مطلب در غالب عکس

این یکی که مهندسی صنایع توش خلاصه شده:

وبلاگ دانشجویی مهندسی صناﻳﻊ دانشگاه ﭘﻴﺎم نور تبرﻳﺯ

این یکی که مهندسی صنایع توش خلاصه شده:

هر کجا هستم باشم
آسمان مال من است...
با این که میدونم آخرهای ترمه وهمه مون یه طوری میخایم (=می خوا هیم) مشغول درسهای نخونده مون باشیم ویا بعضی هامون مشغول خوندن واسه کنکور دوباره یا در آوردن پول واسه آینده ی نزدیک، دنبال کار و تجربه هستیم ، با این همه حتما فرصت کردین فکر کنین که چرا الآن تو این شرایط هستیم(منظورم شرایط مشترکیه که داریم) شرایطی که بعضی وقت ها فکر میکنیم مثل یه ماهیه در حال رشدیم ، که تنگ آب برامون کوچیکه، شاید بعضی هامون این تنگ کوچیک رو قبول کنند و سعی بکنند خودشون رو به اون عادت بدند،وشاید بعضی هامون دلشون تو این تنگ کوچیک بگیره و بخواهن فرار کنند...به رودخونه ...به دریا ...یا شاید هم به اقیانوس. ولی یه فکر به ظاهر سخت تر ولی از همه راحتتر و شیرین تر هم وجود داره،آره تنگی که توش هستیم روبه اندازه رشدمون بزرگ تر کنیم، به آینده امید داشته باشیم و روز به روز بزرگ بشیم.
به جای فرار به آرزوهای دور و دراز ویا بی تفاوتی و بی مسئولیتی و تنبلی در قبال مسائل خودمون، باید حس مشارکت و تلاش و همدلی رو بین خودمون تقویت کنیم.
منتظر نظرهای خوب شما هستم .![]()

با عرض سلام خدمت دوستای عزیز![]()
![]()
خیلی دنبال مطلب علمی گشتم که تو وبلاگ بذارم اما هیچ کدوم از مطالبی که پیدا کردم اونقدر ساده نبود که یه دانشجوی ترم ۲ بتونه درکش کنه!فکر کنم به ما نیومده مطلب علمی بنویسیم.
اما این طنز انقدر با مزه بود که حیفم اومد براتون نذارمش.امیدوارم خوشتون بیاد![]()
![]()
"يك ترم در سه قسمت"
پرده اول: ترم كه شروع مي شه خيالمون راحته كه كو تا آخر ترم؟ پس شب امتحان را براي چي گذاشتن؟ يه شبه مي خونيم و به ياري تقلب دوستان و لطف استاد پاس مي شيم. تازه بعضي ها كه خيلي بلند پروازند خودشونو شاگرد اول تصور مي كنن؛ قبل از كلاس، سلف، و بعد از اون هم متراژ دانشگاه، بلوتوث بازي و آمارگيري افراد حاضر در دانشگاه. سر كلاس هم خدا مي دونه كجاييم؛ از پرچونگي و صرف تنقلات گرفته تا كشيدن كاريكاتور استاد و غرق شدن در عالم هپلوت! حواسمون به همه چيز هست غير از حرف هاي استاد. ![]()
پرده دوم: خب حالا وسط ترمه و قطر مطالب تدريس شده كتب كم كم نگرانمون مي كنه. ولي اين هم يه نگراني كوتاه مدته چون شاعر گفته «چو فردا بيايد فكر فردا كنيم پس امروز بنشينيم و كمي حال كنيم!» (توصيه مي كنيم دنبال شاعرش نگرديد چون همين يه بيت را گفت و مُرد!)![]()
![]()
وسط ترم ديگه كلاسها خسته مون مي كنه، و موضوع داره برامون تكراري ميشه براي همين كم كم كلاسها رو دودره مي كنيم. آخه وقت طلاست. حيفه كه سر اين كلاس و اون كلاس هدر بره! تازه ما نيامديم دانشگاه كه درس بخونيم فقط اومديم اگر اشكالي تو درسها بود برطرفش كنيم!!![]()
