كرده است . و در اين صحنه كه براي جشن تولد امير امده است جلوي پدر امير بلبل زباني مي كند و بسيار مبادي اداب ظاهر مي شود بگونه اي كه پدر امير آرزو مي كند پسرش با او دوست شود. آصف كه در كوچه و خيابان با دوستانش چلوي بچه هاي ديگر را مي گيرد و با پنجه بوكس بر سرشان مي كوبد و به حسن…..مي كند
با يكي از دوستان صحبت مي كردم از كسي تعريف مي كرد كه خيلي با ادب و مبادي اداب است گفتم خيلي صفت پسنديده اي است ولي خيلي قبول ندارم كه دل و زبانش يكي باشد . يك همكار داشتم انقدر در برخوردها به من احترام مي گذاشت كه واقعا شرمنده مي شدم . از طبقه ششم همپاي من مي آمد تا دم ماشين مرا بدرقه مي كرد و هر چه عبارات زيبا بلد بود در خداحافظي با من بكار مي گرفت ولي در كار و عمل چشم ديدن مرا نداشت و به هر طريق ممكن در پشت سر توطئه مي كرد و خنجر زهر اگين مي زد . ..
در سازمانها اينگونه افراد وجود دارند و مديران سازمان بايد در
مقابل انها هشيار باشند . طرف با اداهاي بسيار دانشمندانه در
مقابل مدير تزهاي زيبا ميدهد .با اين تزهاي زيبا هر كسي را
خراب مي كند . از فلان فرد صد جمله تعريف آميز مي گويد ولي
آخرش با ادب و متانت يك اما مي گويد و يك صفت منفي را كه
مي داند مدير نسبت به ان حساس است بيان مي كند كه تمام
ان تعريفها را از بين مي برد و تصوير منفي از فرد مورد نظر در
ذهن مدير ايجاد مي كند . نكات مثبت جاري در سازمان را بيان
نمي كند و انها را در آخر بعنوان پيشنهادات خودش براي بهبود
اوضاع بيان مي كند .و وقتي مدير نيست هر كاري از دستش بر
مي ايد انجام ميدهد تا اين رويه هاي مثبت پياده نشود و يا
شكست بخورد . افكار منفي در سازمان مي پراكند . اساس
سازمان و ديدگاههاي مدير را زير سوال مي برد . ارزشهاي مثبت
بيان شده در سازمان را ايده آلهاي ذهني و تئوري مي خواند و…
همه اينكارها را با ادب و تربيت مي كند . پيش فرد ايكس
جملاتي را مي گويد كه پيش مدير اصلا بر زبان نمي آورد و اگر
براي مدير نقل شود كه ايشان چنين كلامي را گفته است باور
نمي كند .
این حرفا به خاطر این بود که بدونیم: براي فرار از مضرات اينگونه
افراد براي سازمان بايد كانالهاي ارتباطي مدير تعريف شده و
متعدد باشد . اگر مدير كانالهاي معتبر را بر روي خودش ببندد
اينگونه افراد در كارشان موفق مي شوند . cross check كردن
اطلاعات به مدير كمك مي كند تا دست اين افراد رو شود .
به نيت افراد و عملكرد واقعي انها پي ببريم كه بهترين راه
شناخت است . ظواهر خيلي به ما در شناخت افراد كمك نمي
كند .
و در آخر اینکه این گفته ها برای یک مدیر صدق نمیکند بلکه برای هر کسی در هر زمانی و در سنی صادقه!