خلاصه كم كم به فكر كامل كردن جزوه هامون مي افتيم و از اين و اون و علي الخصوص بچه مثبت هاي دانشگاه جزوه و كتاب مي گيريم و بعضي ها به اين هوا و جزوه گرفتن از بعضي هاي ديگه با يه تير دو نشون مي زنند! (حالا خودتون بيابيد نشان دوم را!)![]()
پرده سوم: حالا مي رسيم به قسمت تراژدي داستان كه همون دوران خوفناك امتحانه. شب امتحان كه مي شه كتابها رو باز مي كنيم. مثلا شروع مي كنيم به خوندن ولي هر چي بيشتر مي خونيم كمتر مي فهميم و متعجب از اينكه استاد كي اين همه مطلب ثقيل رو درس داده كه ما نفهميديم!!!![]()
![]()
شب امتحان رو با اشك و آه و مويه و نوشتن تقلب با مدرن ترين انواع آن (از قبيل نوشتن روي تمامي اعضاي بدن و كف كفش و دستمال كاغذي و....) سپري مي كنيم و صبح با روحيه اي كاملا آماده البته براي افتادن! به رينگ خونين قدم مي گذاريم و آنجا مجروحان نسبتا زيادي كه از نظر حال و روز مثل خودمون هستند رو مي بينيم. البته در اين بين تعداد انگشت شماري بچه مثبت با روحيه بشاش و نيش هاي باز تا بناگوش به چشم مي خورند.
وقتي برگه امتحاني رو ورانداز مي كنيم مي بينيم هيچ كدام از تقلب هايي كه نوشتيم كارساز نيست و با كلي به زحمت انداختن چند عدد از سلول هاي خاكستري مغزمون يه چيزهايي براي خالي نبودن عريضه مي نويسيم. و بعد تازه به فكر ياري گرفتن از دوستان شفيق مي افتيم. اما هيچ كس متوجه نگاه هاي ملتمسانه و كنجكاوانه ما نمي شود جز مراقب جلسه! كه اون هم متقابلا با يك نگاه چپ چپ به ما هشدار مي دهد كه...! و ما هم چشم خودمون را جمع و جور مي كنيم و سعي مي كنيم فقط به ورقه خودمون نگاه كنيم (البته اگر بشه و ما رو نندازه. واي كه ما چقدر قانع و كم رو هستيم!) البته بايد در حين نوشتن يادمون باشه كه مثل رنجنامه قبلي در نياد و مطالب جديدي براي استاد داشته باشه!!! ![]()
لازم به تذکرنیست که این وبلاگ . وبلاگ دانشجویان مهندسی صنایع دانشگاه پیام نور تبریز است. ومیشه در اون از هر چه میخواهد دل تنگت بگویی
پس توجه شما را به یک مقاله در نیویورک تایمز جلب میکنم که نامربوط به نگرش برادران و خواهران غربی نسبت به فرهنگ ایرانی اسلامی نیست.عنوان مقاله هست:
When a Kiss Is More Than a Kiss
اگه یه وقت تواین مقاله به اسم Mahmoud Ahmadinejad.بر خورردید جانخورید چون این مدیا های غربی کاری ندارن به جز گیر دادن به ما ایرونی های با تمدن
موش ازشكاف ديوار سرك كشيد تا ببيند اين همه سر و صدا براي چيست. مرد مزرعه دار تازه از شهر رسيده بود و بستهاي با خود آورده بود و زنش با خوشحالي مشغول باز كردن بسته بود .موش لبهايش را ليسيد و با خود گفت :«كاش يك غذاي حسابي باشد. اما همين كه بسته را باز كردند، از ترس تمام بدنش به لرزه افتاد چون صاحب مزرعه يك تله موش خريده بود. موش با سرعت به مزرعه برگشت تا اين خبر جديد را به همه حيوانات بدهد. او به هركسي كه ميرسيد، مي گفت: «توي مزرعه يك تله موش آوردهاند، صاحب مزرعه يك تله موش خريده است . . .». مرغ با شنيدن اين خبر بال هايش را تكان داد و گفت: « آقاي موش، برايت متأسفم. از اين به بعد خيلي بايد مواظب خودت باشي، به هر حال من كاري به تله موش ندارم، تله موش هم ربطي به من ندارد». ميش وقتي خبر تله موش را شنيد ، صداي بلند سر داد و گفت: «آقاي موش من فقط ميتوانم دعايت كنم كه توي تله نيفتي، چون خودت خوب ميداني كه تله موش به من ربطي ندارد. مطمئن باش كه دعاي من پشت و پناه تو خواهد بود. موش كه از حيوانات مزرعه انتظار همدردي داشت، به سراغ گاو رفت. اما گاو هم با شنيدن خبر، سري تكان داد و گفت: « من كه تا حالا نديدهام يك گاوي توي تله موش بيفتد!» او اين را گفت و زير لب خندهاي كرد و دوباره مشغول چريدن شد. سرانجام، موش نااميد از همه جا به سوراخ خودش برگشت و در اين فكر بود كه اگر روزي در تله موش بيفتد، چه مي شود؟
در نيمههاي همان شب، صداي شديد به هم خوردن چيزي در خانه پيچيد. زن مزرعه دار بلافاصله بلند شد و به سوي انباري رفت تا موش را كه در تله افتاده بود، ببيند. او در تاريكي متوجه نشد كه آنچه در تله موش تقلا مي كرده، موش نبود بلكه مار خطرناكي بود كه دمش در تله گير كرده بود. همين كه زن به تله موش نزديك شد، مار پايش را نيش زد و صداي جيغ و فريادش به هوا بلند شد. صاحب مزرعه با شنيدن صداي جيغ از خواب پريد و به طرف صدا رفت. وقتي زنش را در اين حال ديد او را فوراً به بيمارستان رساند. بعد از چند روز، حال وي بهتر شد. اما روزي كه به خانه برگشت، هنوز تب داشت. زن همسايه كه به عيادت بيمار آمده بود، گفت: براي تقويت بيمار و قطع شدن تب او هيچ غذايي مثل سوپ مرغ نيست. مرد مزرعه دار كه زنش را خيلي دوست داشت فوراً به سراغ مرغ رفت و ساعتي بعد بوي خوش سوپ مرغ در خانه پيچيد. اما هرچه صبر كردند، تب بيمار قطع نشد. بستگان او شب و روز به خانه آنها رفت و آمد ميكردند تا جوياي سلامتي او شوند. براي همين مرد مزرعه دار مجبور شد، ميش را هم قرباني كند تا با گوشت آن براي ميهمانان عزيزش غذا بپزد .روزها ميگذشت و حال زن مزرعه دار هر روز بدتر مي شد تا اين كه يك روز صبح، در حالي كه از درد به خود مي پيچيد از دنيا رفت و خبر مردن او خيلي زود در روستا پيچيد. افراد زيادي در مراسم خاكسپاري او شركت كردند. بنابراين، مرد مزرعه دار مجبور شد از گاوش هم بگذرد و غذاي مفصلي براي ميهمانان دور و نزديك تدارك ببيند .حالا، موش به تنهايي در مزرعه مي گرديد و به حيوانان زبان بستهاي فكر مي كرد كه كاري به كار تله موش نداشتند!
به مسائل سطحي نگاه نكنيد. شايد مسائلي كه در نگاه اول، بي ارتباط با يكديگر به نظر مي رسند، به هم مربوط باشند. نگاه عميق و سيستماتيك به مسائل و تفكر دقيق در مورد آنها، ميتواند به مديران كمك كند تا ريشه مسائل و مشكلات را بهتر و درست تر شناسايي كنند و بتوانند راه حل هاي مناسبي براي حل آنها بيابند.
بسمه تعالی
احترما از کلیه دانشجویان مهندسی صنایع که مایل به
فعالیت در انجمن علمی این رشته هستند، تقاضا می شود برای
ثبت نام و کسب اطلاعات بیشتر به آقایان مسعود باغبان و
احد کفاش خوش مراجعه نمایند.
باتشکر
هیئت موسس انجمن علمی مهندسی صنایع
ظرفیت پذیرش دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی صنایع کلیه دانشگاههای ایران:
|
دانشگاه /گرایش |
صنایع |
سیستمهای اقتصادی و اجتماعی |
مدیریت سیستم و بهره وری | |||
|
روزانه |
شبانه |
روزانه |
شبانه |
روزانه |
شبانه | |
|
صنعتی شریف |
14 |
0 |
12 |
0 |
14 |
20 |
|
تهران |
7 |
3 |
7 |
3 |
0 |
0 |
|
تربیت مدرس |
5 |
0 |
9 |
0 |
8 |
0 |
|
صنعتی امیرکبیر |
8 |
8 |
8 |
4 |
8 |
4 |
|
خواجه نصیر الدین طوسی |
5 |
2 |
0 |
0 |
0 |
0 |
|
علم وصنعت |
14 |
3 |
6 |
3 |
6 |
3 |
|
امام حسین (ع) |
0 |
0 |
30 |
0 |
0 |
0 |
|
صنعتی اصفهان |
6 |
3 |
5 |
2 |
0 |
0 |
|
بوعلی سینا_همدان |
0 |
0 |
6 |
4 |
0 |
0 |
|
سازمان مدیریت صنعتی |
0 |
0 |
0 |
0 |
15 |
0 |
|
موسسه عالی پژوهش در برنامه ریزی |
0 |
0 |
15 |
0 |
0 |
0 |
|
موسسه آموزش عالی خاتم |
0 |
0 |
0 |
0 |
23 |
0 |
|
علوم وفنون مازندران (غیر انتفاعی) |
15 |
0 |
15 |
0 |
0 |
0 |
|
یزد |
0 |
0 |
0 |
0 |
8 |
8 |
|
کیش(غیرانتفاعی) |
0 |
0 |
0 |
0 |
15 |
0 |
|
آزاد واحد علوم و تحقیقات |
0 |
0 |
20 |
0 |
0 |
0 |
|
آزاد واحد تهران جنوب |
21 |
0 |
0 |
0 |
0 |
0 |
|
آزاد واحد قزوین |
0 |
0 |
0 |
0 |
22 |
0 |
|
آزاد واحد اراک |
0 |
0 |
0 |
0 |
21 |
0 |
|
آزاد واحد نجف آباد |
21 |
0 |
0 |
0 |
14 |
0 |
|
آزاد واحد زاهدان |
0 |
0 |
0 |
0 |
18 |
0 |
|
مجموع |
116 |
19 |
133 |
16 |
172 |
35 |
جدول ضرایب آزمون کارشناسی ارشد مهندسی صنایع دانشگاه های سراسری و آزاد اسلامی
|
گرایش ـدروس |
زبان عمومی و تخصصی |
ریاضی عمومی |
تحقیق در عملیات |
آمار و احتمال مهندسی |
طرح ریزی واحدهای صنعتی |
کنترل موجودی |
برنامه نویسی کامپیوتر |
معملومات مدیریتی |
|
صنایع |
1 |
0 |
2 |
2 |
1 |
1 |
0 |
0 |
|
سیستمهای اقتصادی و اجتماعی |
2 |
3 |
2 |
3 |
0 |
0 |
2 |
0 |
|
مدیریت سیستم و بهره وری |
3 |
3 |
0 |
2 |
0 |
0 |
0 |
2 |
برای نمونه رتبه ها و رشته ها و دانشگاههای رتبه های برتر کنکور سال 1382 در این رشته، در ذیل آورده شده است:
رتبه 1 – مهندسی متالورژی و مواد- دانشگاه تهران
رتبه 2- ریاضیات کاربردی- دانشگاه تبریز
رتبه 3- مهندسی صنایع- دانشگاه شریف
رتبه 4- مهندسی مکانیک- دانشگاه امیرکبیر
رتبه 5- مهندسی عمران- دانشگاه امیرکبیر
برای شرکت در آزمون ورودی این رشته، داوطلب باید در امتحان دروس ریاضی 1و2 (ضریب 3)، آمار و احتمال (ضریب 3)، زبان(ضریب 2)،برنامه نویسی کامپیوتر(ضریب 2) و تحقیق در عملیات (ضریب 2) شرکت کند. با توجه به ظرفیت اندک پذیرفته شدگان (حدود 60 الی 100 نفر) و تعداد زیاد شرکت کنندگان (بیش از 5000 الی 6000 داوطلب) شانس با داوطلبانی است که اولا از پایه ریاضیات قوی تری برخورداد باشند و ثانیا تمام دروس یاد شده را با جدیت پیگیری کنند.
امید است تا پایان دوره ی کارشناسی ما، دانشگاه تبریز هم ارشد صنایع را تاسیس و ما را به قبولی در ارشد این رشته، بیش از پیش امید وار کند.
موفق و پیروز باشید اما همیشه امیدوار.
یه مطلب علمی که این دفعه همه با تمام جون ازش سر در میارن(واسه مدیریت مهندسی)
ده نکته برای شکست در مدیریت:
(1) وقتي كاركنان، خوب كار ميكنند، مديران اصلاً توجه نميكنند، ولي در صورت خطا، آنها را سرزنش و بعضاً تنبيه ميكنند.
(2) مديران ناكارآمد، واقعيتها را براي كاركنان بازگو نميكنند. آنها در حالي كه اخبار خوشايند را بزك كرده و به شكل بزرگنمايي شده به كاركنان خود نشان ميدهند، سعي ميكنند اخبار ناگوار را كوچك يا پنهان كنند.
(3) ارزيابي عملكرد افراد را عموماً براساس عملكرد انفرادي آنان محاسبه ميكنند، ولي براي سينرژي و فرهنگ توان افزايي و هم افزايي ارزشي قائل نيستند.
(4) با افراد باكاركرد ناچيز و كاركرد برجسته، يكسان برخورد ميكنند. اين برخورد باعث ميشود كاركناني با موقعيت اول هميشه در حال تمسخر و پوزخند و كاركناني با موقعيت دوم، هميشه بيانگيزه باشند.
5) ) با اجراي سياست تفرقه بينداز و حكومت كن، بر تيرگي روابط افراد سازمان دامن ميزنند.
(6) كارهاي كوچك را به آدمهاي بزرگ و شايسته و كارهاي بزرگ را به آدمهاي نالايق ميسپارند.
(7) با ديكته كردن قدم به قدم فعاليتها، ابتكار عمل و خلاقيت را از كاركنانشان سلب ميكنند.
(8) با عدم انعطافپذيري و عدم استقبال از انتقادات با روي باز، شجاعت و جسارت در نظريات و بيان عقايد را از كاركنان سلب ميكنند.
9) ) به دليل عدم تشخيص فرصتها و تهديدها، از انجام به موقع و حركتهاي توام با ريسك معذور است.
(10) نداشتن برنامه ريزي استراتژيك و چشماندازهاي لازم، سبب ناتواني در برداشتن موانع از سر راه و در نتيجه بزرگ شدن مشكلات ميشود
ده نکته برای پیروزی در مدیریت:
1- همگــام بودن با تکنولــوژی
تأثير پيشرفت سريع تکنولوژی همه ابعاد زندگی، بخوبی قابل مشاهده است؛ ولی هيچ ترسی نداشته باشيد. لزومی ندارد که شما در هر رشته و زمينه ای متخصص باشيد. فقط باید پيگير اين مسئله باشيد که چه تکنولوژی جديدی وارد بازار شده است و از آن برای افزايش تواناييهای شخصی خود استفاده کنيد.
2- مديـــريت اطلاعات
داشتن اطلاعات, منبع بسيار با ارزشی برای هر مدير محسوب می شود. سعی کنيد که اطلاعات خود را در همه زمينه ها گسترش دهيد. حافظه خود را تقویت نماييد تا اطلاعات کسب کرده را فراموش نکنيد و از آنها بتوانيد در همه جا استفاده کنيد. همچنين ضروری است که اطلاعات جمع آوری شده را در جايی ثبت نماييد تا در صورت فراموش کردن بتوانيد دوباره به آنها دست پيدا کنيد.
3- تعــادل احساســات
تقريباً استرس در طول روز همراه انسان است. بنابراين، برقراری تعادل ميان کارهای شخصی و شغلی به کنترل استرس کمک می کند. داشتن تعادل در احساسات، نشانگر دستيابی شما به چشم انداز مورد نظرتان است.
4- مديــريت ارتباطات بــر ارتباطات
بر ارتباطات خود مديريت کنيد، نه بر کارمندانتان. نکته مهم اين است که بتوانيد بدون بيان مشکلات در يک محيط کاری پرتحرک از نحوه ارتباط کارمندان تمام وقت، پاره وقت، قراردادی و آموزش ديده به ضعفهای موجود در سيستم پی ببريد و از تواناييهای درونی آنها برای رسيدن به اهداف سازمان سود ببريد.
5- توانايـــی سازگــار شدن با محيط
در دنيای بشدت متحول کار بايد ياد بگيريد که خود را با شرايط محيطی پر تحرک تطبيق دهيد. يک مدير موفق بايد بتواند در ظرف يک دقيقه نقش خود را از سياستگذار به حامی يا هدايت کننده گروه تغيير دهد.
6- مديـــريت منابع
همواره ميزان بودجه تخصيص يافته، کم است. بنابراين، استفاده بهينه از منابع تحت اختيار توسط مدير ضروری است. تجربه و دانش کارمندان اهميت فراوانی دارد و می توان از آن به عنوان يک عامل پيش برنده برای شرکت استفاده کرد.کارمهم مدير،آموزش کارمندان، ايجاد انگيزه همراهی در آنها و همچنين ايجاد زمينه های پيشرفت چشمگير در سازمان است .
7- اخلاق خـــوب
مهارتهای رفتاری، برای سازمان، در حکم يک فيلتر است. اخلاق خوب يک مدير به تمام کارمندان منتقل می شود. با اخلاق خوب می توانيد صداقت، وفاداری و همدلی را در کارمندان خود ايجاد نماييد. تقويت اين عامل شخص را به سوی موفقيتهای اقتصادی هدايت می کند.
8- تنــوع
امروزه مديــران با قشرهای مختلفی از مردم کار می کنند. از اين رو، آشنايی با رفتارها و ديدگاههای آنان امری کاملا ضـــروری است.
9- هدايت نه مديـــريت
مدير بايد همانند يک رهبر، خلاق بوده، به دنبال هدفهای بلند مدت باشد و کارکنان خود را مورد توجه قرار دهد. ايجاد اعتماد و تحرک از ويژگيهای يک رهبر موفق است .
10-رويای شغلــی
روياهای شغلی شما نبايد يک هدف مقطعی يا شخصی باشد. امروزه، مديرانی موفق هستند که بتوانند ميزان پتانسيل کاری موجود در سازمان خود را پيش بينی کنند و تشخيص دهند که اهداف شغلی شان تا چه ميزان تحقق پيدا می کنند .
بر گرفته از وبلاگ:www.ie4u.blogfa.com
اینجا جای بــــــــــکر است،قـانون ندارد
مثـال آن عقل که میــــــــــــــــمون ندارد
شهــــر هـــــــــــرت که گویند اینجاست
برسـردرش نوشته کشک دوغ و ماست
همه ادمـــها یـــک جوری گــــــــــــیرند
بعضی ها تشنه لبخند بعضی ها ســـیرند
بـــــــــهانه نمی خواهد برای دیر مـاندن
گرچه اولش دری است برای گــیر دادن
همه اینجا زندانی یک تــــــــیکه علم اند
در گرفتن مدرک سراسر با حــــــــلم اند
هرکـــــه می خواهد، بــیاید در باز است
امــــــــــامــــــــــــیه،کـلید این راز است
گر تو می خواهی مـــــدرکی مـــــــــُفتی
ده بیـــــا ، معــــطل نکن ، کــجا مردی؟
مهــــــــــــــندس خواهی شوی بـــیا اینجا
دیپلم کافی است، شــــعورنمی خواهد بابا
کــــــاری ندارد،اسمت را بنویس همـــین
ســـال بعد شدی مـــــــــهندس بیا بــشین
همــــــین پنج کتاب است ،چـیزی نیست
در مقابل غول کنــــــکورپشـیزی نیست
نترس، صــــــــــــفر هم گرفتی اینجایی
مشــــــــــــروط نامی است برای زیبایی
یک سال آزگــــــــارپشت کنکور ماندن
آخرش ایــــــــــــنجا به زور مـــــــاندن
کنار بعضی ها نشســـــــــتن زور است
عــــــلم ودانش از آنــــــــــها دور است
بگذریم زهـــــر گوشـــــــه و کــــــنایه
مــــــا دوســــــتیم ، به هـــــر بــــــهانه
اینجا ماورایی است ،از هـــــمه جـــــدا
لحظه لحظه اش رویایی است،به خــــدا
شعر از پارسا
سلام بچه ها چند وقتی بود امکان راحت دسترسی به اینترنت رو نداشتم واسه همین نمیتونستم واستون مطالب جدید بذارم ولی امروز از یه شهر دیگه و از یه کافی نت این مطلب چرت رو براتون میذارم تا بدونین همیشه به یادتون هستم
چون نمیخوام شعر زیبای آقای کفاش به خاطر این مطلب چرت بیاد پایین واسه همین تاریخش رو یک دقیقه قبل تاریخ شعر آقای پارسا(که یه جورایی همون کفاشه) میذارم
قطعا با خواندن حقایق زیر تعجب خواهید کرد! اما این نتیجهی هوشمندی و شایستگی فردی است که با فکری نو و پشتکاری عالی توانست تحول بزرگی را صورت دهد.
1 . بيل گيتس در هر ثانيه 250 دلار آمريكا درآمد دارد، يعنی 20 ميليون دلار در روز و 8/7 ميليارد دلار در سال!
2 . اگر 1000 دلار از دست وی بر زمين بیافتد به خودش اين دردسر را نمیدهد كه برش دارد، چون در 4 ثانيهای كه برداشتنش طول میکشد، اين پول عايدش شده!
3 . آمريكا در حدود 62/5 هزار ميليارد دلار بدهی دارد و بيل گيتس به تنهايی میتواند ظرف 10 سال تمام بدهی آمريكا را بازپرداخت كند!
4 . او میتواند نفری 15 دلار به همهی جمعيت جهان بدهد و باز هم 5 ميليون دلار در جيبش باقی خواهد ماند!
5 . اگر مايكل جردن يعنی گرانترين ورزشكار آمريكايی هيچ غذا و آبی نخورد و همهی 30 ميليون دلار درآمد سالانهاش را پسانداز كند، 227 سال طول خواهد كشيد تا به ثروتمندی بيل گيتس شود!
6 . اگر بيل گيتس را به صورت يك كشور تصور كنيم، 37 مين كشور ثروتمند جهان میشود! يا به تنهايی درآمدی برابر سيزدهمين كمپاني عظيم آمريكايی خواهد داشت، حتی بيشتر از آیبیام!
7 . اگر همهی ثروت بيل گيتس را تبديل به يك دلاری كنيم، میشود جادهای از ماه تا زمين با آن كشيد كه 14 بار رفته و برگشته! ولی ساخت اين جاده، 1400 سال طول خواهد كشيد و 713 بوئينگ 747 بايد برای جابجايی اين پولها پرواز كنند.
8 . بيل گيتس امسال 40 ساله میشود. اگر فرض را بر اين بگيريم كه هنوز 35 سال ديگر هم زنده خواهد بود، میتواند روزی 78/6 ميليون دلار خرج كند قبل از اين كه به بهشت برود!
9 . اما! اگر كاربران ويندوزهای مایکروسافت بتوانند بابت هرباری كه كامپيوترشان هنگ میکند، يك دلار از بيل گيتس خسارت بگيرند، وی تنها در 3 سال ورشكست خواهد شد!